بىشك مساجد كه محلّ عبادت و بندگى حضرت حق و سجدهگاه اولياى الهى در برابر بارى تعالى و جايگاه ابراز نياز به درگاه خالق بىنياز و محل به جاى آوردن عمود دين يعنى نماز است از ويژهگىهاى خاصى برخوردار است كه مىتواند كانون مهر و محبت و مهرورزى نمازگزاران و مؤمنان به يكديگر از جنبههاى مختلف مادى و معنوى باشد . مسجد جايگاه و اهميت ويژه در فرهنگ اسلامى دارد و از ديدگاه پيامبر با كرامت اسلام صلي الله عليه و آله حساسيت ويژهاى دارد لذا پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله در راه هجرتش از مكه به مدينه هنگامى كه وارد منطقه قُبا كه قريهاى نزديك مدينه بود شدند ، قطعه زمينى را براى ساختن مسجد به هدف عبادت و بندگى خدا در آن فضاى نورانى براى آشنايى و نزديك شدن مسلمانان به يكديگر و اهتمام به امورشان انتخاب كردند و شخصاً به بناى مسجد و كار بنايى و بناسازى آن اقدام نمودند و مردم مسلمان منطقه را به عبادت دسته جمعى و رسيدگى به امور يكديگر در آن فضاى معنوى تشويق و ترغيب كردند . هنگامى كه آن حضرت با كاروان مهاجران از مكه به مدينه آمدند بىدرنگ به ساختن مسجد النبى پرداختند و آنجا را علاوه بر مركزيت دادن براى نماز جماعت و عبادت و دعاى دسته جمعى ، به عنوان كانون و آشيانهاى براى آشنا شدن مسلمانان با يكديگر و حل مشكلاتشان و درمان دردهايشان و مشورت در امورشان و پرداختن به مسائل اجتماعى و اخلاقىشان قرار دادند و خود به همه اين امور پرداختند و تا پايان عمر بر اين حقايق پافشارى ورزيدند .
هشت منفعت مسجد به انسان
حضرت رسول صلي الله عليه و آله به گونهاى مسجد را از نظر معنويت و بركت آراستند كه اميرالمؤمنين عليه السلام مسجد را در روايتى به عنوان كانونى كه هشت نوع منفعت و سود به انسان مىرساند معرفى كردند : « مَنْ اخْتَلَفَ إلَى المَسْجِدِ أصَابَ إحدَى الثَّمَانِ : أخاً مُسْتَفَاداً فِى اللّهِ أو عِلْماً مُسْتَطْرَفاً أَوْ آيةً مُحْكَمَةً أوْ رَحْمَةً مُنْتَظِرَةً أوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنِ رَدىً أوْ يَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلى هُدىً أوْ يَترُكُ ذَنْباً خَشْيَةً أوْ حَيَاءً ».كسى كه به مسجد رفت و آمد دارد به يكى از هشت حقيقت مىرسد : يافتن برادر دينى در راه خدا كه از او سود معنوى و بهره الهى نصيبش مىشود ، يا دانشى جديد و تازه ، يا آيهاى استوار و محكم ، يا مهر و رحمتى قابل انتظار ، يا سخنى كه او را از گمراهى و ضلالت برگرداند ، يا شنيدن حقيقتى كه او را به سوى راه خدا راهنمايى نمايد ، يا گناهى را از ترس خدا يا شرم از او ترك كند . قطع رابطه با مسجد در حقيقت به معناى قطع رابطه با اين هشت منفعت و قطع رابطه با مؤمنان و كنارهگيرى از يك سلسله واقعيات مفيد و محروم ماندن از آشنايى با دوستان خدا و كمك به آنان و دور ماندن از پاداشهاى عظيم حضرت حق است .
