پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

عمل صالح در گرو باور به مبدأ و معاد

عمل صالح در گرو باور به مبدأ و معاد


در آيه اول، پروردگار مى‏فرمايد:

« مَنْ عَمِلَ صَــلِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ »

كسى كه حركتش، حركت صالح است. عمل يعنى حركت، كسى كه عمل، حركت، كار و قدم برداشتنش صالح است، صالح يعنى چه؟ يعنى هماهنگ با خواسته‏هاى پروردگار. هر عملى كه هماهنگ با خواست صاحب عالم است، قرآن آن عمل را با صفت صالح ذكر كرده است.

اين آدمى كه حركت و عملش صالح است، در باطن هم با خدا و روز قيامت پيوند دارد؛ هم مبدأ را قبول دارد و هم معاد را. بين خدا و قيامت زندگى مى‏كند و از اين ميزان هم تجاوزى ندارد.

هر كس يا هر چه سراغش مى‏آيد، چه مردم و چه باطن خودش، مى‏گويد: ببينم اين درخواست تو اى انسان، اى زن، اى مرد، اى رفيق، اى شهوت، اى شكم، برابر با خواسته حضرت حق است؟ و معمارى براى آخرت من مى‏كند؟ من گوش مى‏دهم، اگر با خواسته مولاى من موافق نيست، آخرتم را خراب مى‏كند، انجام نمى‏دهم.

چيزى كه مطابق با خواسته مبدأ و معمار آخرت است، دو دستى به آن مى‏چسبد و آن را رها نمى‏كند.

حضرت مى‏فرمايد: اجازه فوت شدن آن كار را هم نمى‏دهد، به هر زحمت و مشقتى باشد، انجام مى‏دهد، مى‏خواهد تلخ باشد، يا شيرين. مى‏خواهد تجارت مالى باشد يا شهادت در راه خدا. براى او فرقى نمى‏كند، چون به مال و جان وابسته نيست، بلكه به مبدأ و معاد وابستگى دارد.

در تجارتخانه براى تجارت برود، به دستور حضرت حق رفته است. به مال كارى ندارد. در جبهه براى جهاد برود، باز هم به دستور او رفته است، به جان كارى ندارد؛ چون نه جان ترمزى براى او در اجراى فرمان خدا است، و نه مال گول زننده او كه او را از دوست جدا كند. او حُرّ است.

 

منبع
  • پایگاه عرفان