قرآن و مسألهى باعظمت توبه
لفظ توبه و مشتقات آن نزديك به 87 بار در قرآن مجيد ذكر شده و اين كثرت ذكر، دليل بر عظمت اين حقيقت در پيشگاه حضرت محبوب است.
مسألهى توبه را در قرآن كريم مىتوان به پنج بخش تقسيم كرد:
1- امر به توبه.
2- راه توبهى واقعى.
3- پذيرش توبه.
4- روى گردانى از توبه.
5- علت قبول نشدن توبه.
1- امر به توبه
«وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ...» «2».
از خداوند به خاطر گناهانتان طلب آمرزش نماييد، آنگاه به سوى او روى آورده از تمام معاصى و خطاهايتان توبه كنيد.
______________________________
(1)- كافى: 2/ 432، حديث 5؛ بحار الأنوار: 6/ 39، باب 20، حديث 70.
(2)- هود (11): 3.
«وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» «1».
اى اهل ايمان! همگى به سوى خدا باز گرديد، از تمام گناهان خود توبه كنيد، باشد كه رستگار شويد.
راغب اصفهانى در كتاب مفردات مىگويد: فلاح در قيامت عبارت است از حيات بدون مرگ، عزت بىذلت، علم منهاى جهل، غناى بدون تهيدستى «2».
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً» «3».
اى كسانى كه ايمان آورديد! به جانب خدا باز گشته، از تمام معاصى خود توبه كنيد، توبهى خالص.
در اين آيات، خداوند مهربان اهل ايمان و غير آنان را امر به توبه مىنمايد، اطاعت از امر حق واجب و موجب غفران و رحمت، و عصيان از امر خداوند حرام و مورث غضب و عذاب، و خزى دنيا و خوارى آخرت و هلاك ابدى و دايمى است.
2- راه توبهى واقعى
توبه مسألهى ساده و آسانى نيست، توبه همراه با يك سلسله شرايط معنوى و عملى قابل تحقق است.
حال ندامت، تصميم بر آيندهاى ملكوتى و پاك، تبديل سيئات اخلاقى به حسنات اخلاقى، اصلاح عمل، جبران گذشته و تكيه كردن بر ايمان به خدا و قيامت عناصرى است كه ساختمان توبه از آنها ساخته مىشود، و بناى انابه از
______________________________
(1)- نور (24): 31.
(2)- مفردات راغب: 64، مادهى (فلح).
(3)- تحريم (66): 8.
آنها برپا مىگردد.
«إِلَّا الَّذِينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَيَّنُوا فَأُولئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ أَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» «1».
مگر آنان كه با گناه قطع رابطه كرده به خدا بازگشتند، و اخلاق و عمل خود را اصلاح نمودند و آنچه را از حق پنهان مىداشتند براى مردم بيان كردند، پس توبهى ايشان را مىپذيرم و من پذيرندهى توبه و مهربانم.
«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً» «2».
محققاً بازگشت و توبهى كسانى مورد توجه است كه بدى را از روى جهالت انجام دهند، سپس به زودى و بدون فوت وقت و تأخير انداختن توبه رو به جانب حق كنند، خداوند توبهى آنان را مىپذيرد كه خداوند عليم و حكيم است.
«فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» «3».
كسى كه بعد از ستمش بر قانون و بر مردم و بر نفس خويش، توبه كند و عقيده و اخلاق و عملش را اصلاح نمايد، خداوند توبهاش را مىپذيرد، همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.
«وَ الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِها وَ آمَنُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ
______________________________
(1)- بقره (2): 160.
(2)- نساء (4): 17.
(3)- مائده (5): 39.
رَحِيمٌ» «1».
آنان كه كار زشت كردند، سپس بعد از زشتى توبه كردند، و اهل ايمان شدند، همانا پروردگارت بعد از توبهى آنان، آمرزندهى مهربان است.
«فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ...» «2».
گنهكاران اگر توبه كردند و نماز را به پا داشتند و زكات پرداختند، پس برادران دينى شما هستند.
بر اساس اين آيات، ايمان به خدا و قيامت، اصلاح عقيده و اخلاق و عمل، بازگشت فورى و بدون تأخير، قطع رابطه با ستم، برپا داشتن نماز، پرداخت زكات، و بازگرداندن حقوق مالى مردم به مردم از شرايط توبهى واقعى است، و هر كس به اين صورت توبه كند، بدون ترديد به حقيقت توبه رسيده و توبهى حقيقى را محقق ساخته و توبهاش صد در صد مورد قبول حق است.
