حقد و كينه
كينهورزى، كينهتوزى و دشمنى با مردم بدون علت شرعى، ممنوع و حرام است.
كينهورز و كينهتوز براى فرو نشاندن آتش كينه مجبور است آلوده به ستم و ظلم و گرفتار بعضى از معاصى و گناهان شود.
كينهورز و كينهتوز از رحمت آوردن به مردم و مهربانى به همگان بركنار است، و به همين خاطر بر اساس آيات قرآن و روايات از رحمت و لطف حق در دنيا و آخرت محروم است.
على عليه السلام مىفرمايند:
______________________________
(1)- كافى: 2/ 110، باب كظم الغيظ، حديث 7؛ بحار الأنوار: 68/ 410، باب 93، حديث 24.
(2)- كافى: 2/ 303، باب الغضب، حديث 3؛ خصال: 1/ 7، حديث 22؛ بحار الأنوار: 70/ 266، باب 132، حديث 17.
الْحِقْدُ ألْأمُ الْعُيوبِ «1».
كينه پستترين عيبهاست.
و در كلامى ديگر فرمودهاند:
الْحِقْدُ مِنْ طَبايِعِ الْاشْرارِ «2».
كينه از سرشت مردم شرير است.
و در سخنى ديگر اعلام نموده:
الْحِقْدُ نارٌ كامِنَةٌ، لَايُطْفيها الّا مَوْتٌ اوْ ظَفَرٌ «3».
كينه آتشى پنهان است كه آن را جز مرگ يا پيروزى بر طرف مقابل خاموش نمىكند.
امام على عليه السلام فرمودند:
احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَيْرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ «4».
شر و فتنه را از سينهى ديگرى با درآوردنش از سينهى خودت ريشهكن كُن.
امام در سخنى ديگر فرمودند:
سَبَبُ الْفِتَنِ الْحِقْدُ «5».
علت فتنهها كينه است.
و در كلامى ديگر فرمودند:
______________________________
(1)- غرر الحكم: 299، ذم الحقد، حديث 6763.
(2)- غرر الحكم: 299، ذم الحقد، حديث 6767.
(3)- غرر الحكم: 299، ذم الحقد، حديث 6766.
(4)- نهج البلاغه: 801، حكمت 178؛ غرر الحكم: 106، فى النهى عن الشر، حديث 1911.
(5)- غرر الحكم: 299، بعض آثار الحقد، حديث 6781.
مَنِ اطَّرَحَ الْحِقْدَ اسْتَراحَ قَلْبُهُ وَلبُّهُ «1».
كسى كه كينه را كنار انداخت قلب و مغزش استراحت كرد.
و در بيانى فرمودند:
لَيْسَ لِحَقُودٍ اخْوَةٌ «2».
براى كينهتوز برادرانى نيست.
در دعاى ندبه مىخوانيم كه پس از وفات رسول عزيز اسلام تمام بلاهايى كه از جانب مردم به اهل بيتش رسيد، و همهى فتنههايى كه ايجاد شد، و انحرافاتى كه در دين و حيات مردم به وجود آمد، و جبرانش تا قيامت محال است، معلول حقد و كينهى فتنهگران و حسودان بوده.
بخل
حالتى كه مانع از خرج كردن مال و مقام و آبرو در راه خداست و نمىگذارد انسان به درد دردمندان، و مشكل مشكلداران، و ناتوانى ناتوانان و خلأ آبرومندان برسد بخل است.
بخل حالتى شيطانى، اخلاقى و ابليسى و از اوصاف ناپاكان و اشرار و حسودان است.
قرآن مجيد به شدت به بخل و بخيل حمله مىكند، و آلودگان به بخل را در قيامت مستحق عذاب شديد و عقاب سخت مىداند.
«وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ
______________________________
(1)- غرر الحكم: 299، ذم الحقد، حديث 6774.
(2)- غرر الحكم: 419، جملة من علائم شر الإخوان، حديث 9602.
لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ...» «1».
