راه توبهى واقعى
با توجه به آثار بسيار مهم توبه، كه عبارت از رسيدن به مغفرت و رحمت و رضوان حق است، و نيز پيدا شدن لياقت براى ورود به بهشت، و امان يافتن از عذاب جهنم، و بيرون شدن از جادهى گمراهى، و قرار گرفتن در مسير هدايت، و پاك شدن پرونده از سياهى و ظلمت، بايد گفت: توبه مسألهاى است عظيم، و برنامهاى است بزرگ، و حقيقتى است فوق العاده، و واقعيتى است ملكوتى و عرشى.
توبه به اينكه انسان استغفراللهى بگويد و در باطن اندكى دچار حيا شود، و در جلوت يا خلوت اشكى بريزد حاصل نمىشود، زيرا بسيارند مردمى كه بدين صورت توبه مىكنند، ولى پس از اندك مدتى به همان گناهانى كه آلوده بودند باز مىگردند!
بازگشتن به گناه، بالاترين دليل اين معناست كه توبهى حقيقى حاصل نشده، و بازگشت واقعى تحقق پيدا نكرده.
توبه و بازگشت واقعى، آنچنان مهم و باعظمت است كه قسمت عمدهاى از آيات قرآن و معارف الهيه به آن اختصاص يافته است.
______________________________
(1)- معانى الاخبار: 270، باب معنى الذنوب التى تغير النعم، حديث 2؛ وسائل الشيعه: 16/ 281، باب 41، حديث 21556؛ بحار الأنوار: 70/ 375، باب 138، حديث 12.
(2)- نهج البلاغه: 842، حكمت 290؛ بحار الأنوار: 70/ 364، باب 137، حديث 96.
توبهى حقيقى از ديدگاه امام على عليه السلام
امام به شخصى كه به عنوان توبه جملهى استغفر اللّه را به زبان جارى كرد، فرمودند: مادر بر عزايت بگريد، مىدانى توبه چيست؟ توبه درجهى عليّين است، و آن اسمى است واقع بر شش معنا:
1- پشيمانى بر آنچه كه گذشت
2- تصميم جدى بر بازنگشتن به گناه
3- ادا كردن حقوق مردم به مردم
4- اداى واجبات ضايع شده
5- آب كردن گوشتى كه بر گناه به بدن روييده تا جايى كه اثرى از آن گوشت بر استخوان نماند، و گوشت تازه در حال عبادت بين پوست و استخوان برويد.
6- چشاندن رنج طاعت به بدن، چنانكه لذت معصيت به آن چشانده شد، پس از عبور از اين شش مرحله بگو: استغفر اللّه «1».
تائب بايد به حقيقت توبه كند، و عزمش براى ترك گناه جزم باشد، و نيت بازگشت به گناه از صفحهى دلش براى هميشه زدوده شود، و به اميد توبهى دوباره و سه باره و صد باره وارد گناه نگردد، كه اين اميد بدون شك اميدى شيطانى و حالتى مسخره است، امام هشتم عليه السلام در روايتى مىفرمايند:
مَنِ اسْتَغْفَرَ بِلِسَانِهِ وَلَمْ يَنْدَمْ بِقَلْبِهِ فَقَدِ اسْتَهْزَأَ بِنَفْسِهِ... «2» كسى كه به زبان استغفار كند ولى به قلب پشيمان نباشد، خود را مسخره كرده!
راستى خندهآور است و بسيار جاى تأسف است كه انسان به اميد دست يافتن به دوا، خود را مريض كند، و چه اندازه باعث خسارت است كه آدمى به اميد توبه مرتكب جرم و گناه و خطا و معصيت گردد، و به خود تلقين نمايد كه همواره درِ توبه باز است، بنابراين گناه مىكنم و سپس آراسته به توبه مىشوم!
اگر توبه جدى باشد، اگر توبه از روى حقيقت انجام بگيرد، اگر توبه با شرايطى كه دارد تحقق يابد، بدون ترديد روح تصفيه مىشود، نفس به پاكى مىرسد، دل صفا مىگيرد، و زنگ گناه از همهى اعضا و جوارح، و باطن و ظاهر زدوده مىگردد.
توبه نبايد حرفهاى باشد، چرا كه گناه ظلمت است و توبه روشنايى، و رفتو آمد زياد ميان تاريكى و روشنايى ديدگان جان را مختل مىسازد. اگر پس از توبه از يك گناه، دوباره به گناه باز گرديم، معلوم مىشود توبه نكردهايم.
______________________________
(1)- نهج البلاغه: 878، حكمت 417؛ وسائل الشيعه: 16/ 77، باب 87، حديث 21028؛ بحار الأنوار: 6/ 36، باب 20، حديث 59.
