روزگار، روزگار هدايت است. روايت مىگويد: از مصاديق روزگار « وَ الْعَصْرِ » عدالت است. روزگار عدالت همان روزى است كه كرارا شما شنيدهايد:
« يملأُ الله الأرضَ به قسطا و عدلاً كما مُلئَت ظلما و جورا »
قسم به روزگار عدالت، يعنى روزگارى كه هدايت صد در صد حتى در گرگ و ميش پياده مىشود. روزگار عدالت روزگارى است كه گرگ با ميش لب يك چشمه مىآيند و با همديگر آب مىخورند و مىروند.
روزگارى است كه دندان گرگ، گلوى گوسفند را پاره نمىكند. روزگارى است كه ابر، اضافه نمىبارد، كم هم نمىگذارد. روزگارى است كه تمام معدنهاى دنيا خودشان را ظهور مىدهند و سهم آن به كل مردم مىرسد، نه يك عده خاص.
روزگارى است كه فراوانى اين قدر مىشود كه پول و بساط زندگى جمع مىشود، هر كس هر خرجى مىخواهد بكند، يا در خانهاش مىآورند، يا به تجارتخانه مىرود، قيمت هر جنسى فقط يك صلوات بر پيغمبر و اهلبيت پيغمبر عليهمالسلام است. يعنى در روزگار عدالت اگر شما از اينجا بخواهيد به مشهد برويد، بليط هواپيما را به قيمت يك درود فرستادن بر محمد صلىاللهعليهوآله و آل محمد عليهمالسلام به تو مىدهند. خانه مىخواهى بخرى، هزار متر، پانصد متر، به تناسبى كه اجازه مىدهند، خانه را صاحبخانه به تو مىفروشد، قيمتش هم يك درود بر پيغمبر و آل پيغمبر عليهمالسلام است.
روزگار عدالت روزگارى است كه امام باقر عليهالسلام مىفرمايد: دختر زيباى هيجده ساله از بازار بغداد، شترى را كه يك طرفش طلا است و يك طرفش نقره بار مىكند، آن روز اين دختر شتر را از بازار بغداد تا بازار سوريه مىبرد، در اين مسير نه يك نامحرم به او نگاه مىكند و نه دستى به آن طلا و نقره دراز مىشود.
روزگارى كه در خانههاى در بسته، شوهرى به زن و زنى به شوهر ظلم نمىكند. در هيچ كجاى دنيا كسى سر كسى را كلاه نمىگذارد. كسى به كسى دروغ نمىگويد. همه دادگاهها و كلانترىها تعطيل مىشوند، تمام نيروهاى نظامى و انتظامى جمع مىشود و مردم در باطن و ظاهر خود، هر يك نفرشان، يك جهان عدالت مىشود.