آنانكه از آنچه كه خداوند از فضلش به آنان عنايت كرده بخل مىورزند گمان نكنند كه اين بخل ورزى به سود آنان است، بلكه اين صفت براى آنان زيان دارد، آنچه را كه از پرداخت آن در راه خدا بخل ورزيدهاند در قيامت به صورت طوق آتشين گردنگيرشان مىگردد!
«... وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ* يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ» «2».
و آنان كه طلا و نقره را ذخيره مىكنند، و در راه خدا انفاق نمىنمايند، به عذاب دردناك بشارتشان بده.
روزى كه طلا و نقرهى آنان در آتش دوزخ گداخته شود و پيشانى و پشت و پهلوى آنان را به آن اجناس گداخته داغ كنند، به آنان گفته شود: اين است آنچه كه براى خود ذخيره كرديد!
رسول حق صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
اقَلُّ النّاسِ راحَةً الْبَخِيلُ «3».
در ميان مردم آنكه راحتى او از همه كمتر است بخيل است.
امام على عليه السلام فرمودند:
الْبُخْلُ جامِعٌ لِمَساوِىءِ الْعُيوبِ، وَهُوَ زِمامٌ يُقادُ بِهِ الى كُلِّ سُوءٍ «4».
______________________________
(1)- آل عمران (3): 180.
(2)- توبه (9): 34- 35.
(3)- امالى صدوق: 20، المجلس السادس، حديث 4؛ بحار الأنوار: 70/ 300، باب 136، حديث 2.
(4)- نهج البلاغه: 868، حكمت 378؛ بحار الأنوار: 70/ 307، باب 136، حديث 36.
بخل جمع كنندهى تمام عيوب زشت است و آن مهارى است كه كشانندهى به جانب تمام بديهاست.
امام هفتم عليه السلام فرمودند:
الْبَخِيلُ مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ «1».
بخيل كسى است كه از انجام آنچه كه خدا بر او واجب نموده بخل ورزد.
احتكار
حبس اجناس مورد نياز مردم به خصوص غذا و دارو به طمع گران شدن و به نيت ثروتاندوزى، ستم و ظلم شديد بر بندگان حق، به خصوص ناتوانان از جامعه است.
محتكر با بىرحمى خود زمينهى محروميت خويش را از رحمت خداوند در دنيا و آخرت فراهم مىكند.
فروش اجناس احتكارى كارى حرام و خوردن مال به باطل و از نظر قرآن مجيد و روايات مذموم است.
در رابطه با خوردن مال و پولى كه از راه نامشروع به خصوص احتكار به دست مىآيد، قرآن مجيد مىفرمايد:
«وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً» «2».
آن كس كه از راه زور و ستم، و از طريق نامشروع به كسب مال برخيزد، و اموال مردم را به دشمنى و ظلم به جانب خود سوق دهد او را به زودى در
______________________________
(1)- كافى: 4/ 45، باب البخل و الشح، حديث 4؛ بحار الأنوار: 93/ 16، باب 1، حديث 36.
(2)- نساء (4): 30.
آتش دوزخ درافكنيم كه انتقام گرفتن خدا از ستم پيشگان كارى آسان است.
رسول حق صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
مَنْ جَمَعَ طَعاماً يَتَرَبَّصُ بِهِ الْغَلاءَ ارْبَعِينَ يَوْماً فَقَدْ بَرِئَ مِنَ اللَّه وَبَرِئَ اللَّهُ مِنْهُ «1».
كسى كه خوراك مردم را در جايى به مدت چهل روز به انتظار گران شدن روى هم بگذارد، از خدا بيزار و خدا هم از او بيزار است!
و نيز آن حضرت فرمودند:
مَنِ احْتَكَرَ طَعاماً ارْبَعِينَ يَوْماً وَتَصَدَّقَ بِهِ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ «2».
كسى كه چهل روز غذاى مردم را احتكار كند و آن را در راه خدا صدقه بدهد از او پذيرفته نخواهد شد.