(2)- كنز الفوائد: 1/ 330، فصل حديث عن الإمام الرضا (ع)؛ بحار الأنوار: 75/ 356، باب 26، حديث 11.
نفس همانند تنورهى جهنم است، پر شدنى نيست، از گناه خسته و سير نمىشود، حالت زياده خواهى او كم نمىگردد، و همين امور باعث در جا زدن انسان و واماندگيش از حركت به سوى حق است، درب اين تنوره را بايد با توبه بست، و سركشى اين موجود عجيب را بايد با توبهى واقعى مهار كرد.
توبه انقلاب حال و تحقق تحول در دل و جان است كه با اين تحول، رابطهى انسان با گناه و عوامل آن بسيار ضعيف، و با حق و حقيقت و علل پاكى و نورانيت فوق العاده قوى مىگردد.
توبه ابتداى حياتى تازه است، حياتى عرشى و ملكوتى، كه در اين حيات، قلب تسليم خدا، نفس تسليم به حسنات، و درون و برون روى گردان از همهى آلودگيهاست.
توبه خاموش كردن چراغ هواى نفس، و قرار گرفتن در هواى حق است.
توبه خاتمه دادن به حكومت شيطان در درون، و زمينهسازى حكومت حق در باطن است.
براى هر گناهى توبهاى مخصوص است
عدهاى از مردم تصور مىكنند اگر به خاطر انواع گناهان خود، از خداوند عذرخواهى كنند و جملهى اسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَاتُوبُ الَيْه را بر زبان جارى كنند، و گوشهى مسجد يا حرمى از حرمهاى اهل بيت زيارتى بخوانند و اشكى بريزند، توبه حاصل مىشود؛ در صورتى كه آيات و روايات مربوط به توبه، اين روش را به عنوان توبه قبول ندارند، اينگونه مردم بايد توجه داشته باشند كه توبه بر حسب اختلاف گناهان مختلف است، براى هر گناهى توبهاى خاص مقرر است كه اگر انسان توبهى مخصوص به آن گناه را تحقق ندهد، پروندهى او از آن گناه پاك نمىشود و مظلمهى آن تا قيامت بر عهدهى او باقى مىماند، و در آن روز به اسارت عذاب آن گناه دچار خواهد شد.
تمام گناهان را مىتوان در سه مرحله خلاصه كرد:
1- گناهانى كه به صورت ترك عبادات واجبه و طاعات لازمه صورت گرفته، مانند: ترك نماز، روزه، زكات، خمس، جهاد و...
2- گناهانى كه به صورت تخلف از نواحى حق صورت گرفته و اصطكاكى با حق مردم ندارد، مانند: شرب خمر، چشم چرانى، زنا، قمار، لواط، استمناء، استماع موسيقى حرام و...
3- گناهانى كه علاوه بر نافرمانى از اوامر حق، حقوقى از مردم را ضايع نموده، مانند: قتل نفس، سرقت، ربا، غصب، خوردن مال يتيم، رشوه، ضربه زدن به بدن يا مال مردم و...
توبه از گناهان دستهى اول، انجام ترك شدههاست: خواندن نماز، گرفتن روزه، رفتن به حج، پرداخت خمس و زكات تمام دورانى كه خمس و زكات به انسان تعلق گرفته.
توبه از گناهان دستهى دوم، استغفار و پشيمانى، و عزم بر ترك جدى نسبت به آن گناهان است، به صورتى كه انقلاب حال انسان باعث شود كه اعضا و جوارح از هوس بازگشتن به گناه باز مانند.
توبه از گناهان دستهى سوم، رجوع به مردم و پاك شدن از حقوق آنهاست، به اينكه قاتل خود را در اختيار خانوادهى مقتول بگذارد، تا او را قصاص كنند، يا خونبهاى مقتول را از او بگيرند، يا وى را عفو نمايند، رباخوار بايد تمام رباهاى گرفته شده را به مردم باز گرداند، غاصب بايد اشياى غصب شده را به صاحبانش پس بدهد، مال يتيم و رشوه بايد به مالكانش باز گردد، ديهى ضربههاى بدنى بايد پرداخت شود و خسارتهايى كه به اموال مردم زده شده بايد جبران گردد.
براى تحقق توبهى واقعى بايد از نفوذ سه جاذبه آزاد شد
1- شيطان
لفظ شيطان و ابليس در حدود 98 بار در قرآن مجيد ذكر شده، موجود خطرناك و وسوسه گرى كه هدفى جز بريدن انسان از عبادت و طاعت حق، و درانداختنش به انواع گناهان و معاصى ندارد.
