حالا، يك دعوت كنندهاى مانند وجود مقدس پروردگار، مقايسه كنيد، اولاً مهمان پيغمبر صلىاللهعليهوآله ناخوانده بود، برخورد اين مهمان ناخوانده هم با عبد خدا بود، نه با خود خدا، با عبدالله بود. حالا يك صاحبخانهاى، يك سفرهدارى، مثل وجود مقدس پروردگار كه سفره ظاهرش اين آسمانها و زمين است، و سفره باطنش صفات خودش است؛ كريم، رحيم، غفور، رحمان، ودود، عزيز، مقتدر و باسط اليدين بالرحمة، صاحب المواهب السنية، غفار، صبور، شكور و بهتر اين كه مفاتيح الجنان را برداريم و اين گنجينه عالى دعاها و جوشن كبير را نگاه كنيم.
هزار اسم در آنجا ذكر شده كه صفات حضرت حق است، اين سفره باطن است كه براى تمام موجودات پهن كرده است. اگر پهن نكرده بود كه به او رحيم نمىگفتند. اين كه ما در شبانه روز در ركعات نمازمان وجود مقدسش را به عنوان «رحيم» مىخوانيم، يعنى آن حقيقتى كه سفره معنوىاش عالىترين و بهترين و بادوامترين غذاها را ـ صفات خودش ـ براى موجودات پهن كرده است.
مهمانان دعوت شده به ضيافت الهى
چنين سفرهدارى كه غذاى سفرهاش ملك و ملكوت است، همه مردم را دعوت كرده:
« يَـآأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ »(1)
چرا خدا فعل آيه را مجهول آورده است؟ « كُتِبَ »؟
گاهى مجهول آوردن فعل براى نشان دادن عظمت مسأله است؛ يعنى دعوت شديد، بعدا مىفهميد و مىبينيد كه چه كسى شما را دعوت كرده است. اگر وارد مهمانى شديد، و اگر آمديد و سر سفره نشستيد، آن وقت مىفهميد كه دعوت كننده شما كيست.
خدا شما را دعوت كرده است، خدايى كه يك طرف سفرهاش مُلك عالم است، و طرف ديگر سفرهاش ملكوت عالم است. مهمان ناخوانده هم كه نيستيد. دعوت شده هستيد، يعنى آنهايى كه امروز را روزه گرفتند، بر اراده او ازلاً گذشته بود كه دعوت از جانب من به وسيله قلب آنها قبول بشود.
آنهايى هم كه روزه خود را بدون عذر شرعى خوردند، آنها هم دعوت شده بودند، دعوت را قبول نكردند، اگر فردا هم آنها دعوت را قبول كنند، سر چنين سفره اى كه نه اول دارد ونه آخر، خواهند نشست.