پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

حقيقت رزق و روزى‏

حقيقت رزق و روزى‏

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد یک         

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

  

در مسئله رزق و روزى حيوانات جاى بحث نيست، چرا كه آنها از دايره تكاليف شرعيه بيرونند، امّا در ارتباط با انسان كه مكلّف به تكاليف الهيّه است و در برابر حلال و حرام حضرت حقّ مسؤول است و وظيفه دارد به توسط فعّاليّت مشروع، آنچه براى او حلال و طيّب مقرّر شده به دست آورد و از حرامى كه اصلًا روزى او نشده بپرهيزد، جاى بحث مفصّل و مشروحى است.

بر اساس آيات صريح قرآن، پذيرش سلطه ستمكاران و طاغوت و طاغوتيان حرام است و قبول كننده ظلم و ستم، شريك ظالم و خائن مى‏باشد.

خداوند بزرگ براى همه انسان‏ها در سفره طبيعت حقّ قرار داده:

حقّ خوراك، حقّ مسكن، حقّ پوشاك و حقّ هر بهره مشروعى كه انسان نيازمند به آن است؛ به هيچ عنوان معنا ندارد گروهى به عنوان حاكم بر ديگران از تمام مواهب طبيعى به هر صورت كه بخواهند استفاده كنند و استفاده ايشان به قيمت‏

محروميّت اكثريّت مردم جهان باشد، اين مردمند كه وظيفه واجب دارند بر ستمكاران نابكار و خائنان پليد و حاكمان زورگو در شرق و غرب عالم بتازند و آنان را سر جاى خود بنشانند، تا سفره گسترده روزى از چنگ آنان درآيد و همگان در سايه جهاد مثبت و فعّاليّت مشروع بتوانند از آن استفاده كنند.

اگر كسى به وضع مستكبران و زورگويان و محروميّت مستضعفان و اكثريّت مردم جهان بنگرد و بگويد خدا اين طور خواسته، بدون شكّ برخلاف صريح قرآن و عقل و منطق و حكمت و برهان نظر داده و به حضرت حق تهمت زده و قضاوتى شيطانى و نابجا از خود بروز داده است.

وسعت و تنگى رزق مسئله ديگرى است و حكومت جبّاران و طاغيان و بهره آزاد آنان از سفره طبيعت، مسئله ديگر.

حكومت سلطه گران و ستم پيشگان و اسراف كارى آنان در امور مادّى، دردى است كه بايد با هجوم محرومان جهان بر آنان، علاج شود.

اين سگان هار و گرگان دهان باز، بايد از سر اين سفره كنار زده شوند و جهان و جهانيان از شرّ آنان راحت شوند، تا آنان كه در محروميّت جان مى‏سپارند به حقوق حقّه خود برسند.

وسعت رزق از جانب حقّ براى هر كس از طريق عنايت و لطف و فضل مقرّر گردد و از حلال خالص معيّن مى‏شود، آنهم نه براى اين كه دارنده وسعت به مال اندوزى و جمع آورى و تكاثر بپردازد.

تنگى رزق نه به معناى محروميّت كسى است كه دچار محدوديّت است و بر اوست كه براى علاج تنگى روزى دست پيش ديگران دراز كند و شخصيّت عالى انسانى خويش را با مالى كه دست ديگران است معامله نمايد، بلكه وسعت و كاستى بر اساس مصلحت جهانيان است و براى هر دو طرف جنبه امتحان و آزمايش دارد و اگر اين گونه نباشد چرخ حيات و كارگاه زندگى آن طورى كه بايد، نخواهد گشت.

آن كس كه داراى وسعت مى‏شود، بايد اضافه درآمد خود را در راه نيازهاى جامعه مصرف كند و از اين كه وسعت در رزق، سبب مستى و بى خبرى او شود بپرهيزد و آن كه داراى تنگى رزق است بايد قناعت پيشه كند و براى رفع محدوديّت از دست زدن به گناه و معصيت خوددارى نمايد كه وسعت و تنگى براى انسان هميشگى نيست، بلكه هر كدام را دوره و زمانى است كه آن دوره و زمان، كلاس امتحان حقّ و محض مصلحت حيات انسان است و به قول قرآن مجيد: مال و اموال و زر و زيور دنيا و ملك و حكومت يك جا مستقرّ نيست، بلكه در حال گردش و در عرصه دست به دست شدن است. «1» بنابراين وسعت و گشايشى كه براى مستكبران و زورگويان و طاغوتيان است، وسعت و گشايشى است كه از طريق ظلم و زور و جبر و عنف و جنايت و خيانت و ستم و ستمكارى و خوردن خون مظلومان و غارت حقّ محرومان به دست آمده و ربطى به حضرت حقّ ندارد كه حقّ تعالى فراهم آوردن چنين وسعتى را حرام مى‏داند و در روز قيامت و در دادگاه عدل تا آخرين درهم و دينار اين گونه ثروت و مال را به حساب ستمكاران خواهد گذاشت، آنهم حساب سختى كه دنبال آن عذاب و شكنجه ابدى است. و محروميّت محرومان جهان كه در ثروتمندترين سرزمين‏ها زندگى مى‏كنند و زير پا و كنار دست آنان، معادنى سرشار از عناصر قيمتى و طلا و نفت است نيز به حساب حضرت حقّ نيست كه خداوند چنين محروميّت‏هاى عارضى را كه محصول حكومت قلدران و سكوت محرومان است، رضايت ندارد.

