منابع مقالہ : کتاب عرفان اسلامى ج3 نوشتہ : حضرت آیت اللہ حسین انصاریان
عبد شاكر آن انسانى است كه با نعمت خدا معصيت نكند و با تكيه بر نعمت الهى، با امر و نهى حضرت او- كه به مصلحت انسان تنظيم شده- به مخالفت با وجود مقدس پروردگار برنخيزد.
راستى چه جنايت بزرگ و سنگينى است كه انسان نعمت الهى را كه عبارت از تمام اعضا و جوارح انسانى و زمين و هوا و خوراك و پوشاك و تمام مواد مادى است صرف گناه و مخالفت با حضرت دوست كه از باب كرم و لطف و عنايت اين همه نعمت در اختيار آدمى گذارده بنمايد!!
گناهكار براى گناه ابزارى جز نعمتهاى الهى در اختيار ندارد، كسى كه مىخواهد به نامحرم نظر كند و راه خيانت به ناموس يك مملكت را به روى خود باز كند جز اين نيست كه بايد از نعمت چشم و قدم و مال و شهوت براى رسيدن به اميال شيطانى و جهنمىاش مايه بگذارد.
كسى كه مىخواهد از صداى حرام و آواز محرم و لهو و لعب و موسيقىهاى ايمان برانداز، لذّت ببرد جز اين نيست كه بايد از گوش و مال كه هر دو نعمت حقاند مايه بگذارد.
كسى كه مىخواهد دروغ بگويد، تهمت بزند، استهزا كند، افترا ببندد و دو به هم زنى نمايد، نفاق افكنى پيشه سازد، فحش بدهد، باطل بگويد، حق را ناحق كند، زورگويى كند، شهادت ناحق بدهد، جز اين نيست كه بايد از نعمت زبان استفاده كند.
كسى كه مىخواهد كار خلاف خدا انجام دهد، مگر نبايد تمام هستى خود را براى افتادن در حرام به كار بگيرد؟!
معناى واقعى شكر چيست؟ داوود پيامبر از خدا پرسيد: اى مولاى من! اگر بخواهم شكر تو را در آن حدّى كه خشنودى تو در آن است انجام دهم چه كنم؟
جواب آمد: آنچه نعمت به تو عنايت كردم در همان راهى خرج كن كه به آن دستور دادهام كه خرج نعمت در جايى كه براى آن معيّن شده عين شكر من است.
پس هر گناهى برابر اين روايت، عين ناسپاسى و كفران نعمت اوست و حق اين است كه خداى بزرگ، نعمتهاى خود را از ناسپاسان سلب كند.
بياييد در مرحله اوّل، خالق نعمتها را بشناسيم، سپس به شناخت نعمتها و اين كه تمام نعم عنايت و مرحمت اوست اقدام كنيم، آنگاه به شكر نعمت كه خرج كردن آن در راه اوست دست زده و از اين راه، هم به تثبيت نعمت برخيزيم، هم درِ خير دنيا و آخرت را به روى خود باز كنيم.
نعمت خدا را خرج هوا و هوس و خواستههاى غلط شياطين درون و برون نكنيم، از نعمتها براى آبادى دنيا و آخرت استفاده كنيم، وگرنه به عذابى دچار خواهيم شد كه هيچ قدرتى ما را از آن عذاب نتواند نجات دهد.
مواظب باشيم نعمت، عامل غفلت و بدبختى ما نشود، تمام اين نعمتها را خداوند مهربان براى خوشبختى ما قرار داده، قدرشناس نعمت باشيد و راه خرج كردن نعمت را از انبيا و ائمه و قرآن بياموزيد.
در برابر نعمتهاى معنوى بيشتر احساس مسؤوليت كنيد، با اتصال به نعمتهاى معنوى و به كارگيرى صحيح آنها، خود را به رشد و كمال و خير دنيا و آخرت برسانيد.
بىتفاوتى در برابر قرآن، نبوّت انبيا، امامت امامان عليهم السلام، فقه فقيهان، عرفان عارفان، عين ناسپاسى و كفران است.
روز قيامت روزى است كه از همه انسانها نسبت به نعمتهايى كه در اختيار داشتند سؤال خواهد شد. روايت زير يكى از روايات مهمّى است كه در اين زمينه وارد شده:
قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا يَزُولُ قَدَمُ عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنْ بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ حَتّى يَسْأَلَهُ عَنْ أَرْبَعَ خِصالٍ:
عُمْرُكَ فِيما أَفْنَيْتَهُ وَجَسَدُكَ فيما أَبْلَيْتَهُ وَمَالُكَ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبْتَهُ وَأَيْنَ وَضَعْتَهُ وَعَنْ حُبِّنا أَهْلَ الْبَيْتِ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ وَما عَلامَةُ حُبِّكُمْ يا رَسُولَ اللّهِ فَقالَ مَحَبَّةُ هذا وَوَضَعَ يَدَهُ عَلى رَأْسِ عَلِى بْنِ أَبىطالِبٍ «1».
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: قدم بندهاى در برابر حضرت حق حركت نمىكند مگر اين كه از چهار چيز از او سؤال شود: عمرت و بدنت را در چه راهى صرف كردى، ثروتت را از كجا آوردى و در كجا خرج كردى و از عشق ما اهل بيت از او سؤال مىشود، مردى به حضرت گفت: علامت حبّ شما چيست؟ حضرت فرمود: عشق به اين مرد، آنگاه دست بر سر على بن ابىطالب گذاشت.
