1 - شيطان
2 - دنيا
3 - آفات
1 - شيطان
لفظ شيطان و ابليس در حدود 98 بار در قرآن مجيد ذكر شده، موجود خطرناك و وسوسه گرى كه هدفى جز بريدن انسان از عبادت و طاعت حق، و درانداختنش به انواع گناهان و معاصى ندارد.
كتاب خدا از انسان گمراه و گمراه كننده، و از موجودى نامريى كه باطن آدمى را در حوزهى وسوسه قرار مىدهد تعبير به شيطان نموده.
شيطان از مادهى شطن و شاطن به معناى خبيث و پست و سركش و متمرد، و گمراه و گمراه كننده آمده، چه اين موجود از نوع انسان باشد يا نوع جن.
كتاب خدا و روايات و اخبارى كه به عنوان تفسير و توضيح قرآن، از پيامبر و ائمهى طاهرين نقل شده خصوصيات شياطين انسى و جنى را بدين صورت بيان مىكنند:
دشمن آشكار و قسم خورده، امر كننده به بدكارى و فحشا و دادن نسبت ناروا به خداوند، ترساندن اهل خير از فقير شدن به خاطر خرج كردن در راه خير، انداختن انسان در لغزش، كشاندن آدمى به گمراهى به صورتى كه از سعادت بسيار بسيار دور شود، زمينه سازى براى شرب خمر، قمار، شرط بنديهاى حرام، ايجاد عداوت و كينه در قلوب مردم نسبت به يكديگر، جلوه دادن كار زشت، وعدهى ناحق دادن، ايجاد غرور در باطن، به خوارى كشيدن انسان، ايجاد مانع در راه حق، دعوت به امورى كه مورث عذاب جهنم است، زمينهى ايجاد طلاق بين زن و شوهر، فراهم آوردن زمينهى قرارداد بين مردم براى معصيت، جلوه دادن عشق به دنيا، ايجاد محبت بيش از حد نسبت به پول، مغرور كردن انسان براى ارتكاب گناه به اميد توبه، ايجاد خود بينى، بخل، غيبت، دروغ، تحريك شهوات، تشويق به ارتكاب گناه علنى، تحريك خشم و غضب.
انسان تا در اسارت جاذبهى شياطين انسى و جنى است، امكان توبهى واقعى براى او وجود ندارد، چرا كه با حاكميت نفوذ شياطين، انسان پس از توبه دوباره وسوسه به گناه مىشود، و عهد توبه را شكسته، و به طاعت از شياطين تن مىدهد.
تائب بايد با طلب توفيق از خداوند مهربان، و ادامهى ترك گناه، و تمرد و سركشى از شياطين، به تدريج نفوذ اين عناصر خبيث را از خيمهى حيات خود دفع كند، و به سلطهى اين دشمنان قسم خورده خاتمه دهد، تا مايهى توبه و انابه در قلب بماند، و اين عهد نورانى با هجوم ظلمت نشكند.
2 - دنيا
كيفيت رابطهى انسان با تمام عناصر مادى، و آنچه كه عامل تداوم حيات و بقاء است دنياى آدمى است.
اگر اين رابطه بر اساس خواستهى حق نظام گرفته باشد، بدون شك دنياى انسان دنياى ممدوح و موجب آبادى آخرت است، و اگر رابطهى انسان با شئون مادى بر اساس هواى نفس و خواستههاى بىحد و مرز شكل گرفته باشد، دنياى انسان دنياى مذموم و باعث خرابى آخرت است.
البته رابطهاى كه بر اساس هواى نفس، و خواستههاى بى قيد و شرط با عناصر مادى نظام گرفته باشد زمينهاى قطعى براى افتادن در عرصهى گناه است.
در سايهى اين رابطهى غلط است كه انسان دچار عشق مفرط به شهوات و مسائل مالى مىگردد، و از اين رهگذر در گردونهى مخالفت با اوامر و نواهى حق قرار مىگيرد.
اينگونه رابطه باعث مغرور شدن به امور مادى و شهوات است، و نتيجهى آن زيان سنگين، و سپس ورود به آخرت همراه با كولهبارى از خسارت است.
على عليه السلام دربارهى اين چنين دنيا مىفرمايند:
الدُّنْيَا تَغُرُّ وَتَضُرُّ وَتَمُرُّ... دنيا مغرور مىكند، و زيان مىزند، و مىگذرد.
خداوند در شب معراج، دربارهى ويژگيهاى گرفتاران به دنياى مذموم به پيامبرش فرمود: اهل دنيا آنانند كه خوراك و خنده و خواب و خشمشان زياد است، خشنودى آنان به عنايت حق اندك و رضايتشان از مردم كم است، از بدى خود نسبت به مردم عذر و پوزش نطلبند، و معذرت ديگران را نيز قبول ننمايند، به وقت طاعت تنبل، و به هنگام گناه شجاع و قدرتمندند، آرزويشان دراز و اجلشان نزديك، و اهل محاسبهى نفس نيستند، سودشان اندك، سخن گفتنشان بسيار، و ترسشان از عذاب حق كم، و شادى و خوشحالى آنان به وقت خوردن زياد است.
به هنگام راحت و آسايش شكر نكنند، در بلا و مصيبت صبر ننمايند، بسيار مردم در نظرشان اندك است، به كارى كه انجام ندادهاند خود را مىستايند، و نسبت به چيزى كه براى آنان نيست ادعا دارند، و به آنچه كه آرزو دارند سخن مىگويند، بديهاى مردم را ذكر مىكنند، و خوبيهاى آنان را پنهان مىدارند، پيامبر عرضه داشت: پروردگارا! در اهل دنيا غير از اين عيوب، عيبى هست؟ خطاب شد: اى احمد! عيب اهل دنيا زياد است، در آنان نادانى و حماقت وجود دارد، نسبت به آموزگار خود فروتنى ندارند، خود را به نظر خويش عاقل مىدانند، در حالى كه نزد آگاهان احمقانند!
اگر كسى از گناهانش توبه كند ولى در عين توبه در سيطره و سلطه و حكومت اينگونه جاذبهها و كششهاى مادى باشد، آيا توبهى او پابرجا مىماند، و در عرصهگاه توبه مىتواند قدمى ثابت و مستقيم داشته باشد؟
توبه كننده، تا از نفوذ اينگونه امور آزاد نشود، توبهى واقعى براى او غيرممكن است، چرا كه توبه مىكند ولى هجوم يكى از اين امور باعث توبه شكنى او مىشود.
3 - آفات
علايق غلط، محبتهاى بيجا، عشق افراطى به لذتها، شهوات نامحدود، اميال بىحد و مرز، غرايز خارج از چهارچوب حق، هواى نفس و خواستههاى بىمحاسبه، آفات خطرناكى هستند كه تا در زندگى انسان جولان دارند، مانع از تحقق توبهى واقعىاند، توبه كننده بايد تمام اين امور را از وجود خود پاك نمايد، و به علاج اين امراض اقدام كند، تا راه ظهور توبهى جدى باز شود.