پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

احوال روزه‏دار در روز قيامت

احوال روزه‏دار در روز قيامت

« و خرج من قبره مبيضاً وجهُه »

روزدار ماه رمضان وقتى روز قيامت از قبرش بيرون مى‏آيد، همه مى‏بينند كه قيافه‏اش عين ماه شب چهارده مى‏درخشد.

« آخذا للكتاب بيمينه »

خدا پرونده‏اش را در دست راستش داده است، چون قرآن مى‏گويد: پرونده هر كسى دست چپش بيايد، ديگر نااميد مى‏شود، بايد به جهنم برود. ولى پرونده هر بنده‏اى را دست راستش بدهم، اهل من است.

« و الخُلدُ بيِسارِه »

بهشت من يك طرف او است.

« حتى يقفَ بين يدى ربه »

روزه دار ماه رمضان مى‏آيد، در زمين محشر با يك دنيا ادب مى‏ايستد، چون ادب كرد كه نخورد، آب نخورد، شهوت رانى و كار خلاف نكرد، ادب كرد كه ماه رمضان روزه با وقار گرفت.

« فيقول: عبدى » صداى خدا را مى‏شنود: بنده من! « فيقول: لبيك سيدى »

آقاى من! چه مى‏گويى؟ من را صدا زدى؟ با من حرف دارى؟ اگر ديگر بهشت را به ما ندهند، همين براى ما بس است، همين كه به ما بگويد: «عبدى»، خيلى حرف در اين «عبدى» نهفته است. يعنى تو بنده شكم، شهوت، شيطان و مال و اموال نيستى، تو خودت را نفروختى. تو مال خودم و عبد من هستى.

« نعم يا سيدى » چه مى‏گويى آقاى من؟ ملائكه! برويد و دست بنده من را در دست خودتان بگيريد « فيقول : صُمتَ لى » تو بودى كه ماه رمضان براى من روزه گرفتى؟ « قال: فيقول: نعم يا سيدى » آرى مولاى من! من همه ماه رمضان‏هايى كه مكلف بودم را براى تو روزه گرفتم.

ملائكه دست او را بگيريد « فيقولُ تبارك و تعالى: خذوا بيد عبدى حتى تأتوا به نبيّى » او را برداريد و كنار پيغمبرم ببريد. ما و كنار دست پيغمبر؟ بله، اين پاداش روزه ماه رمضان است.

منبع
  • پایگاه عرفان