رزق و روزى در قرآن مجيد

در زمينه وسعت و تنگى رزق لازم است به قرآن مجيد و روايات و اخبار مراجعه كرد، تا حقيقت مطلب آن چنان كه بايد روشن شود.

آيات قرآن مجيد را در باب اصل روزى و حلال و حرام مالى و وسعت و تنگى رزق و اين كه همه اين برنامه‏ها، امتحان الهى براى رشد و تكامل انسان و شكوفايى استعدادهاى اوست و انسان نبايد در برابر ثروت مست كند و در تنگى معيشت پست شود، مى‏توان به پنج دسته تقسيم كرد:

رزّاقيّت خداوند

1- آياتى كه رزق و روزى را به طور مطلق مستند به حضرت حقّ مى‏داند و از آن آيات استفاده مى‏شود كه آنچه از جانب او مقرّر است صحيح و خير و به دور از حرام و شرّ است، چرا كه حضرت او منبع فضل و رحمت و عنايت و مرحمت و لطف و كرامت و جود و سخا و عطا و بخشش و قدرت جناب او بى‏نهايت در بى‏نهايت است و جز خير و خوبى و درستى و سلامت براى احدى نخواسته و نمى‏خواهد؛ و از آن جا كه سلامت زندگى مردم بستگى به رعايت اوامر و نواهى او دارد و مهم‏ترين عامل حركت آدمى به سوى عبادت و تقوا، روزى پاك و حلال است، معنا ندارد خداوند عزيز از طرفى از انسان برنامه پاك و رعايت حقوق بخواهد و از طرف ديگر روزى انسان را از راه حرام قرار دهد كه در كار حكيم و عالم و عادل تناقض وجود ندارد:

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» «2»

آنان كه به غيب ايمان دارند و نماز را بر پا مى‏دارند و از آنچه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند.

الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ» «3»

هم آنان كه نماز را برپا مى‏دارند و ازآنچه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند.

الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى‏ مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِى الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ» «4»

همانان كه وقتى خدا ياد شود، دل‏هايشان مى‏هراسد و بر آنچه [از بلا و حادثه‏] به آنان مى‏رسد، شكيبايند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزى آنان نموديم، انفاق مى‏كنند.

أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ» «5»

اينان به علت صبرى كه [بر ايمان و عمل به قرآن‏] كردند و بدى [مردم‏] را با نيكى و خوبى خود دفع مى‏كنند و از آنچه به آنان روزى كرده‏ايم، انفاق مى‏نمايند، دوبار پاداششان مى‏دهند.

تَتَجافَى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ المَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً و طَمَعاً و مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنففِقُونَ» «6»

[ملازم بستر استراحت و خواب نيستند، بلكه‏] پهلوهايشان از خوابگاه‏هايشان دور مى‏شود در حالى كه همواره پروردگارشان را به علت‏ بيم [از عذاب‏] و اميد [به رحمت و پاداش‏] مى‏خوانند و از آنچه آنان را روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند.

در اين آيات به خصال و اوصاف مردان راه حقّ و عارفان عاشق اشاره مى‏كند كه اينان با غيب عالم، در ارتباطند و بپا دارنده نمازند و چون ياد خدا شود قلبشان از عظمت حقّ مملوّ از ترس و خشيت مى‏شود، بر مصايب و طوفان‏ها براى حفظ دين خود صبر مى‏ورند، بدى را به خوبى برطرف مى‏نمايند، به وقت نيمه شب و سحر از بستر خوش و رختخواب ناز سربرداشته به عرصه گاه عبادت و مناجات قدم مى‏نهند؛ و در پايان هر پنج آيه مى‏فرمايد: از آنچه كه به اين بندگان صالح و عباد شايسته روزى كرده‏ايم، در راه خير و صلاح مردم و پيشبرد اهداف حقّ و رفع نياز نيازمندان و جبران درد دردمندان انفاق مى‏كنند.

