اما بخش چهارم، عملى است كه ظاهرش مادى است ولى باطنش الهى است، چگونه ظاهرش مادى است؟ ما هزار رشته مادى براى پول درآوردن داريم، ممكن است هزاران مؤمن به اين هزاران رشته وصل شوند، وقتى به مؤمن مىگويند: شش صبح به بيابان مىآيى، بيل و كلنگ مىزنى، زمين را زير و رو مىكنى، هدف تو چيست؟ جواب مىدهد، زمين را شخم مىزنم، تميز مىكنم، از حالت سنگلاخ بودن در مىآورم، چاه مىزنم، درخت كارى مىكنم، يك باغ ده هكتارى را تا پنج سال ديگر به وجود مىآورم، مىخواهم ميوههاى آن را بفروشم با پولش غذا بخورم، تا نيرو بگيرم و زنده بمانم و براى خدا عبادت كنم، من مىخواهم از ثمره اين باغ، براى عبادت قوت بگيرم. اگر اضافه از مخارج سال داشتم، مىخواهم با فروش آن، خمس و زكات مال خود را بدهم، مىخواهم به قوم و خويشهاى فقيرم كمك كنم، مىخواهم ده جهيزيه كامل به ده خانواده آبرودار بدهم، مىخواهم سالى دو بار مشهد بروم، مىخواهم با پول اين باغ به زيارت أبىعبدالله عليه السلام بروم، مىخواهم براى پسر و دخترم زندگى آماده كنم، مىخواهم خرج دانشگاه چهار بچه متدين را بدهم. ظاهر عمل مادى است اما باطن عمل الهى است. آيا ظاهر اين عمل ثواب دارد يا فقط آن نيت باطن را در قيامت حساب مىكنند؟
پيغمبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: كسى كه به اين نيت به سراغ پول برود، هر قطره عرقى كه از بدنش به خاطر اين فعاليت مادى از بدنش مىريزد، ثواب قطره خون شهيد در جبهه را دارد، كسى كه به اين نيت سراغ امور مادى مىرود مانند مجاهد فى سبيل الله است كه در گرماى تابستان در راه خدا با دشمن مبارزه مىكند.
پس از اين چهار بخش، دو بخش آن به زلف بقا و بهشت رضوان الله گره مىخورد، دو بخش ديگر هم نابود مىشود و از بين مىرود.
«هَباءً مَنْثُوراً»
مىشود. وصل به الله، بخشش خدا را در دنيا و عنايت خدا را در آخرت به دنبال دارد. اين معناى اتّصال عمل به:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
است؛ يعنى وقتى مىخواهى كارى شروع كنى، به اين آيه توجه كن، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» حالا بايد ببينى كارى كه انجام مىدهى قابل گره زدن به الله هست يا نه؟ ممكن است كار گره نخورد.