منافعى ديگر
رسول خدا صلي الله عليه و آله در رابطه با منافع فراوان اتصال به مساجد مىفرمايد : « مَنْ مَشى إلى مَسْجِدٍ يَطْلُبُ فِيهِ الجَمَاعَةَ كَانَ لَهُ بِكُلِّ خُطوَةٍ سَبْعُونَ ألفَ حَسَنَةٍ وَيُرفَعُ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ مِثْلُ ذَلِكَ وَإنْ مَاتَ وَهُوَ عَلى ذَلِكَ وَكَّلَ اللّهُ بِهِ سَبعِينَ ألفَ مَلَكٍ يَعُودُونَهُ فِى قَبْرِهِ وَيُؤنِسُونَهُ فِى وَحْدَتِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لَهُ حَتى يُبْعَثَ » .كسى كه براى اتصال به جماعت مؤمنان و انجام عبادت دسته جمعى به سوى مسجد حركت كند ، براى هر قدمش هفتاد هزار حسنه و هفتاد هزار درجه و مرتبه است و چنانچه اين برنامه تا پايان عمرش ادامه يابد ، خدا هفتاد هزار فرشته بر او مىگمارد كه وى را در برزخش زيارت كنند و با او در تنهايىاش انس بگيرند و تا زمان محشور شدنش در قيامت براى او استغفار نمايند .
شكايت مسجد
ترك كردن مساجد و خلوتگذاردن آنها و شركت نكردن در آن فضاى معنوى و ملكوتى و جدا زيستن از مسلمانان و مؤمنان به اندازهاى زيانبار است كه امام صادق عليه السلام در اين زمينه مىفرمايد : « شَكَتِ الْمَسَاجِدُ إلَى اللّهِ تَعَالى الَّذينَ لاَ يَشهَدُونَهَا مِن جِيرَانِهَا فَأوحَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ إلَيْهَا : وَعِزَّتِى وَجَلاَلِى لاَ قَبِلْتُ لَهُمْ صَلاَةً وَاحِدَةً وَلاَ أظْهَرْتُ لَهُمْ فِى النّاسِ عَدَالَةً وَلاَ نَالَتْهُمْ رَحْمَتِى وَلاَ جَاوَرُونِى فِى جَنَّتِى ».مساجد به خداى متعال از همسايگانى كه در آنها حاضر نمىشوند شكايت كردند ، خداى عزّوجلّ به مساجد وحى فرمود : به عزت و جلالم سوگند ! يك نماز آنان را نمىپذيرم و عدالتى را از آنان در ميان مردم آشكار نمىكنم و به مهر و رحمتم نمىرسند و در بهشتم مجاور من نمىشوند .
مسجديان منابع مهر و محبت
مسلمانانى كه به مساجد رفت و آمد دارند ، به خاطر عبادت دسته جمعى ، ذكر خدا ، قرائت قرآن ، خواندن دعا ، شنيدن موعظه ، توبه از گناه ، گريه براى حق و براى اهل بيت قدس سرهما ، شركت در كار خير ؛ روحى با صفا ، روانى پاك ، قلبى رقيق ، بدنى فعال و پركار جهت پرداختن به كارهاى مثبت و نيتى خالص و پاك پيدا مىكنند و در حقيقت تبديل به منبعى از خير و بركت مىشوند و وجدوشان به صورت كليدى براى حل مشكلات مردم در مىآيد و همگان از مهر و محبّت و عشق و دوستىشان بهرهمند مىگردند . اين خصلتها و حالات با ارزش ، بيشتر ويژه مردم مؤمن و اهل مسجد است و آنان كه دچار سستى ايمان و يا بىدين هستند چون چوبى خشك يا سنگى سخت يا حيوانى وابسته به شكم و شهوتاند . آرى ؛ ارتباط با خدا كه منبع مهر و محبّت و عشق و بركت است و رفت و آمد به مساجد و زيارت عالم ربّانى در كنار محراب و منبر و شنيدن نصايح و موعظههاى او ؛ سازنده حيات طيّبه و عامل طهارت روح و ترك زشتىها و مايه خوشى و لذت واقعى در دنيا و آخرت است .