3- پذيرش توبه
گنهكار زمانى كه امر حضرت حق را در مسألهى توبه اطاعت كرد، و به شرايط توبه عمل كرد، و راهى را كه قرآن براى توبه ترسيم نموده پيمود، بدون ترديد خداوند مهربان كه وعدهى قبولى توبه به گنهكار داده، توبهاش را مىپذيرد و نشان قبولى توبه بر پروندهاش ثبت مىكند و وى را از گناه پاك نموده، ظلمت و تاريكى باطنش را به نور و سپيدى تبديل مىنمايد.
«أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ...» «3».
______________________________
(1)- اعراف (7): 153.
(2)- توبه (9): 11.
(3)- توبه (9): 104.
آيا ندانستهاند كه همانا خداوند توبه را از بندگانش قبول مىكند؟
«وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ...» «1».
و اوست خداوندى كه توبه را از بندگانش مىپذيرد و از بديهاى آنان گذشت مىكند.
«غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ...» «2».
خداوند آمرزندهى گناه و قبول كنندهى توبه است.
4- روى گردانى از توبه
اگر توبه نكردن گنهكار به علت مأيوس بودنش از رحمت خدا باشد بايد بداند كه يأس از رحمت، جز اخلاق كافران نيست «3».
اگر روى گردانى گنهكار از توبه به تصوّر اين معنى باشد كه خداوند قدرت بر آمرزش او را ندارد، بايد بداند كه اين حالت از اخلاق يهود عنود است «4».
اگر روى گردانى گنهكار از توبه، محصول تلخ تكبر او نسبت به حضرت حق و جرأت او نسبت به خداوند مهربان و اسائهى ادب او نسبت به ربّ كريم باشد، بايد بداند خداوند عزيز اينگونه مردم متكبر و جرى و بىادب را دوست ندارد و كسى كه مورد محبّت خدا نباشد، نجاتى در دنيا و آخرت براى او نيست «5».
______________________________
(1)- شورى (42): 25.
(2)- غافر (40): 3.
(3)- يوسف (12): 87.
(4)- مائده (5): 64.
(5)- نحل (16): 23 «لا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ»؛ حج (22): 38 «إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ»؛ قصص (28): 76 «إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ»؛ لقمان (31): 18 «وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ»؛ حديد (57): 23 «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ».
گنهكار بايد بداند روى گردانى از توبه، در حالى كه باب توبه باز و انجام توبه همراه با شرايطى كه دارد ممكن، و خداوند مهربان توبه پذير است، عين ستم بر خويش و ظلم به حقايق عالى ملكوتى است.
«... وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» «1».
و آنان كه (از زشتىها، گناهان، ستمكاريها، تجاوزات، ترك واجبات، خوردن مال حرام، تهمت، غيبت، فساد اخلاق) توبه نكردند و به حضرت محبوب باز نگشتند، از ستمگرانند.
«إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذابُ الْحَرِيقِ» «2».
همانا كسانى كه مردان و زنان باايمان را گداختند، سپس توبه نكردند، عذاب جهنم و عذاب سوزنده را سزاوارند.
5- علت قبول نشدن توبه
گنهكار در صورتى كه فرصت توبه داشته باشد و توبه را همراه با شرايط آن بجا آورد، بدون ترديد توبهاش مورد پذيرش حق است، ولى اگر فرصت توبه را از دست بدهد تا مرگش فرا رسد، آنگاه از گذشته توبه كند يا توبهاى منهاى شرايط معين شده انجام دهد يا پس از ايمان كافر گردد، البته توبهاش مورد پذيرش نخواهد بود.
«وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ
______________________________
(1)- حجرات (49): 11.
(2)- بروج (85): 10.
إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَ لَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً» «1».
آنان كه تا رسيدن مرگ كار زشت انجام دهند، در آن وقت كه وقت خروج از دنياست بگويند توبه كرديم، و آن كسانى كه در حال كفر بميرند، توبهى هيچ يك از آنها پذيرفته نيست، براى اينان عذاب دردناك آماده كردهايم!
«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ» «2».
آنان كه بعد از ايمانشان كافر شدند و بر كفر خود افزودند، توبهى آنان هرگز پذيرفته نيست، اينان همان گمراهانند.
روايات و مسألهى با ارزش توبه
امام باقر عليه السلام فرمودند: آدم به حضرت حق عرضه داشت: شيطان را بر من سلطه دادى، و او را چنين قدرتى است كه همچون خون در باطن من گردش نمايد، در برابر اين برنامه براى من چيزى قرار بده.
