وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ»
شيطان امتناع كرد و تكبر ورزيد و از ناسپاسان شد، آن كسى كه در برابر پروردگار تواضع ندارد، زمين گير است، نمىتواند بالا برود و به رفعت برسد، نمىتواند به مقامات بلند انسانى و ملكوتى برسد.
«فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ* وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ»
با عصبانيت به پروردگار گفت: مرا بيرون كردى؟
«فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ»
اين زهر تكبر را در همه بندگانت مىريزم كه در برابر دستورهايت شاخ و شانه بكشند. وقتى تو انسان را به عبادت امر كنى، آنها مىگويند: امر تو را اطاعت نمىكنيم، نماز نمىخوانيم، روزه نمىگيريم و حجاب را رعايت نمىكنيم، حرمت ربا و معاصى را قبول نداريم، آنها را وادار مىكنم كه امر تو را اطاعت نكنند.
پروردگار آرام به او فرمود:
«لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ»
من هم هفت طبقه جهنّم را فقط از تو و كسانى كه مانند تو دچار تكبّر در برابر من مىشوند، پر مىكنم. هر كس را كه مىخواهى گمراه كن. هر كس به گمراهى تو گوش دهد، حزب و جزء تو مىشود، معناى تكبر را به آرامى به خانواده، دوستان و به مردم بگوييد، كه تكبر در برابر دعوت خدا و خواستههاى خدا، باعث خروج از مقام و لعنت ابدى و دوزخ هميشگى است.
«طلبتُ الرفعةَ فوجدتها فى التواضع» «4» بعضى از انسانها در نهايت تواضع و فروتنى بودند و از اين نردبان به اوج رفعت انسانى رسيدند.
|
كه آنان را ز حيوانى رهانيد |
به اوج قدس انسانى رسانيد |
|
|
كه آنان را نشان زان بىنشان داد |
دو چشمى در فراقش خونفشان داد |
|
|
كه گفت آن عندليبان را به گلزار |
نكو ذكر و نكو فكر و نكو كار |
|
|
كه چون آن تشنه كامان آب جستند |
در اين تاريكْشب مهتاب جستند |
|
«مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ» «2»
آيا اميرالمؤمنين عليه السلام در عالم نمونه دارد؟ در علم، عمل و سياست نمونه دارد؟
او هر شب تا شب نوزدهم ماه رمضان، بيشتر شب را صورت روى خاك مىگذاشت و مىگفت:
«آه من قلّة الزاد و طول السفر» «3» خدايا على دست خالى است. اين چه تواضعى است؟