پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

مهمان دعوت شده با ادب

مهمان دعوت شده با ادب


سحر شب اول ماه رمضان سرش را پايين انداخته و گفته: محبوب من! من تسليم تو هستم، گفتى نخور، نمى‏خورم. اما آن زن آمد بى‏ادبى كرد و پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را به اسم صدا كرد و پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را نپسنديد، بعد كه بيدار شد، گفت: لقمه دهانت را به من بده، و از همه بلاهاى بدنى خودش را نجات داد. اما ما مهمان خوانده و دعوت شده، مهمانى كه به او احترام كرده‏اند، چون همه را كه دعوت نكردند؛ غير مؤمن، ملائكه و حيوانات را كه دعوت نكردند.

دعوت خصوصى براى ضيافت الهى

در قرآن مجيد دعوت نامه را كه تنظيم كرده، فرموده:

« يَـآأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ »

بندگان مؤمن من! يك ماه، پيش من دعوت داريد. شما اگر با يك دنيا ادب به پروردگار بگوييد: دعوت‏هاى تو معمولاً در قرآنت هم هست كه، از سى روز و چهل شبانه روز بيشتر است، چطور ما را سى روز و سى شب دعوت كردى؟

بگويد: كجا من چهل شب دعوت كردم؟ شما اين آيه را برايش مى‏خوانى:

« وَوَ عَدْنَا مُوسَى ثَلَـثِينَ لَيْلَةً »

سى شب موسى عليه‏السلام را وعده گرفتيم، مگر هر كسى را در اين بارگاه وعده مى‏گيرند؟ خدا، يعنى عظمت بى‏نهايت، حاضر بشود يك انسان هفتاد هشتاد كيلويى را، كه همه چيز اين انسان را هم خودش تأمين كرده؛ زبان و چشم و گوش و بدن و شكل و ظاهر و باطنش را، دعوت كند كه بيا سر سفره من، سى شبانه روز قرار بگير، بعد خودت فرمودى:

« وَأَتْمَمْنَـهَا بِعَشْرٍ »

من اين وعده را ده شب ديگر رويش گذاشتم، شد چهل شب.

منبع
  • پایگاه عرفان