به او خطاب شد: اين حقيقت را براى تو قرار مىدهم كه اگر از ذرّيهات كسى تصميم بر گناه گرفت، در پروندهاش نوشته نشود و اگر تصميمش را به اجرا گذاشت همان يك گناه در نامهى عملش ثبت گردد، و اگر فردى از ذرّيهات تصميم به كار نيكى گرفت، در نامهاش نوشته شود و اگر آن تصميم را عملى كرد، در نامهاش ده برابر ثبت گردد؛ آدم عرضه داشت: پروردگارا! اضافه كن؛ خطاب رسيد: اگر كسى از ذرّيهات گناهى مرتكب شود، سپس از من طلب آمرزش نمايد، او را بيامرزم؛ عرضه داشت: يا رب! بر من بيفزا؛ خطاب رسيد:
براى آنان توبه قرار مىدهم، و توبه را بر آنها گسترده مىنمايم تا نفس به
______________________________
(1)- نساء (4): 18.
(2)- آل عمران (3): 90.
گلويشان برسد؛ عرضه داشت: خداوندا! مرا كفايت كرد «1».
امام صادق عليه السلام از رسول خدا روايت نمودهاند: كسى كه يك سال قبل از مرگش توبه كند، خداوند توبهاش را مىپذيرد. سپس فرمودند: همانا يك سال زياد است، هركس يك ماه قبل از مرگش توبه كند، خداوند توبهاش را قبول مىكند. سپس فرمودند: يك ماه زياد است، هركس يك هفته قبل از مرگش به خداوند بازگردد، بازگشتش پذيرفته مىشود. سپس فرمودند: يك روز هم زياد است، هركس پيش از ديدن آثار دنياى بعد توبه كند توبهاش پذيرفته است «2»!
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
انَّ اللَّهَ يَقْبَلُ تَوْبَةَ عَبْدِهِ مَا لَمْ يُغَرْغِرْ، تُوبُوا الَى رَبِّكُمْ قَبْلَ انْ تَمُوتُوا وَبَادِرُوا بِالاعْمَالِ الزَّاكِيَةِ قَبْلَ انْ تُشْتَغَلُوا، وَصِلُوا الَّذِى بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ بِكَثْرَةِ ذِكْرِكُمْ ايّاهُ «3».
خداوند توبهى بندهاش را تا مرگ گلوگير او نشده مىپذيرد، پيش از مرگ توبه
______________________________
(1)- عن أبي جعفر عليه السلام قال: إن آدم عليه السلام قال: يا رب! سلطت علي الشيطان وأجريته مني مجرى الدم فاجعل لي شيئا. فقال: يا آدم! جعلت لك أن من هم من ذريتك بسيئة لم تكتب عليه فإن عملها كتبت عليه سيئة ومن هم منهم بحسنة فإن لم يعملها كتبت له حسنة وإن هو عملها كتبت له عشرا. قال: يا رب! زدني. قال: جعلت لك أن من عمل منهم سيئة ثم استغفر غفرت له. قال: يا رب! زدني. قال: جعلت لهم التوبة وبسطت لهم التوبة حتى تبلغ النفس هذه. قال: يا رب! حسبي.
كافى: 2/ 440، باب فيما أعطى اللَّه عز و جل آدم (ع)، حديث 1؛ بحار الأنوار: 6/ 18، باب 20، حديث 2.
(2)- عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال: قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم: من تاب قبل موته بسنة قبل اللَّه توبته ثم قال: إن السنة لكثيرة، من تاب قبل موته بشهر قبل اللَّه توبته. ثم قال: إن الشهر لكثير، من تاب قبل موته بجمعة قبل اللَّه توبته. ثم قال: إن الجمعة لكثيرة، من تاب قبل موته بيوم قبل اللَّه توبته. ثم قال: إن اليوم لكثير، من تاب قبل أن يعاين قبل اللَّه توبته.
كافى: 2/ 440، باب فيما أعطى اللَّه عز و جل آدم (ع)، حديث 2؛ وسائل الشيعه: 16/ 87، باب 93، حديث 21057؛ بحار الأنوار: 6/ 19، باب 20، حديث 4.
(3)- دعوات راوندى: 237، فصل فى ذكر الموت؛ بحار الأنوار: 6/ 19، باب 20، حديث 5.
