مراعات ادب در برابر پدر و مادر
« و لا ترفع صوتك فوق اصواتهما » در مقابل آن دو نفر صدايت را بلند نكن « و لا يدك فوق أيديهما » وقتى با آنها حرف مىزنى، دست خود را بىادبانه تكان نده، آرام، باادب. در مقابل آنها با دست حالت نگير.
« و لا تقدم قدامهما »(1) هر جا نشستند، جلوتر از آنها منشين، هر جا خواستند راه بروند، جلوتر از آنها راه نرو. اين يك آيه.
البته در اين آيه شريفه، خداوند « وَ بِالْوَ لِدَيْنِ إِحْسَانًا » را كنار عبادت خودش گذاشته است، اول آيه فرمود:
1 ـ الكافى: 2/157، حديث 1؛ «عَنْ أَبِي وَلاَّدٍ الْحَنَّاطِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً مَا هَذَا الاْءِحْسَانُ فَقَالَ الاْءِحْسَانُ أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمَا وَ أَنْ لاَ تُكَلِّفَهُمَا أَنْ يَسْأَلاَكَ شَيْئاً مِمَّا يَحْتَاجَانِ إِلَيْهِ وَ إِنْ كَانَا مُسْتَغْنِيَيْنِ أَ لَيْسَ يَقُولُ اللَّهُ لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام وَ أَمَّا قَوْلُ اللَّهِ إِمّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما قَالَ إِنْ أَضْجَرَاكَ فَلاَ تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا إِنْ ضَرَبَاكَ قَالَ وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً قَالَ إِنْ ضَرَبَاكَ فَقُلْ لَهُمَا غَفَرَ اللَّهُ لَكُمَا فَذَلِكَ مِنْكَ قَوْلٌ كَرِيمٌ قَالَ وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ قَالَ لاَ تَمْلاَءُ عَيْنَيْكَ مِنَ النَّظَرِ إِلَيْهِمَا إِلاَّ بِرَحْمَةٍ وَ رِقَّةٍ وَ لاَ تَرْفَعْ صَوْتَكَ فَوْقَ أَصْوَاتِهِمَا وَ لاَ يَدَكَ فَوْقَ أَيْدِيهِمَا وَ لاَ تَقَدَّمْ قُدَّامَهُمَا.»
« وَ قَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوآاْ إِلاَّآ إِيَّاهُ وَبِالْوَ لِدَيْنِ إِحْسَـنًا »(1)
در « وَبِالْوَ لِدَيْنِ » قيد ايمان ندارد، خدا مىگويد: بعد از عبادت من، احسان به پدر و مادر باشد، هر چند كافر، مشرك، يهودى، مسيحى، يا مؤمن باشند، منِ خدا به دينِ پدر و مادرت كار ندارم، فقط به پدر و مادر بودنشان كار دارم.
كلمه احسان نكره است، و معنى آن مطلق است؛ هر نوع احسانى، به خصوص وقتى پير و شكسته باشند، يا وقتى روى تخت افتاده و ديگر قدرت حركت نداشته باشند.
در اين موارد بايد طورى با آنها برخورد كنى كه تا از دنيا مىروند، اصلاً احساس نكنند كه تو از دست آنها خسته شدهاى، و الا به حقشان تجاوز كردهاى.
آن دو آيه سوره نور را يادتان باشد كه حكم خدا را فقط مؤمن واقعى تحمل مىكند. اين حكم خدا است.(2)
امتياز ويژه از طرف خدا به مادر
خدا در سوره لقمان مىفرمايد:
« وَ وَصَّيْنَا الاْءِنسَـنَ بِوَ لِدَيْهِ حُسْنًا »
من تمام انسانها را نسبت به پدر و مادر سفارش كردم، اما يك امتياز به مادر مىدهم:
« حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ »
1 ـ اسراء (17) : 23؛ «و پروردگارت فرمان قاطع داده است كه جز او را نپرستيد ، و به پدر و مادر نيكى كنيد.»
2 ـ نور (24) : 51 ـ 52؛ « إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُوءْمِنينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ »
يك ماه به يك ماه كه تو در شكم مادرت بزرگتر مىشدى، مادرت ضعف بيشترى مىگرفت، چون تو از شيره وجود او مىكشيدى، ويتامينهاى بدن او كم مىشد، چند ماه كه حالت استفراغ شديد، چند ماه بىحالى، وقت زاييدن هم كه تا كنار ملك الموت آمد و برگشت، بعضى از آنها هم كه مردند.
