مهر و محبت بىكران حضرت رب العالمين چنان محيط بر عالم امكان است كه حتّى تعدى كننده بر حقوق الهى را بىنصيب نگذاشته است و در اقامه حدود الهى مقرّ به گناه و معترف به ذنوب را مىبخشد و از طريق ائمه هدى قدس سرهما اعلام فرموده است كه اگر گناهكار قبل از گرفته شدن جهت اجراى حدود ، توبه نمايد حدى بر او واقع نمىشود .حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند :دزد هنگامى كه خود تسليم شود و به درگاه الهى توبه نمايد مال دزدى شده به صاحبش برمىگردد و دستان دزد قطع نمىشود .اجراى حدّ براى بازگشت گناهكار مريض به دامان طبيب با كرامت است حال اگر اين اثر در وجود گناهكار جلوه كند و قبل از تسليم شدن به دامان قانون الهى به درگاه حضرت محبوب توبه واقعى نمايد و از گناهان خود دست بردارد حضرت حق او را از اجراى حدّ معاف نموده است .امامان اهل بيت قدس سرهما علاقهمند به افشاى گناهان گنهكار و بردن آبروى او در ملأ عام نبودهاند و تمام همّ و غمّ آن ذوات مقدس درمان درد گناهكارِ بيمار بوده است .حال اگر اين بيمار خود واقف به درد شد و به دنبال درمان درد خويش برآمد و با داروى توبه وجود خود را از اين بيمارى پاك نمود ، ثمره و نتيجه واقعى حاصل شده است و ديگر نيازى به اجراى حدّ نخواهد بود .حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در جريان زناكارى كه چهار بار اقرار به زنا كرده بود به قنبر دستور حفظ او را داد ، سپس غضبناك و ناراحت شد و فرمود :« مَا أَقْبَحَ بِالَّرجُلِ مِنْكُمْ أَنْ يَأتِىَ بَعْضَ هَذهِ الفَواحِشِ فَيَفْضَحَ نَفْسَهُ عَلى رُؤوسِ المَلاَءِ ، أَفَلاَ تَابَ فِى بَيْتِهِ ، فَوَاللّهِ لَتَوبَتُةُ فِيمَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللّهِ أَفْضَلُ مِنْ إقَامَتِى عَلَيْهِ الحَدَّ » . چه بسيار زشت است فردى از شما بعضى از بدكاران را بياورد و در ملأ عام رسوايش نمايد ، آيا در خانهاش توبه نكرده ؟ پس به خدا قسم توبهاش بين خود و خدا از جارى كردن حدّ به دست من بهتر است .امام صادق عليه السلام مىفرمايد :شخصى نزد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آمد و اقرار به زنا كرد . . . تا اين كه پيامبر فرمود : اگر [ گناه خود را ] مىپوشاند و توبه مىنمود براى او بهتر بود .حتى در بعضى از روايات ديده مىشود كه با وجود اقرار ابتدايى گناهكار به گناه ، امام عليه السلام اصرار بر ادامه ندادن مطلب و توجه دادن گناهكار به توبه دارند تا گناهكار ، خود به حقيقت عمل زشت خود آگاه شود و به درگاه الهى توبه نمايد .در روايتى آمده است :مردى نزد حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و گفت : يا اميرالمؤمنين ! من زنا كردهام پاكم كن . امام عليه السلام روى از او برگردانيد و به او فرمود : بنشين ، و بعد فرمود : آيا هنگامى كه يكى از شما مرتكب زنا مىشود نمىتواند گناهش را بپوشاند همانگونه كه خدا بر او پوشانده است ؟ آن مرد [ گناهكار ] از جاى بلند شد و گفت : يا اميرالمؤمنين ! من زنا كردهام پاكم كن . امام فرمود : چه چيز تو را به آنچه مىگويى دعوت كرده است ؟ گفت : درخواست پاكى ، امام فرمود : چه پاكى بهتر از توبه است ؛ و بعد روى به اصحاب نمود و شروع به صحبت فرمود . پس آن مرد [ گناهكار [ از جاى بلند شد و گفت : يا اميرالمؤمنين ! من زنا كردهام پاكم كن . امام فرمود : آيا چيزى از واجبات حقوق الهى در نماز و زكاتت را مىدانى ؟ گفت : بله پس از او سؤال فرمود و خوب جواب داد و امام به او فرمود : آيا بر تو مرضى عارض مىشود يا دردى در سر يا بدنت وجود دارد ؟ گفت : نه امام فرمود : برو تا همانطور كه در آشكارا از تو سؤال كردم در پنهان از تو سؤال كنم و اگر نزد ما نيامدى به دنبال تو نخواهيم آمد . . .