كنيد، به انجام اعمال پاك شتاب كنيد پيش از آنكه گرفتار شويد، بين خود و خداوند را با توجه بسيار به حضرت او اتصال دهيد.
عن اميرالمؤمنين عليه السلام: لَاشَفيعَ انْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ «1».
از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده: شفاعت كنندهاى كامياب كنندهتر از توبه نيست.
از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده:
التَّوْبَةُ تَجُبُّ مَا قَبْلَهَا «2».
توبه گذشتهى انسان را از بين مىبرد.
على عليه السلام فرمودند:
التَّوْبَةُ تَسْتَنْزِلُ الرَّحْمَةَ «3».
توبه رحمت خدا را نازل مىكند.
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند:
تُوبُوا الَى اللَّهِ وَادْخُلُوا فِى مَحَبَّتِهِ، فَانَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ، وَالْمُؤْمِنُ تَوّابٌ «4».
به جانب خداوند باز گرديد، و خود را در محبتش در آوريد، همانا خداوند دوستدار توبه كنندگان و پاكيزگان است و مؤمن توبهاش بسيار است.
______________________________
(1)- نهج البلاغه: 863، حكمت 371؛ من لا يحضره الفقيه: 3/ 574، باب معرفة الكبائر التى اوعد اللّه، حديث 4965؛ بحار الأنوار: 6/ 19، باب 20، حديث 6.
(2)- عوالى اللئالى: 1/ 237، الفصل التاسع، حديث 150؛ مستدرك الوسائل: 12/ 129، باب 86، حديث 13706؛ ميزان الحكمه: 2/ 636، التوبة، حديث 2111.
(3)- غرر الحكم: 195، آثار التوبة، حديث 3835؛ مستدرك الوسائل: 12/ 129، باب 86، حديث 13707؛ ميزان الحكمه: 2/ 636، التوبة، حديث 2112.
(4)- خصال: 2/ 623، حديث 10؛ بحار الأنوار: 6/ 21، باب 20، حديث 14.
حضرت رضا عليه السلام از پدرانش از رسول خدا روايت مىكند:
مَثَلُ الْمُؤْمِنِ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ كَمَثَلِ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ وَانَّ الْمُؤْمِنَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ اعْظَمُ مِنْ ذَلِكَ، وَلَيْسَ شَىْءٌ احَبَّ الَى اللَّهِ مِنْ مُؤْمِنٍ تائِبٍ اوْ مُؤْمِنَةٍ تَائِبَةٍ «1».
مثل مؤمن نزد خداى عزوجل همچون فرشتهى مقرب است، و همانا مؤمن نزد پروردگار عظيمتر از فرشتهى مقرب است، چيزى نزد خداوند محبوبتر از مؤمن و مؤمنهى توبه كننده نيست.
امام هشتم از پدرانش از رسول خدا روايت مىكند:
التّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَاذَنْبَ لَهُ «2».
توبه كننده از گناه همچون كسى است كه گناهى ندارد.
از حضرت صادق عليه السلام روايت شده:
انَّ تَوْبَةَ النَّصُوحِ هُوَ انْ يَتُوبَ الرَّجُلُ مِنْ ذَنْبٍ وَيَنْوِىَ انْ لَايَعُودَ الَيْهِ ابَداً «3».
توبهى نصوح اين است كه انسان از گناه توبه كند، و تصميم بگيرد كه هرگز به آن گناه باز نگردد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
للَّهِ افْرَحُ بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنَ الْعَقِيمِ الْوَالِدِ، وَمِنَ الضّالِّ الْوَاجِدِ، وَمِنَ الظَّمْآنِ الْوارِدِ «4».
______________________________
(1)- عيون اخبار الرضا: 2/ 29، باب 31، حديث 33؛ جامع الأخبار: 85، الفصل الحادى والاربعون فى معرفة المؤمن؛ وسائل الشيعه: 16/ 75، باب 86، حديث 21021.
(2)- عيون اخبار الرضا: 2/ 74، باب 31، حديث 347؛ وسائل الشيعه: 16/ 75، باب 86، حديث 21022؛ بحار الأنوار: 6/ 21، باب 20، حديث 16.
(3)- معانى الأخبار: 174، باب معنى التوبة النصوح، حديث 3؛ وسائل الشيعه: 16/ 77، باب 87، حديث 21027؛ بحار الأنوار: 6/ 22، باب 20، حديث 23.
(4)- كنز العمال: 10165؛ ميزان الحكمه: 2/ 636، التوبة، حديث 2123.