« وَ فِصَــلُهُ فِى عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِى وَ لِوَ لِدَيْكَ إِلَىَّ الْمَصِيرُ »(1)
دو سال هم كه به تو شير داد. از منِ خدا كه به تو پدر و مادر دادم، تشكر كن! و به اندازهاى كه از من تشكر مىكنى، از آن دو هم تشكر كن! يعنى آن دو را هم كنار من بگذار.
اى فرزند! در قيامت به دادگاه من برمىگردى، اگر از پدر و مادرت كم بگذارى، از همه اعمالت در قيامت كم مىگذارم.
مرز اطاعت از پدر و مادر
خدايا! حالا من يك پدر و مادرى دارم كه اصرار دارند كه نماز نخوان، با خدا كارى نداشته باش، جلسات مذهبى و معارف الهى نرو.
يك وقت يك جلسهاى است كه از اول تا آخر فقط گريه و مصيبت و ناله است، اگر تو را منع كنند، شركت در آن حرام است، ولو پدر و مادر بىدين باشند.(2)
1 ـ لقمان (31): 14؛ «و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم ، مادرش به او حامله شد [ در حالى كه ] سستى به روى سستى [ به او دست مىداد ] و باز گرفتنش [ از شير ] در دو سال است [ و سفارش كرديم ] كه براى من و پدر و مادرت سپاس گزارى كن ؛ بازگشت [ همه ] فقط به سوى من است .»
2 ـ الكافى: 2/162، حديث 14 ـ 15؛ «عَنْ جَابِرٍ قَالَ سَمِعْتُ رَجُلاً يَقُولُ لاِءَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام إِنَّ لِي أَبَوَيْنِ مُخَالِفَيْنِ فَقَالَ بَرَّهُمَا كَمَا تَبَرُّ الْمُسْلِمِينَ مِمَّنْ يَتَوَلاَّنَا.»
«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليهالسلام قَالَ ثَلاَثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لاِءَحَدٍ فِيهِنَّ رُخْصَةً أَدَاءُ الاْءَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كَانَا أَوْ فَاجِرَيْنِ.»
اما يك جلسهاى است كه مسأله و رساله و حلال و حرام را مىگويند، خدايا! مىگويند نرو، روزه نگير، چادر سرت نكن، مشروب مىگذارند و مىگويند: بخور، با اين پدر و مادر چه كار كنم؟
خدا مىفرمايد: مسأله آن را هم برايت حل مىكنم:
« وَ إِن جَـهَدَاكَ عَلَىآ أَن تُشْرِكَ بِى مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا »
آنچه كه ضد من است، گوش نده، اما:
« وَ صَاحِبْهُمَا فِى الدُّنْيَا مَعْرُوفًا »
به عالىترين وجه با اين پدر و مادرِ مخالف من و بىدين همنشين باش، با پدر و مادرت كه دشمن من هستند؛ ديدنشان برو، آنها را نوازش كن، با پدر و مادرى كه مىگويند نماز نخوان و سراغ خدا و رساله نرو، شراب بخور، حجابت را بردار، فقط اينها را گوش نده، ولى معاشرت تو با آنها بايد به نحو عالى باشد.
« وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَىَّ ثُمَّ إِلَىَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ »(1)
راه انبيا را طى كن، بدان كه بعد از مرگت، تمام برنامههاى تو نسبت به پدر و مادرت را محاسبه خواهم كرد.
اگر چه پدر و مادرت بىدين باشند، ولى تو آمدى با من آشتى كردى، من خدايى
1 ـ لقمان (31) : 15؛ «و اگر آن دو نفر تلاش كنند تا بر پايه جهالت و نادانى [ و بدون معرفت و دانش كه روشنگر حقايق است ] چيزى را شريك من قرار دهى ، از آنان اطاعت مكن ؛ ولى در دنيا با آن دو نفر به شيوهاى پسنديده معاشرت كن و راه كسى را پيروى كن كه [ با توبه و ايمان و اخلاص ] به من بازگشته است ؛ سپس بازگشت شما فقط به سوى من است ، پس شما را از آنچه انجام مىداديد ، آگاه مىكنم .»
نيستم كه بگويم: برو در گوش پدر و مادر بىدينت بزن.