و در كلامى فرمودند:
بِئْسَ الْعَبْدُ الْمُحْتَكِرُ انْ ارْخَصَ اللَّهُ الْاسْعارَ حَزِنَ، وَانْ اغْلَاهَا اللَّهُ فَرِحَ «3».
محكتر انسان بدى است، اگر خداوند قيمتها را ارزان كند اندوهگين مىشود، و اگر گران كند مسرور مىگردد.
رسول حق صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
يُحْشَرُ الْحَكّارُونَ وَقَتَلَةُ الْانْفُسِ الى جَهَنَّمَ فِى دَرَجةٍ «4».
محتكران و قاتلان در جهنم در يك درجه خواهند بود.
______________________________
(1)- طب النبى: 22؛ بحار الأنوار: 59/ 292، باب 89.
(2)- كنز العمال: 9720.
(3)- كنز العمال: 9715.
(4)- كنز العمال: 9739.
امام على عليه السلام فرمودند:
الْاحْتِكارُ شِيَمُ الْاشْرارِ «1».
احتكار سرشت و خوى اشرار است.
حب دنيا
دوست داشتن دنيا به قدر معقول و مشروع كه انسان را وادار به برپا كردن يك زندگى پاك و طبيعى كند امرى پسنديده و شايسته است.
دوستى و محبت به دنيا اگر عاملش حرص و طمع و هوا و شهوت باشد، و باعث آلوده شدن به هر نوع مال و لذت حرام گردد، نامعقول و نامشروع و موجب خرابى آخرت، و گرفتار شدن به لعنت و عذاب ابد است.
اگر در آيات قرآن و روايات از محبت به دنيا يا خود دنيا مذمت شده، منظور اينگونه رابطه با دنيا، و مقصود ثروت و مال و جنس نامشروع و عناصر به دست آمده از راه تجاوز و ستم و ظلم و خيانت است.
تعبيراتى در قرآن از قبيل اينكه دنيا جز متاع غرور نيست، حيات دنيا غير لهو و لعب چيزى نيست، متاع دنيا اندك و قليل است، زينت حيات دنيا قابل توجه نيست، همه و همه ناظر به دنيايى است كه معلول حرص و طمع و جهل و غفلت است.
آرى خواهان دنيا، و عاشق دنيا كه خواهندگى و عشقش ميوهى تلخ اوصاف ناپسند است، با روى آوردن به چنين دنيايى آخرتش را از دست مىدهد، و خود را مغضوب و منفور حق مىكند، و از رضوان و بهشت ابد محروم مىگردد.
______________________________
(1)- تفسير معين: 83.
قلب را كه عرش خدا، و حرم حق است بايد از آلوده شدن به چنين محبتى كه محصول حرص و طمع است حفظ كرد.
از دنيا بايد به صورتى كه قرآن مجيد و روايات ارشاد مىكنند استفاده كرد.
تحصيل مال مشروع، و خرج كردن آن براى برپا بودن خيمهى معيشت، و انفاق مازاد آن در راه خدا.
ارتباط با دنيا با چنين كيفيتى مورد رضاى حق و آباد كنندهى آخرت انسان است، ولى محبت نامعقول باعث ذلت انسان در اين جهان و آن جهان است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
انَّهُ ما سَكَنَ حُبُّ الدُّنْيا قَلْبَ عَبْدٍ الّا الْتاطَ فِيها بِثَلاثٍ: شُغْلٍ لَايَنْفَدُ عَناؤُهُ، وَفَقْرٍ لَا يُدْرَكُ غِناهُ، وَامَلٍ لَايُنالُ مُنْتَهاهُ «1».
محبت دنيا در قلبى جا نگرفت مگر اينكه آن قلب را به سه چيز دچار كرد:
شغلى كه رنجش پايان نگيرد، فقرى كه بىنيازى از آن به دست نيايد و آرزويى كه به پايانش نرسد.