كتاب خدا از انسان گمراه و گمراه كننده، و از موجودى نامريى كه باطن آدمى را در حوزهى وسوسه قرار مىدهد تعبير به شيطان نموده.
شيطان از مادهى شطن و شاطن به معناى خبيث و پست و سركش و متمرد، و گمراه و گمراه كننده آمده، چه اين موجود از نوع انسان باشد يا نوع جن.
كتاب خدا و روايات و اخبارى كه به عنوان تفسير و توضيح قرآن، از پيامبر و ائمهى طاهرين نقل شده خصوصيات شياطين انسى و جنى را بدين صورت بيان مىكنند:
دشمن آشكار و قسم خورده، امر كننده به بدكارى و فحشا و دادن نسبت ناروا به خداوند، ترساندن اهل خير از فقير شدن به خاطر خرج كردن در راه خير، انداختن انسان در لغزش، كشاندن آدمى به گمراهى به صورتى كه از سعادت بسيار بسيار دور شود، زمينه سازى براى شرب خمر، قمار، شرط بنديهاى حرام، ايجاد عداوت و كينه در قلوب مردم نسبت به يكديگر، جلوه دادن كار زشت، وعدهى ناحق دادن، ايجاد غرور در باطن، به خوارى كشيدن انسان، ايجاد مانع در راه حق، دعوت به امورى كه مورث عذاب جهنم است، زمينهى ايجاد طلاق بين زن و شوهر، فراهم آوردن زمينهى قرارداد بين مردم براى معصيت، جلوه دادن عشق به دنيا، ايجاد محبت بيش از حد نسبت به پول، مغرور كردن انسان براى ارتكاب گناه به اميد توبه، ايجاد خود بينى، بخل، غيبت، دروغ، تحريك شهوات، تشويق به ارتكاب گناه علنى، تحريك خشم و غضب.
انسان تا در اسارت جاذبهى شياطين انسى و جنى است، امكان توبهى واقعى براى او وجود ندارد، چرا كه با حاكميت نفوذ شياطين، انسان پس از توبه دوباره وسوسه به گناه مىشود، و عهد توبه را شكسته، و به طاعت از شياطين تن مىدهد.
تائب بايد با طلب توفيق از خداوند مهربان، و ادامهى ترك گناه، و تمرد و سركشى از شياطين، به تدريج نفوذ اين عناصر خبيث را از خيمهى حيات خود دفع كند، و به سلطهى اين دشمنان قسم خورده خاتمه دهد، تا مايهى توبه و انابه در قلب بماند، و اين عهد نورانى با هجوم ظلمت نشكند.
2- دنيا
كيفيت رابطهى انسان با تمام عناصر مادى، و آنچه كه عامل تداوم حيات و بقاء است دنياى آدمى است.
اگر اين رابطه بر اساس خواستهى حق نظام گرفته باشد، بدون شك دنياى انسان دنياى ممدوح و موجب آبادى آخرت است، و اگر رابطهى انسان با شئون مادى بر اساس هواى نفس و خواستههاى بىحد و مرز شكل گرفته باشد، دنياى انسان دنياى مذموم و باعث خرابى آخرت است.
البته رابطهاى كه بر اساس هواى نفس، و خواستههاى بى قيد و شرط با عناصر مادى نظام گرفته باشد زمينهاى قطعى براى افتادن در عرصهى گناه است.
در سايهى اين رابطهى غلط است كه انسان دچار عشق مفرط به شهوات و مسائل مالى مىگردد، و از اين رهگذر در گردونهى مخالفت با اوامر و نواهى حق قرار مىگيرد.
اينگونه رابطه باعث مغرور شدن به امور مادى و شهوات است، و نتيجهى آن زيان سنگين، و سپس ورود به آخرت همراه با كولهبارى از خسارت است.
على عليه السلام دربارهى اين چنين دنيا مىفرمايند:
الدُّنْيَا تَغُرُّ وَتَضُرُّ وَتَمُرُّ... «1» دنيا مغرور مىكند، و زيان مىزند، و مىگذرد.
خداوند در شب معراج، دربارهى ويژگيهاى گرفتاران به دنياى مذموم به پيامبرش فرمود: اهل دنيا آنانند كه خوراك و خنده و خواب و خشمشان زياد است، خشنودى آنان به عنايت حق اندك و رضايتشان از مردم كم است، از بدى خود نسبت به مردم عذر و پوزش نطلبند، و معذرت ديگران را نيز قبول ننمايند، به وقت طاعت تنبل، و به هنگام گناه شجاع و قدرتمندند، آرزويشان دراز و اجلشان نزديك، و اهل محاسبهى نفس نيستند، سودشان اندك، سخن گفتنشان بسيار، و ترسشان از عذاب حق كم، و شادى و خوشحالى آنان به وقت خوردن زياد است.