موسى عليهالسلام و مراعات حال فرعون
من وقتى موسى عليهالسلام را به پيغمبرى برگزيدم، سومين پيغمبر اولواالعزم من بود، به او گفتم: با فرعون كه روبرو شدى، بلند بلند با او صحبت نكن.
گفت: خدايا! شكمها را پاره كرده، سرها را بريده، بچههاى بىگناه را كشته، ممكن است در برخورد كار به داد و بيداد و فرياد برسد.
خطاب رسيد: اصلاً اجازه نمىدهم، چون وقتى تو كوچك بودى، مادرت تو را داخل جعبه گذاشت و به آب انداخت، جعبه را خود من تا دربار فرعون هدايت كردم. محبت تو را به دل فرعون و زنش انداختم، آنها به عنوان يك پدر و مادر تو را از آب گرفتند، پانزده سال زحمت بزرگ كردن تو را كشيدند، چون حق پدرى به تو دارد، بلند بلند با او صحبت نكن.(1)
شيخ انصارى و نگهدارى مادر
مادر شيخ انصارى از پا افتاده بود، نمىتوانست راحت راه برود، هفتهاى دو بار هم بايد حمام مىرفت، دويست سال پيش بيشتر خانهها حمام نداشت، نزديك صد ميليون نفر در كل دنيا مقلد شيخ انصارى بودند، مرجع بود، هزار نفر مجتهد پاى درسش بودند. اما روزى كه مادر او مىخواست حمام برود، شيخ از درس مىآمد، مادرش را روى دوش خود مىگذاشت، به حمام زنانه مىآورد، دست زن
1 ـ تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب: 8/315 [سورة طه (20) : آيات 41 الى 59]؛ «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً- [مثل:] هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى، فإنّه دعوة في صورة عرض و مشورة- حذرا أن يحمله الحماقة على أن يسطو عليكما، أو احتراما لما له من حقّ التّربية عليك.»
حمامى مىداد و مىگفت: من در كوچه قدم مىزنم، وقتى او را شستيد و تمام شد، به من خبر بدهيد، بيايم او را ببرم.
علت يتيمى پيامبر صلىاللهعليهوآله
خدا به پيغمبر صلىاللهعليهوآله مىگويد:(1)
« أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَـءَاوَى »(2)
مىدانى چرا قبل از تولد، پدرت را از دنيا بردم؟ پدرت كه جوان و قوى بود، اما چرا مرگ او را رساندم؟ وقتى به دنيا آمدى، چرا مادرت را نگذاشتم كه شير به تو بدهد؟ تو را به يك زن روستايى دادم كه او مواظبت باشد، و پيش مادرت نباشى؟ شش ساله نشده بودى كه به ملك الموت گفتم: برو، آمنه را هم بياور؟ چون در چهل سالگى مىخواستم تو را مبعوث به رسالت كنم. اگر آن دو زنده بودند، بار رسالت و حق پدر و مادر، كمر تو را دو تا مىكرد، من اين بارها را كم كردم.
افضل اعمال نزد خدا
اين روايت در كتاب شريف كافى است. به امام صادق عليهالسلام گفتند: بالاترين عمل پيش خدا چيست؟ « أىّ الأعمال أفضل؟ »
امام صادق عليهالسلام فرمود: سه عمل؛ « الصلاة لوقتها » نماز سر وقت « و برّ الوالدين »
1 ـ المناقب: 3/99؛ «قال ابن عباس في قوله أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً عند أبي طالب فَآوى إلى أبي طالب يحفظك و يربيك و وجدك في قوم ضلال فهداهم بك إلى التوحيد وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأَغْنى بمال خديجة فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السّائِلَ فَلا تَنْهَرْ وَ أَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ أظهر القرآن و حدثهم بما أنعم الله به عليك.»
2 ـ ضحى (93) : 6؛ «آيا تو را يتيم نيافت ، پس پناه داد ؟»
نيكى به پدر و مادر « و الجهاد فى سبيل الله »(1) جهاد در راه خدا.
امام صادق عليهالسلام مىفرمايد:
« ما يمنع الرجل منكم أن يبرّ والديه حيّين أو ميّتين »
چه چيزى باعث مىشود كه شما به پدر و مادر خود، چه زنده باشند، چه مرده خوبى نكنيد؟
ادامه دارد ...