و نيز آن حضرت فرمودند:
حَرامٌ عَلى كُلِّ قَلْبٍ يُحِبُّ الدُّنْيا انْ يُفارِقَهُ الطَّمَعُ «2».
بر قلبى كه عاشق دنياست جدا شدن طمع، حرام است!
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند:
مَنْ احَبَّ الدُّنْيا جَمَعَ لِغَيْرِهِ «3».
عاشق دنيا، مال و ثروت دنيا را براى غير خودش جمع مىكند.
______________________________
(1)- أعلام الدين: 345، حديث 38؛ بحار الأنوار: 74/ 190، باب 7، حديث 38.
(2)- مجموعهى ورّام: 2/ 121.
(3)- بحار الأنوار: 75/ 11، تتمة باب 15، حديث 70.
زيرا بر اثر عشقش به دنيا از خرج كردن آن امتناع مىكند و جز روى هم انباشتن و گذاشتن و مردن و به غير واگذار كردن كارى نمىكند!
امام صادق عليه السلام فرمودند:
... فَمَنْ احَبَّها اوْرَثَتْهُ الْكِبْرَ، وَمَنِ اسْتَحْسَنَها اوْرَثَتْهُ الْحِرْصَ، وَمَنْ طَلَبَها اوْرَدَتْهُ الطَّمَعَ، وَمَنْ مَدَحَها اكَبَّتْهُ الرِّياءُ، وَمَنْ ارادَها مَكَّنَتْهُ مِنَ الْعُجْبِ، وَمَنِ اطْمَأَنَّ الَيْها رَكَّبَتْهُ الْغَفْلَةَ «1».
كسى كه عاشق دنيا شد كبر را ارث او قرار داد، و هركس آن را نيكو شمرد حرص را ارث او نمود، و آن كه او را خواست در گردونهى طمعش انداخت، و هركه آن را مدح كرد ريا و خودنمايى به زمينش زد، و هركه به آن ميل كرد گرفتار خودبينىاش نمود، و هركس به آن آرامش خواست دچار غفلتش ساخت.
خيانت
كلمهى خيانت در مقابل امانت، و خائن در برابر امين است. بنابراين كسى كه در امانات الهى و امانات مردم تصرف نابجا كند و به كسى كه او را امين دانسته ضربه وارد كند خائن است.
خيانت امرى بسيار ناپسند، و كارى است كه از شيطان و شيطنت مايه مىگيرد و از ويژگيهاى مردم بىدين يا سست عقيده است.
كتاب خدا در آياتى به موارد خيانت از قبيل: خيانت چشمها (نظر دوزى به نامحرم)، خيانت به خويش (ضربه زدن به شخصيت انسانى و تخريب آخرت
______________________________
(1)- مصباح الشريعة: 139، الباب الخامس و الستون فى صفة الدنيا؛ بحار الأنوار: 70/ 105، باب 122، حديث 101.
خود)، خيانت در امانات (چه امانات الهى مانند استعدادها و اعضا و جوارح و روح و روان، چه امانات مردمى مانند اموال و اسرار)، خيانت در معاملهى اقتصادى و معاشرت اشاره مىكند و در نهايت اعلام مىدارد كه خداوند مردم خائن و ناسپاس را دوست ندارد.
«وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ» «1».
چنانچه از خيانت قومى از معاهدان خود به خاطر پيمان شكنى ايشان مىترسى، در اين صورت با توجه به عدل، درستى عهد آنان را از عهدهى خود بردار و به آنان اعلام كن كه مرا با شما پيمانى نيست، همانا خداوند مردم خيانت پيشه را دوست ندارد.
خداوند از شدت نفرتى كه به خيانت دارد اكيداً اهل ايمان را از خيانت به خدا و رسول و خيانت در امانات منع مىكند:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» «2».
اى اهل ايمان! به خدا و رسول و امانات خود خيانت نورزيد در حالى كه زشتى خيانت را مىدانيد.