خداوند به توبهى بندهى گنهكارش از عقيمى كه فرزند پيدا كند، و از كسى كه گمشدهاش را بيابد، و از تشنهاى كه بر چشمهى آب وارد گردد، خوشحالتر است!
از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده:
التّائِبُ اذَا لَمْ يَسْتَبِنْ عَلَيْهِ اثَرُ التَّوْبَةِ فَلَيْسَ بِتائِبٍ يُرْضِى الْخُصَماءَ وَيُعيدُ الصَّلَواتِ وَيَتَواضَعُ بَيْنَ الْخَلْقِ، وَيَتَّقِى نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَوَاتِ، وَيَهْزِلُ رَقَبَتَهُ بِصِيامِ النَّهارِ «1».
زمانى كه آثار توبه بر توبه كننده ظاهر نشده بايد گفت تائب نيست، آثار توبه عبارت است از: به دست آوردن رضايت كسانى كه نزد انسان حقوق مالى دارند، به جا آوردن نمازهاى از دست رفته، فروتنى در ميان مردم، حفظ نفس از شهوات حرام، لاغر كردن جسم به روزه گرفتن.
على عليه السلام فرمودند:
التَّوْبَةُ نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ وَتَرْكٌ بِالجَوَارِحِ وَاضْمارٌ انْ لَايَعُودَ «2».
توبه پشيمانى به قلب، و استغفار به زبان، و ترك تمام گناهان به اعضا، و نيت برنگشتن به گناه است.
على عليه السلام فرمودند:
مَنْ تابَ تابَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَامِرَتْ جَوارِحُهُ انْ تَسْتُرَ عَلَيْهِ وَبِقاعُ الارْضِ انْ تَكْتُمَ عَلَيْهِ وَانْسِيَتِ الْحَفَظَةُ ما كانَتْ تَكْتُبُ عَلَيْهِ «3».
______________________________
(1)- جامع الاخبار: 87، الفصل الخامس والأربعون فى التوبة، مستدرك الوسائل: 12/ 130، باب 87، حديث 13709.
(2)- غرر الحكم: 194، حديث 3777؛ مستدرك الوسائل: 12/ 137، باب 87، حديث 13715.
(3)- ثواب الاعمال: 179، ثواب التوبة؛ بحار الأنوار: 6/ 28، باب 20، حديث 32.
كسى كه توبه كند خداوند توبهاش را مىپذيرد، و به اعضاء بدنش امر مىشود گناهانش را مستور بدارد، و به قطعههاى زمين گفته مىشود گناهانش را بپوشاند، و آنچه حافظان عمل نوشتهاند از يادشان برده مىشود.
امام صادق عليه السلام فرمودند: خداوند به داوود پيغمبر وحى كرد:
انَّ عَبْدِىَ الْمُؤمِنَ اذَا اذْنَبَ ذَنْباً ثُمَّ رَجَعَ وَتَابَ مِنْ ذَلِكَ الذَّنْبِ وَاسْتَحْيى مِنّى عِنْدَ ذِكْرِهِ غَفَرْتُ لَهُ، وَانْسَيْتُهُ الْحَفَظَةُ وَابْدَلْتُهُ الْحَسَنَةَ وَلَا ابالى وَانَا ارْحَمُ الرَّاحِمينَ «1».
همانا بندهى مؤمنم زمانى كه مرتكب گناهى شد، سپس از آن گناه روى گرداند و توبه كرد، و به وقت ياد آن گناه از من شرمنده شد، او را مىآمرزم، و گناه را از ياد نويسندگان عملش مىبرم، و معصيتش را به حسنه تبديل مىكنم و باكى ندارم كه من مهربانترين مهربانانم.
پيامبر بزرگ اسلام در روايت مهمى فرمودند: آيا مىدانيد تائب كيست؟
عرضه داشتند: نمىدانيم. فرمودند: هرگاه عبد توبه كند ولى صاحبان حقوق مالى را از خود راضى نكند تائب نيست، و هر كس توبه كند ولى به عبادتش نيفزايد تائب نيست، و كسى كه توبه كند ولى لباسش را تغيير ندهد تائب نيست، و آن كه توبه كند ولى دوستانش را عوض نكند تائب نيست، و هركس توبه كند ولى مجلسش را تغيير ندهد تائب نيست، و هر آن كه توبه نمايد ولى رختخواب و تكيهگاهش را عوض ننمايد تائب نيست، و هركس توبه كند ولى اخلاق و نيتش را عوض ننمايد تائب نيست، و هر آن كه توبه كند ولى قلبش را به روى حقايق باز نكند و در مقام انفاق برنيايد تائب نيست، و هركس توبه كند اما
______________________________
(1)- ثواب الاعمال: 130، ثواب من أذنب ذنباً ثم رجع و تاب؛ وسائل الشيعه: 16/ 74، باب 86، حديث 21017.