4 ـ كراهت ديدن كسى كه حدّ بر او جارى مىشود
در اجراى بعضى از حدود الهى اجتماع مردم براى ديدن اجراى حدّ كراهت دارد خداى متعال حتى در اين جايگاه نيز محبت خود را مبذول داشته كه بعد از ثابت شدن گناه ـ كه ثبوت آن با شرايط فقهى بسيار مشكل مىباشد ـ در ديد مردم قرار نگيرد پاك شدن او بين او و خدا باشد .« أُتِىَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عليه السلام وَهُوَ بِالْبَصْرَةِ بِرَجُلٍ يُقَامُ عَلَيْهِ الْحَدُّ قَالَ فَلَمَّا قَرُبُوا وَنَظَرَ فِى وُجُوهِهِمْ قَالَ فَأَقْبَلَ جَمَاعَةٌ مِنَ النَّاسِ فَقَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عليه السلام يَا قَنْبَرُ انْظُرْ مَا هَذِهِ الْجَمَاعَةُ قَالَ رَجُلٌ يُقَامُ عَلَيْهِ الْحَدُّ قَالَ فَلَمَّا قَرُبُوا وَنَظَرَ فِى وُجُوهِهِمْ قَالَ لاَ مَرْحَباً بِوُجُوهٍ لاَ تُرَى إِلاَّ فِى كُلِّ سُوءٍ هَؤُلاَءِ فُضُولُ الرِّجَالِ أَمِطْهُمْ عَنِّى يَا قَنْبَرُ » . وقتى اميرمؤمنان عليه السلام در بصره بود ، مردى را نزد وى مىبرند كه بايد حدّ بر او اجرا مىشد ؛ اميرمؤمنان عليه السلام به قنبر فرمود : پىگيرى كن كه اين جماعت در پى چيست ؟ قنبر گفت : مردى است كه مستحق حق است راوى مىگويد : وقتى نزديك شدند و در چهرههايشان نگاه كرد ، فرمود : نفرين بر كسانى باد كه ديده نمىشوند مگر به هنگامن بدى ، اينان هرزه مرد هستند ، قنبر ! آنان را از پيش چشم من دور كن !
5 ـ با شبهات حدود را كنار گذاريد
اگر در باب اثبات عملى كه موجب حدّ است شبههاى ايجاد شود حدّ اجرا نخواهد شد . تنها راه اثبات ، يقين به بروز گناهى است كه موجب اجراى حدّ خواهد شد كه گناهان مختلف شيوههاى گوناگونى را براى به يقين رسيدن جهت اثبات نياز دارد .در روايتى از حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله آمده است :« أَدْرَأُوا الحُدودَ بِالشُّبَهَاتِ وَلاَ شَفَاعَةَ وَلاَ كَفَالَةَ وَلاَ يَمينَ فِى حَدٍّ » . به شبهات حدود را كنار گذاريد و در حدّ شفاعت و كفالت و قسم نيست .
6 ـ شرايط اجراى حد
بعد از احراز شرايط بسيار صعب و مشكل حدود الهى ، در زمان اجراى حدّ نيز شرايطى مهيا شده است و بر لطائفى دقت شده است كه تماماً پرده از رحمت و مهر و عطوفت حضرت رب العالمين است .
بر گرفته از کتاب فرهنگ مهرورزی استاد حسین انصاریان