رسول حق صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
لَيْسَ مِنّا مَنْ خَانَ مُسْلِماً فِى اهْلِهِ وَمالِهِ «3».
از ما نيست كسى كه به مسلمانى در اهل و مالش خيانت كند.
______________________________
(1)- انفال (8): 58.
(2)- انفال (8): 27.
(3)- اختصاص: 248؛ بحار الأنوار: 72/ 172، باب 58، حديث 13.
و در سخنى فرمودند:
افْشاءُ سِرِّ اخِيكَ خِيانَةٌ، فَاجْتَنِبْ ذلِكَ «1».
پخش كردن سرّ برادر دينىات خيانت است پس از اين خيانت بپرهيز.
و نيز فرمودند:
لَا تَخُنْ مَنْ خانَكَ فَتَكُنْ مِثْلَهُ «2».
به كسى كه به تو خيانت كرده خيانت نكن كه مانند او مىشوى.
و فرمودند:
چهار چيز است كه يكى از آنها وارد خانهاى نمىشود مگر اينكه آن خانه خراب شود و به بركت آباد نگردد:
خيانت- دزدى- شرابخوارى- زنا «3».
رسول حق صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
الْمَكْرُ وَالْخَدِيعَةُ وَالْخِيانَةُ فِى النّارِ «4».
فريبكارى و خدعه و خيانت در آتش است.
______________________________
(1)- مكارم الأخلاق: 470، الفصل الخامس؛ بحار الأنوار: 74/ 90، باب 4، حديث 3؛ مستدرك الوسائل: 8/ 398، باب 59، حديث 9790.
(2)- جعفريات: 188، باب فى المعروف و الصدقه؛ مستدرك الوسائل: 15/ 183، باب 71، حديث 17941.
(3)- عن الصادق جعفر بن محمد عن أبيه عن آبائه عليهم السلام قال: قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: أربع لا تدخل بيتا واحدة منهن إلا خرب ولم يعمر بالبركة، الخيانة والسرقة وشرب الخمر والزناء.
امالى صدوق: 398، المجلس الثانى و الستون، حديث 12؛ بحار الأنوار: 72/ 170، باب 58، حديث 2.
(4)- ثواب الأعمال: 271؛ جعفريات: 171، باب المكر و الخيانة؛ مستدرك الوسائل: 9/ 80، باب 119، حديث 10265.
امام على عليه السلام فرمودند:
الْخِيانَةُ دَليلٌ عَلى قِلَّةِ الْوَرَعِ وَعَدَمِ الدِّيانَةِ «1».
خيانت دليل بر كمى پارسايى و ديندارى است.
حضرت صادق عليه السلام فرمودند:
يُجْبَلُ الْمُؤمِنُ عَلى كُلِّ طَبِيعَةٍ الّا الْخِيانَةَ وَالْكِذْبَ «2».
مؤمن بر هر طبيعتى سرشته مىشود مگر خيانت و دروغ.
شرابخوارى
سازندهى شراب و بانى شرابخوارى به طورى كه از معارف اسلامى استفاده مىشود ابليس است.
من فكر نمىكنم زيان و ضرر و خسارت شرابخوارى حتى بر شرابخوار پوشيده باشد.
شراب و هر مست كنندهاى، ضربهى هولناكى به عقل و قدرت تفكر انسان مىزند، و به صورت تدريجى فرد را تبديل به موجود عاطل و باطلى مىكند.
تبديل هر نعمتى از نعمتهاى طبيعى حق كه براى قوت ابدان، و قدرت بر عبادت حق و خدمت به خلق آفريده شده به شراب و هر مايهى مست كننده، خيانتى بزرگ و كارى ناپسند و گناهى عظيم است.
فروش انگور و خرما و ساير نعمتها به شراب ساز، معاملهاى حرام، و برنامهاى است ناپسند و مبارزه با خدا و انسانيت است.
ساختن و حمل كردن و فروختن و واسطگى براى فروش و كارگرى در اين
______________________________
(1)- غرر الحكم: 460، الخيانة، حديث 10521؛ تفسير معين: 96.