گفت معشوقى به عاشق كى فتى تو به غربت ديدهاى بس شهرها
پس كدامين شهر زآنها خوشترست گفت آن شهرى كه در آن دلبرست
هر كجا باشد شه ما را بساط هست صحرا گر بود سمّ الخياط
هر كجا كه يوسفى باشد چو ماه جنّت است ار چه كه باشد قعر چاه
با تو دوزخ جنّت است اى جان فزا با تو زندان گلشن است اى دلربا
شد جهنم با تو رضوان و نعيم بى تو شد ريحان و گل نار جحيم
هر كجا تو با منى من خوشدلم وربود در قعر گورى منزلم
خوشتر از هر دو جهان آنجا بود كه تو را با من سر و سودا بود
_
بىشك مساجد كه محلّ عبادت و بندگى حضرت حق و سجدهگاه اولياى الهى در برابر بارى تعالى و جايگاه ابراز نياز به درگاه خالق بىنياز و محل به جاى آوردن عمود دين يعنى نماز است از ويژهگىهاى خاصى برخوردار است كه مىتواند كانون مهر و محبت و مهرورزى نمازگزاران و مؤمنان به يكديگر از جنبههاى مختلف مادى و معنوى باشد . مسجد جايگاه و اهميت ويژه در فرهنگ اسلامى دارد و از ديدگاه پيامبر با كرامت اسلام صلي الله عليه و آله حساسيت ويژهاى دارد لذا پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله در راه هجرتش از مكه به مدينه هنگامى كه وارد منطقه قُبا كه قريهاى نزديك مدينه بود شدند ، قطعه زمينى را براى ساختن مسجد به هدف عبادت و بندگى خدا در آن فضاى نورانى براى آشنايى و نزديك شدن مسلمانان به يكديگر و اهتمام به امورشان انتخاب كردند و شخصاً به بناى مسجد و كار بنايى و بناسازى آن اقدام نمودند و مردم مسلمان منطقه را به عبادت دسته جمعى و رسيدگى به امور يكديگر در آن فضاى معنوى تشويق و ترغيب كردند . هنگامى كه آن حضرت با كاروان مهاجران از مكه به مدينه آمدند بىدرنگ به ساختن مسجد النبى پرداختند و آنجا را علاوه بر مركزيت دادن براى نماز جماعت و عبادت و دعاى دسته جمعى ، به عنوان كانون و آشيانهاى براى آشنا شدن مسلمانان با يكديگر و حل مشكلاتشان و درمان دردهايشان و مشورت در امورشان و پرداختن به مسائل اجتماعى و اخلاقىشان قرار دادند و خود به همه اين امور پرداختند و تا پايان عمر بر اين حقايق پافشارى ورزيدند .
هشت منفعت مسجد به انسان
حضرت رسول صلي الله عليه و آله به گونهاى مسجد را از نظر معنويت و بركت آراستند كه اميرالمؤمنين عليه السلام مسجد را در روايتى به عنوان كانونى كه هشت نوع منفعت و سود به انسان مىرساند معرفى كردند : « مَنْ اخْتَلَفَ إلَى المَسْجِدِ أصَابَ إحدَى الثَّمَانِ : أخاً مُسْتَفَاداً فِى اللّهِ أو عِلْماً مُسْتَطْرَفاً أَوْ آيةً مُحْكَمَةً أوْ رَحْمَةً مُنْتَظِرَةً أوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنِ رَدىً أوْ يَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلى هُدىً أوْ يَترُكُ ذَنْباً خَشْيَةً أوْ حَيَاءً ».كسى كه به مسجد رفت و آمد دارد به يكى از هشت حقيقت مىرسد : يافتن برادر دينى در راه خدا كه از او سود معنوى و بهره الهى نصيبش مىشود ، يا دانشى جديد و تازه ، يا آيهاى استوار و محكم ، يا مهر و رحمتى قابل انتظار ، يا سخنى كه او را از گمراهى و ضلالت برگرداند ، يا شنيدن حقيقتى كه او را به سوى راه خدا راهنمايى نمايد ، يا گناهى را از ترس خدا يا شرم از او ترك كند . قطع رابطه با مسجد در حقيقت به معناى قطع رابطه با اين هشت منفعت و قطع رابطه با مؤمنان و كنارهگيرى از يك سلسله واقعيات مفيد و محروم ماندن از آشنايى با دوستان خدا و كمك به آنان و دور ماندن از پاداشهاى عظيم حضرت حق است .
