«لايجمع المال الا بخصال الخمس» با پنج روش ثروت ثروتمندان انباشته مىشود، كانال اول:
«ببخل شديد» بسيار سخت است كه مقابل موارد فى سبيل الله را مىبيند اما خرج نمىكند، آن قدر بىرحم است كه تغييرى در حال او ايجاد نمىشود.
كانال دوم:
«و أمل طويل» «3» به آرزوهاى طولانى اميدوار مىشود؛ يعنى در ذهن خود افكارى را طراحى مىكند كه ثروت زيادى به دست بياورد، در جستجوى نقشهها و طرحهاى دور از دسترس مىرود، كه اصلًا عمر او و خانوادهاش كفاف نمىدهد، كه به آن ثروت برسد، قصد دارد كه در خارج از كشور با ثروت خود، پارك، شهربازى، كشتى و هواپيماى اختصاصى بخرد و با آن مسافر جابجا كند، اما افسوس كه به آرزوهاى طولانى نمىرسد، هزار هكتار زمين مىخرد كه بعد از يك سال، مترى يك ميليون تومان بفروشد، دچار آرزوهاى طولانى مىشود و پول خود را خرج نمىكند. اما عمر او كفاف نمىكند.
كانال سوم:
«و حرص غالب»
جمع شدن ثروت مىباشد، يعنى دچار زياده خواهى شده است، خدا نكند روزى انسان به اين بيمارىها مبتلا شود، بسيار بيمارى خطرناكى است.
كانال چهارم:
«و قطيعة رحم» قرآن امر دارد كه به پدر و مادر احسان كنيد،
«آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى»
به خويشان ناتوان و تهيدست خودتان كمك كنيد، برادر، خواهر، داماد، عمو و دايى دارد و مىداند در آتش فقر جگرش مىسوزد، اما به آنها كمك نمىكند.
خدا علناً قاطع رحم را لعنت كرده و وعده داده است كه قاطع رحم بوى بهشت را استشمام نمىكند در حالى كه بوى بهشت تا پانصد سال دورتر استشمام مىشود. كانال پنجم:
«ايثار الدنيا على الاخرة»
آخرت را تعطيل كرده است، فقط به سراغ دنياسازى مىرود، كارى به آخرت ندارد، اگر مىخواست آخرت را بسازد، خمس، زكات و صدقه مىداد، بايد انفاق مىكرد، هر سال ده جهيزيه بايد مىداد، كار براى چهار جوان توليد مىكرد. به آخرت كارى ندارد فقط دنياساز است.
قرآن مسأله جالبى دارد. مىفرمايد:
«يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ»
فكر مىكند كه اين ثروت فراوان، جلوى مرگ او را مىگيرد، آيا تاكنون هيچ ثروتمند و هيچ قارونى نمرده است؟ بابا طاهر چقدر زيبا مىفرمايد.
|
به گورستان گذر كردم كم و بيش |
بديدم حال دولتمند و درويش |
|
|
نه درويشى به خاكى بىكفن ماند |
نه دولتمند برد از يك كفن بيش «1» |
|
درويش يعنى تهيدست.