(2)- اختصاص: 231؛ بحار الأنوار: 72/ 172، باب 58، حديث 11.
زمينه و خوردن شراب، همه و همه حرام و موجب غضب حق، و باعث ورود به عذاب سخت الهى در روز قيامت است.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ* إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ» «1».
اى اهل ايمان! مايهى مست كننده و قمار و بت پرستى و تيرهاى گروبندى، ناپاكى و از عمل شيطان است، از همهى آنها اجتناب كنيد باشد كه رستگار گرديد.
شيطان مىخواهد با شراب و قمار بين شما دشمنى و كينه ايجاد كند، و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد، آيا از اين گناهان با اين ضررهاى سنگينش دست برمىداريد؟!
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
شارِبُ الْخَمْرِ لَاتُصَدِّقُوهُ اذَا حَدَّثَ، وَلَا تُزَوِّجُوهُ اذَا خَطَبَ، وَلَا تَعُودُوهُ اذا مَرِضَ، وَلَا تُحْضِرُوهُ اذَا مَاتَ، وَلَا تَأْمَنُوهُ عَلى امانَةٍ «2».
گفتار مشروبخوار را تصديق نكنيد، چون به خواستگارى آمد دختر به او ندهيد، وقتى بيمار شد از او عيادت ننماييد، چون مرد به تشييع جنازهاش نرويد و بر امانت به او اطمينان نكنيد.
و نيز فرمودند:
______________________________
(1)- مائده (5): 90- 91.
(2)- وسائل الشيعه: 25/ 312، باب 11، حديث 31988؛ بحار الأنوار: 76/ 127، باب 86، حديث 7.
يَخْرُجُ الْخَمّارُ مِنْ قَبْرِهِ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ: آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ «1».
مشروبخوار در قيامت از قبرش بيرون مىآيد، بر پيشانيش نوشته شده: مأيوس از رحمت خداست!
رسول حق صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
الْخَمْرُ امُّ الْفَواحِشِ، وَاكْبَرُ الْكَبائِرِ «2».
شراب ريشهى همهى گناهان و بزرگترين گناه كبيره است.
رسول خدا فرمودند:
لَعَنَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَعاصِرَها وَغَارِسَها وَشارِبَها وَساقِيَها وَبائِعَها وَمُشْتَرِيَها وَآكِلَ ثَمَنِها وَحامِلَها وَالْمَحْمُولَةَ الَيْهِ «3».
خداوند شراب و گيرندهى آن، و كارنده و خورنده و ساقى و فروشنده و خريدار و خورندهى مال و حمل كننده و كسى كه آن را به سوى او حمل مىكنند، همه و همه را لعنت كرده است!
رسول خدا در روايت بسيار مهمى فرمودهاند:
مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَجْلِسْ عَلى مائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ «4».
كسى كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد بر سفرهاى كه كنارش شراب مىخورند ننشيند!
______________________________
(1)- تفسير معين: 123.
(2)- كنز العمال: 13182.
(3)- امالى صدوق: 424، المجلس السادس و الستون، حديث 1؛ بحار الأنوار: 76/ 126، باب 86، حديث 5.
(4)- خصال: 1/ 163، حديث 215؛ وسائل الشيعه: 2/ 50، باب 16، حديث 1450؛ بحار الأنوار: 79/ 129.
مفضل مىگويد: از حضرت صادق عليه السلام پرسيدم چرا خداوند مست كننده را حرام كرده؟
فرمودند: براى زيان و فسادى كه دارد، رعشهى بدن نصيب مشروبخوار است، نور قلب و جان و قيافهاش از بين مىرود، مردانگىاش نابود مىشود، جرأت بر انجام محرمات پيدا مىكند، خونريز مىگردد، زناكار مىشود، به محرمش در حالى كه او را بجا نمىآورد تجاوز مىكند، به شرابخوار اضافه نمىشود مگر تمام بديها و زشتىها «1»!