آرزويش را كوتاه و زبانش را حفظ نكند تائب نيست، و هر آن كه توبه كند ولى بدنش را از غذاى اضافى تصفيه نكند تائب نيست، چون بر اين خصلتها استقامت نمايد تائب است «1».
تغيير و تعويض آنچه كه در اين روايت بسيار مهم مطرح است، آن امورى است كه از حرام به دست آمده، يا رابطه با آن حرام است.
منافع توبه
بر اساس آيات قرآن مجيد بخصوص آيات مربوط به توبه از گناهان، و نيز بر مبناى روايات و احاديث وارده از اهل بيت عليهم السلام، توبه داراى منافع بسيار مهمى در دنيا و آخرت است كه گوشهاى از آن منافع را در سطور زير مىخوانيد:
«... اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً* يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً* وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً» «2».
از خداوند طلب مغفرت كنيد كه او آمرزندهى گناهان است، خداوند به دنبال توبه و انابه و استغفار شما، آب فراوان از آسمان بر شما مىبارد، و شما را با مال فراوان و فرزندان مدد مىنمايد، و باغهاى خرم و نهرهاى آب براى شما قرار مىدهد.
«... تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ...» «3».
به سوى خدا توبه كنيد توبهى خالص، باشد كه خداوند گناهانتان را محو كند،
______________________________
(1)- جامع الأخبار: 88، الفصل الخامس و الأربعون فى التوبة؛ بحار الأنوار: 6/ 35، باب 20، حديث 52؛ مستدرك الوسائل: 12/ 131، باب 87، حديث 13709.
(2)- نوح (71): 10- 12.
(3)- تحريم (66): 8.
و شما را وارد بهشتهايى نمايد كه زير درختانش نهرها جارى است.
اغلب آيات مربوط به توبه به دو صفت غفور رحيم ختم شده، يعنى خداوند تائب واقعى را مورد بخشش و رحمت قرار مىدهد «1».
«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ...» «2».
اگر اهل شهر و ديار ايمان آورده بودند و از گناهان پرهيز مىكردند، هر آينه درهاى بركات آسمان و زمين را به روى آنها باز مىكرديم.
تفسير شريف مجمع البيان در روايت بسيار جالبى نقل مىكند: مردى به حضرت مجتبى عليه السلام از قحطى و گرانى شكايت كرد، حضرت به او فرمودند: از گناهانت استغفار كن. ديگرى به حضرت از تهيدستى گله كرد، حضرت فرمودند: براى گناهت درخواست غفران كن. ديگرى به حضرت عرضه داشت:
دعا كن خداوند فرزندى به من عنايت كند، فرمودند: از گناهانت استغفار كن، ياران به حضرت عرضه داشتند: شكايتها و درخواستها مختلف بود، ولى شما همه را امر به توبه و استغفار فرموديد! حضرت پاسخ دادند: من اين حقيقت را از پيش خود نگفتم، بلكه از آيات سورهى نوح، از آنجا كه مىفرمايد استغفروا ربّكم... استفاده نموده و آنان را راهنمايى كردم، كه حل مشكل شما به دست باكفايت توبه است «3».
در هر صورت از قرآن مجيد و روايات به طور صريح استفاده مىشود كه منافع توبه عبارت است از: محو گناهان، عفو الهى، آمرزش حق، اتصال به
______________________________
(1)- آل عمران (3): 89؛ مائده (5): 34- 74؛ اعراف (7): 153؛ توبه (9): 102؛ نور (24): 5.
(2)- اعراف (7): 96.
(3)- مجمع البيان: 10/ 361؛ وسائل الشيعه: 7/ 177، باب 23، حديث 9055.
رحمت، امنيت از عذاب آخرت، استحقاق ورود به بهشت، سلامت روح، پاكى قلب، طهارت اعضا و جوارح، دور ماندن از رسوايى، فرو ريختن باران، مدد شدن به ثروت و اولاد، پديد آمدن باغها و نهرهاى آب، از بين رفتن قحطى، گرانى و تهيدستى.
لَقَدْ كانَ فِى قِصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاولِى الْالْبابِ
يوسف (12): 111