به هنگام راحت و آسايش شكر نكنند، در بلا و مصيبت صبر ننمايند، بسيار مردم در نظرشان اندك است، به كارى كه انجام ندادهاند خود را مىستايند، و نسبت به چيزى كه براى آنان نيست ادعا دارند، و به آنچه كه آرزو دارند سخن مىگويند، بديهاى مردم را ذكر مىكنند، و خوبيهاى آنان را پنهان مىدارند، پيامبر عرضه داشت: پروردگارا! در اهل دنيا غير از اين عيوب، عيبى هست؟ خطاب شد: اى احمد! عيب اهل دنيا زياد است، در آنان نادانى و حماقت وجود دارد، نسبت به آموزگار خود فروتنى ندارند، خود را به نظر خويش عاقل مىدانند، در
______________________________
(1)- نهج البلاغه: 877، حكمت 415؛ غرر الحكم: 135، الدنيا دار غرور، حديث 2347؛ روضة الواعظين: 2/ 441، مجلس فى ذكر الدنيا.
حالى كه نزد آگاهان احمقانند «1»!
اگر كسى از گناهانش توبه كند ولى در عين توبه در سيطره و سلطه و حكومت اينگونه جاذبهها و كششهاى مادى باشد، آيا توبهى او پابرجا مىماند، و در عرصهگاه توبه مىتواند قدمى ثابت و مستقيم داشته باشد؟
توبه كننده، تا از نفوذ اينگونه امور آزاد نشود، توبهى واقعى براى او غيرممكن است، چرا كه توبه مىكند ولى هجوم يكى از اين امور باعث توبه شكنى او مىشود.
3- آفات
علايق غلط، محبتهاى بيجا، عشق افراطى به لذتها، شهوات نامحدود، اميال بىحد و مرز، غرايز خارج از چهارچوب حق، هواى نفس و خواستههاى بىمحاسبه، آفات خطرناكى هستند كه تا در زندگى انسان جولان دارند، مانع از تحقق توبهى واقعىاند، توبه كننده بايد تمام اين امور را از وجود خود پاك نمايد، و به علاج اين امراض اقدام كند، تا راه ظهور توبهى جدى باز شود.
هديهى خداوند به توبه كنندگان واقعى
معصوم مىفرمايد: خداوند عزّ و جل به توبه كنندگان سه خصلت عنايت فرموده كه اگر خصلتى از آنها را به تمام اهل آسمانها و زمين مرحمت مىفرمود، هر آينه به آن خصلت نجات پيدا مىكردند:
1- «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ» «2».
خداوند توبه كنندگان از هر گناه و پاك شوندگان از هر آلودگى را دوست دارد.
______________________________
(1)- ارشاد القلوب: 1/ 200، باب الرابع و الخمسون؛ بحار الأنوار: 74/ 23، باب 2، حديث 6.
(2)- بقره (2): 222.
پس كسى كه خداوند او را دوست بدارد عذابش نخواهد كرد.
2- «الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ* رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ* وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» «1».
فرشتگانى كه عرش را حمل مىكنند و فرشتگان حول عرش، در تسبيح و حمد پروردگارشان هستند، و مؤمن به خدايند، و براى اهل ايمان طلب مغفرت مىكنند؛ پروردگار ما! علم و رحمتت همه چيز را فرا گرفته، آنان كه توبه كردند و راهت را پيروى نمودند مورد مغفرت قرار بده، و از عذاب جهنم نگاه دار. خداوندا! آنان را در بهشت عدنى كه به آنان وعده دادى، با پدران و همسران و فرزندان ايشان كه صالح شدند درآور، همانا تو عزيز و حكيمى، و آنان را از بديها حفظ كن، و كسى را كه امروز از بديها حفظ كنى او را مورد رحمت قرار دادهاى و اين است آن فوز عظيم.
3- «وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً* يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً* إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً» «2».
آنان كه با خداوند معبود ديگرى را نمىخوانند، و خون كسى را كه خدا محترم
______________________________
(1)- غافر (40): 7- 9.
(2)- فرقان (25): 68- 70.
دانسته جز به حق نمىريزند، و زنا نمىكنند، كه هر كس اين عمل انجام بدهد به جزايش مىرسد، عذابش در قيامت دوچندان مىشود و با ذلت و خوارى در آتش، هميشگى و جاودانه مىگردد. مگر آنان كه توبه كنند و ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند، پس خداوند زشتىهاى آنها را به خوبيها تبديل كند كه خداوند آمرزندهى مهربان است «1».