پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

توحيدات ثلاثه‏

توحيدات ثلاثه‏

امام خمينى رحمه الله در دنباله گفتار پر مغز قاضى سعيد در مسئله ركوع مى‏گويد:

بدان كه عمده احوال صلاة سه حال است كه ساير اعمال و افعال مقدمات و مهيئات آن‏ها است:

اوّل: قيام‏

دوّم: ركوع‏

سوّم: سجود

اهل معرفت اين سه را اشاره به توحيدات ثلاثه دانند و چون صلاة، معراج كمالى مؤمن و مقرب اهل تقوا است متقوّم به دو امر است كه يكى مقدمه ديگرى است:

اوّل: ترك خودبينى و خودخواهى كه آن حقيقت و باطن تقوا است.

دوّم: خداخواهى و حق‏طلبى كه آن حقيقت معراج و قرب است و لذا در روايات شريفه است كه:

ألصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقّىٍ‏ .

نماز مايه نزديكى هر پرهيزكارى به خداست.

چنانچه قرآن مجيد نيز نور هدايت است ولى براى متقيان:

[ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ‏] .

در [وحى بودن و حقّانيّت‏] اين كتابِ [با عظمت‏] هيچ شكى نيست؛ سراسرش براى پرهيزكارانْ هدايت است.

و بالجمله در سه مقام كه قيام و ركوع و سجود است اين دو مقام به تدريج حاصل شود، پس در حال قيام ترك خودبينى است به حسب مقام فاعليت و رؤيت فاعليت حق و قيوميت حق مطلق است و در ركوع ترك خودبينى، به حسب مقام صفات و اسما و رؤيت اسما و صفات حق است و در سجود ترك خودبينى است مطلقاً، خداخواهى و خداطلبى است مطلقاً و جميع منازل سالكين از شؤون آن مقام ثلاثه است، چنانچه بر اهل بصيرت و اصحاب عرفان و سلوك واضح است.

و چون سالك در اين مقامات توجه به اين نمود كه سر اين اعمال توحيدات ثلاثه است، هر يك از مقامات كه دقيق‏تر و لطيف‏تر است، سالك را مراقبت بيشتر ضرورت است و البته خطر مقام بالاتر و لغزشش بيشتر است! پس در مقام ركوع چون سالك را دعوى آن است كه در دار وجود، علم و قدرت و حيات و اراده‏اى جز از حق نيست و اين دعوى بسيار بزرگ و مقام بسيار دقيقى است و از امثال ما اين دعوى نشايد، به باطن ذات بايد به درگاه مقدس حق روى تضرع و مسكنت و ذلت آوريم و عذر قصور و تقصير خواهيم و نقصان خود را به عين عيان و شهود وجدان دريابيم، شايد كه از مقام مقدس او توجهى و عنايتى شود و حال اضطرار اسباب دستگيرى او از ما بندگان شود:

[أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ] .

[آيا آن شريكان انتخابى شما بهترند] يا آن كه وقتى درمانده‏اى او را بخواند اجابت مى‏كند و آسيب و گرفتاريش را دفع مى‏نمايد.

قرآن مجيد مردم را به چهار برنامه سازنده دعوت مى‏كند و محصول آن برنامه‏ها را فلاح و رستگارى و پيروزى در دنيا و آخرت اعلام مى‏نمايد كه از جمله آن برنامه‏ها ركوع است:

[يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ‏].

اى اهل ايمان! ركوع به جا آوريد و سجده نماييد و پروردگارتان را عبادت كنيد و كار نيك انجام دهيد تا رستگار شويد.

قرآن مجيد در بسيارى از آيات، پيروزى و رستگارى را معلول اجراى قوانين الهى در جوانب مختلف حيات مى‏داند و براى فلاح و فوز راهى جز اين ارائه نمى‏كند و سالكان غير اين مسير را شقى و گمراه و اهل ضلالت و بدبختى و هيزم جهنم مى‏داند.

آنان كه سعادت را در رياست و ثروت و شهرت و علم بدون معنويت مى‏دانند، كور دل مى‏خواند و چشم بصيرت آنان را بسته مى‏داند و اين ارزيابان محدود نگر را غافل به حساب مى‏آورد.

[يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ‏] .

[تنها] ظاهرى [محسوس‏] از زندگى دنيا را مى‏شناسند و آنان از آخرت [كه سراى ابدى و داراى نعمت هاى جاودانى و حيات سرمدى است‏] بى‏خبرند.

به امور ظاهر زندگى دنيا آگاهند و از باطن جهان و عالم آخرت و ثواب و عقاب و حساب و كتاب و ارزش‏هاى معنوى به كلى بى‏خبرند.

اسلام انسان را در ميان موجودات عالم فردى مسؤول مى‏شناسند و مسؤول بودن او را معلول عقل او مى‏داند.

بعثت انبيا و امامت امامان عليهم السلام را جهت آگاهى دادن به انسان نسبت به مسؤوليت‏هايش مى‏شناسد و آن بزرگواران را براى او طبيبان معالج مى‏داند.

بر انسان است كه به دامن اين طبيبان دست توسل بزند و از آن بزرگواران راه حقيقت را فرا گيرد و مسؤوليت‏هاى مهمى كه دارد به وسيله آنان بشناسد.

بالاترين مسؤوليت انسان نسبت به خداست و اداى اين مسؤوليت با قرار گرفتن انسان در مدار بندگى امكان دارد و قواعد و شرط بندگى را در درجه اول كتب آسمانى و به خصوص قرآن مجيد بيان كرده‏اند و انبيا و امامان عليهم السلام به توضيح و تبيين آن قواعد اقدام كرده و بشر را به حقايق لازم آشنا كرده‏اند، آيه هفتاد و هفت سوره مباركه حج از مهم‏ترين دستورالعمل‏هاى حق براى اداى بندگى است و روايات باب نماز كه نزديك به چهار هزار روايت است و ابواب ديگر كه در كتب روايى ما آمده توضيح و تبيين آن آيه است.

منبع
  • پایگاه عرفان