منافعى ديگر
رسول خدا صلي الله عليه و آله در رابطه با منافع فراوان اتصال به مساجد مىفرمايد : « مَنْ مَشى إلى مَسْجِدٍ يَطْلُبُ فِيهِ الجَمَاعَةَ كَانَ لَهُ بِكُلِّ خُطوَةٍ سَبْعُونَ ألفَ حَسَنَةٍ وَيُرفَعُ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ مِثْلُ ذَلِكَ وَإنْ مَاتَ وَهُوَ عَلى ذَلِكَ وَكَّلَ اللّهُ بِهِ سَبعِينَ ألفَ مَلَكٍ يَعُودُونَهُ فِى قَبْرِهِ وَيُؤنِسُونَهُ فِى وَحْدَتِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لَهُ حَتى يُبْعَثَ » .كسى كه براى اتصال به جماعت مؤمنان و انجام عبادت دسته جمعى به سوى مسجد حركت كند ، براى هر قدمش هفتاد هزار حسنه و هفتاد هزار درجه و مرتبه است و چنانچه اين برنامه تا پايان عمرش ادامه يابد ، خدا هفتاد هزار فرشته بر او مىگمارد كه وى را در برزخش زيارت كنند و با او در تنهايىاش انس بگيرند و تا زمان محشور شدنش در قيامت براى او استغفار نمايند .
شكايت مسجد
ترك كردن مساجد و خلوتگذاردن آنها و شركت نكردن در آن فضاى معنوى و ملكوتى و جدا زيستن از مسلمانان و مؤمنان به اندازهاى زيانبار است كه امام صادق عليه السلام در اين زمينه مىفرمايد : « شَكَتِ الْمَسَاجِدُ إلَى اللّهِ تَعَالى الَّذينَ لاَ يَشهَدُونَهَا مِن جِيرَانِهَا فَأوحَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ إلَيْهَا : وَعِزَّتِى وَجَلاَلِى لاَ قَبِلْتُ لَهُمْ صَلاَةً وَاحِدَةً وَلاَ أظْهَرْتُ لَهُمْ فِى النّاسِ عَدَالَةً وَلاَ نَالَتْهُمْ رَحْمَتِى وَلاَ جَاوَرُونِى فِى جَنَّتِى ».مساجد به خداى متعال از همسايگانى كه در آنها حاضر نمىشوند شكايت كردند ، خداى عزّوجلّ به مساجد وحى فرمود : به عزت و جلالم سوگند ! يك نماز آنان را نمىپذيرم و عدالتى را از آنان در ميان مردم آشكار نمىكنم و به مهر و رحمتم نمىرسند و در بهشتم مجاور من نمىشوند .
مسجديان منابع مهر و محبت
مسلمانانى كه به مساجد رفت و آمد دارند ، به خاطر عبادت دسته جمعى ، ذكر خدا ، قرائت قرآن ، خواندن دعا ، شنيدن موعظه ، توبه از گناه ، گريه براى حق و براى اهل بيت قدس سرهما ، شركت در كار خير ؛ روحى با صفا ، روانى پاك ، قلبى رقيق ، بدنى فعال و پركار جهت پرداختن به كارهاى مثبت و نيتى خالص و پاك پيدا مىكنند و در حقيقت تبديل به منبعى از خير و بركت مىشوند و وجدوشان به صورت كليدى براى حل مشكلات مردم در مىآيد و همگان از مهر و محبّت و عشق و دوستىشان بهرهمند مىگردند . اين خصلتها و حالات با ارزش ، بيشتر ويژه مردم مؤمن و اهل مسجد است و آنان كه دچار سستى ايمان و يا بىدين هستند چون چوبى خشك يا سنگى سخت يا حيوانى وابسته به شكم و شهوتاند . آرى ؛ ارتباط با خدا كه منبع مهر و محبّت و عشق و بركت است و رفت و آمد به مساجد و زيارت عالم ربّانى در كنار محراب و منبر و شنيدن نصايح و موعظههاى او ؛ سازنده حيات طيّبه و عامل طهارت روح و ترك زشتىها و مايه خوشى و لذت واقعى در دنيا و آخرت است .
گفت معشوقى به عاشق كى فتى تو به غربت ديدهاى بس شهرها
پس كدامين شهر زآنها خوشترست گفت آن شهرى كه در آن دلبرست
هر كجا باشد شه ما را بساط هست صحرا گر بود سمّ الخياط
هر كجا كه يوسفى باشد چو ماه جنّت است ار چه كه باشد قعر چاه
با تو دوزخ جنّت است اى جان فزا با تو زندان گلشن است اى دلربا
شد جهنم با تو رضوان و نعيم بى تو شد ريحان و گل نار جحيم
هر كجا تو با منى من خوشدلم وربود در قعر گورى منزلم
خوشتر از هر دو جهان آنجا بود كه تو را با من سر و سودا بود
بر گرفته از کتاب فرهنگ مهرورزی استاد حسین انصاریان