شكر نعمت عمر، به اين است كه اين گوهر گرانبها خرج طاعت حق گردد و شكر بدن، عبادت حق و خدمت به خلق و شكر مال، از حلال بهدست آوردن و در حلال و خير خرج كردن و شكر نعمت امامت، فرمان بردن از امر و نهى امام عليه السلام و عشق به اوست.
اميرالمؤمنين عليه السلام در سفارشى به فرزند عزيزش حضرت مجتبى عليه السلام مىفرمايد:
أُوصيكَ بِتَقْوَى اللّهِ وَإقامَ الصَّلاةِ لِوَقْتِها وَايتاءَ الزَّكاةِ عِنْدَ مَحَلِّها وَأُوصيكَ بِمَغْفِرَةِ الذَّنْبِ وكَظْمِ الْغَيْظِ وَصِلَةِ الرَّحِمِ وَالْحِلْمِ عِنْد الجاهِلِ وَالتَّفَقُّهِ فِى الدّينِ وَالتَّثَبُّتِ فِى الأَمْرِ وَالتَّعَهُّدِ لِلْقُرآنِ وَحُسْنِ الْجَوارِ وَالأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاجْتِنابِ الْفَواحِشِ كُلِّها فى كُلِّ ما عُصِىَ اللّهُ فيهِ «2»؛
فرزندم تو را به خويشتن دارى از گناه و نماز به وقت و پرداخت زكات در محل خودش سفارش مىكنم از تو مىخواهم از گناه ديگران چشم بپوشى و خشم را فرو ببرى و صله رحم به جا آورى و در برابر جاهل بردبار باشى و در دين راه فهم پيش بگيرى و در امر خود پا برجا باشى و نسبت به قرآن متعهّد بوده و با همسايه نيك رفتارى پيشه كنى، امر به معروف و نهى از منكر كن، از تمام فواحش، در آنچه خدا در آن معصيت مىشود بپرهيز.
اگر عمر بر طبق اين روايات صرف شود، به حقيقت، شكر عمر به جا آورده شده و وقت و نعمت در گناه حق مصرف نشده.
اقسام انسانها در برابر نعمتها
در اينجا لازم است تذكر داده شود كه انسانها در برابر نعمتهاى حق بهخصوص نعمتهاى معنوى بر چهار دستهاند:
اوّل: گروهى كه از ابتدا از قبول نعمت حق روى گردانده و از ريشه، نعمت مادّى يا معنوى را قبول نكردهاند، تن به كار نداده و تنبلى پيشه كرده و سربار مردم و دچار فساد شدهاند يا دين خدا را نپذيرفته و راه ضلالت و گمراهى و جنايت و خيانت پيشه كردند.
دوّم: گروهى كه نعمت مادّى يا معنوى را پذيرفته ولى از خرج آن بخل ورزيده و نعمت خدا را معطّل گذاردند در مال قرار گرفتند و انفاق نكردند، عالم شدند و به خاطر عافيتطلبى به گوشهاى خزيده و از خرج نعمت دانش دريغ ورزيدند!
سوّم: گروهى كه نعمت را قبول كردند، ولى در راه غير دوست مصرف كردند، مانند ثروتمندان طاغى و عالمان دربارى.
چهارم: گروهى كه نعمت مادى و معنوى را پذيرفتند و خويش را نسبت به مال و علم يا نعمت ديگر، امين خدا دانستند و برابر با خواسته حضرت حق به مصرف كردن نعمت اقدام كردند، اينان همان دستهاى هستند كه قرآن مجيد از آنها تحت عنوان بندگان شاكر ياد كرده است، در هر صورت حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد:
وَأَنْ لا يَعْصِيَهُ بِنِعْمَتِهِ أَوْ يُخَالِفَهُ بِشَىْءٍ مِنْ أَمْرِهِ وَنَهْيِهِ بِسَبَبِ نِعْمَتِهِ
شكر به اين است كه با نعمتش معصيت نكنى و از قدرت و قوّتِ نعمت در امر و نهى او به مخالفت برنخيزى.
اين بنده شرمنده و از درگاه دوست رانده كه اميد كامل به رحمت حضرت او جهت توبه و بازگشت به پيشگاهش دارم در اين زمينه گفتهام:
|
من وزين پس به راه خدمت يار |
دل و جانم فداى حضرت يار |
|
|
چشم بندم ز ديدن عالم |
تا ببينم جمال طلعت يار |
|
|
پاك سازم دل از ارادت غير |
كنمش تابع ارادت يار |
|
|
جام قلب از جهان تهى سازم |
پر كنم يكسر از مودت يار |
|
|
بنمايم اطاعت از جانان |
دور سازم ز خويش لعنت يار |
|
|
دست شويم ز هرچه بيگانه |
سر نهم در مقام طاعت يار |
|
|
دور گردم ز كوى نفس و هوى |
تا شوم در خط عبادت يار |
|
|
نشناسد كسى در اين عالم |
ذرّهاى از مقام و رفعت يار |
|
|
سر نپيچد كسى به هر دو جهان |
از امور و هم از مشيت يار |
|
|
بس كن اى نفس طاعت شيطان |
شو فنا در فضاى طاعت يار |
|
|
گر نجاتى طلب كنى مسكين |
شو روان در صراط و خدمت يار |
|
[وَكُنْ لِلّهِ عَبْداً شَاكِراً عَلى كُلِّ حالٍ تَجِدَ اللّهَ رَبّاً كَريماً عَلى كُلِّ حالٍ]
پی نوشت ھا:
______________________________
(1)- بحار الأنوار: 27/ 103، باب 4، حديث 70.
(2)- تحف العقول: 222؛ بحار الأنوار: 75/ 62، باب 16، حديث 142.