آرى، اصل رزق و روزى در ارتباط با عنايت و حكمت خداست و آنچه ريشه در اسما و صفات او دارد صحيح و پاك و اصيل و عين نور است و اين معنا از جمله‏ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ‏ استفاده مى‏شود.

با توجّه به آيات ياد شده، احدى را نمى‏رسد كه تصوّر كند خداوند را غير از روزى پاك، رزق ديگرى هست كه از حرام باشد كه اين مسئله تهمتى شيطانى به حريم پاك حضرت حقّ است، حريمى كه از هر عيب و نقصى منزّه و جز كمال و درستى و عدل و صدق و رحمت و كرم و خلاصه كمالات بى نهايت در بى نهايت، در آن پيشگاه با عظمت، چيزى يافت نمى‏شود.

 

طيّب بودن رزق الهى‏

2- آياتى كه رزق الهى را به طور صريح حلال طيّب دانسته و پيشگاه مقدّس كارگردان هستى را از عيب روزى كردن حرام، مبرّا نموده است:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِى الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّباً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ» «7»

اى مردم! از آنچه [از انواع ميوه‏ها و خوردنى‏ها] در زمين حلال و پاكيزه است، بخوريد و از گام‏هاى شيطان پيروى نكنيد؛ زيرا او نسبت به شما دشمنى آشكار است.

وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلَالًا طَيِّباً وَاتَّقُوا اللّهَ الَّذِى أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ» «8»

و از نعمت هاى حلال و پاكيزه‏اى كه خدا روزى شما فرموده، بخوريد؛ و از خدايى كه به او ايمان داريد، پروا كنيد.

فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَالًا طَيِّباً وَاتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» «9»

آنچه از غنيمت [در ميدان جنگ‏] گرفته‏ايد، حلال و پاكيزه بخوريد و از خدا پروا كنيد؛ يقيناً خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.

فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّباً وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُم إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ» «10»

از نعمت هايى كه خدا روزى شما كرده است، حلال وپاكيزه بخوريد و نعمت خدا را سپاس گزاريد، اگر تنها خدا را مى‏پرستيد.

در آيات بالا به وجوب شرعى توجّه به اكل حلال طيّب و حرمت خوردن حرام اشاره رفته و هشدار مى‏دهد كه در برابر حرام مالى تقوا پيشه كنيد و چون به مصرف حلال طيّب موفّق شديد، شكر نعمت‏هاى الهى را به جاى آوريد.

از جملات‏ مِمّا رَزَقَكُمُ اللّهُ‏ و وَمِمّا غَنِمْتُمْ‏ به طور صريح استفاده مى‏شود كه آنچه را حضرت حقّ و جناب محبوب روزى فرموده حلال طيّب است و وجود مقدّس او راه حرام را به روى بندگان باز نكرده است، اين مردم هستند كه حدود تقوا را مى‏شكنند و قدم به جاى قدم خطرناك شيطان و طاغوت مى‏گذارند و فرداى قيامت را كه ظرف سعادت ابدى و خير هميشگى است و جاى همنشينى با انبيا و اولياست با اين چند روزه زودگذر و فانى معامله مى‏كنند!!

سعدى شيرازى ابناى روزگار را چنين نصيحت مى‏كند:

شنيدم كه جمشيد فرّخ سرشت‏

 

به سرچشمه‏اى بر، به سنگى نوشت‏

بر اين چشمه چون ما بسى دم زدند

 

برفتند چون چشم بر هم زدند

نه بر باد رفتى سحرگاه و شام‏

 

سرير سليمان عليه السلام؟

در آخر نديدى كه بر باد رفت‏

 

خنك آن كه با دانش و داد رفت‏

طريقت بجز خدمت خلق نيست‏

 

به تسبيح و سجّاده و دلق نيست‏

قدم بايد اندر طريقت نه دَم‏

 

كه اصلى ندارد دم بى قدم‏

مگو جاهى از سلطنت بيش نيست‏

 

كه ايمن‏تر از مُلك درويش نيست‏

     

گدا را چو حاصل شود نان شام‏

 

چنان خوش بخسبد كه سلطان شام‏

     

(سعدى شيرازى)

 

وسعت و تنگى رزق‏

3- آياتى كه وسعت معيشت و تنگى رزق را تنها و تنها در جهت مصلحت حيات ذكر مى‏كند و هشدار مى‏دهد كه به وسعت زندگى دل خوش نكنيد و از ضيق معيشت ظاهرى سر به زانوى غم مگذاريد كه اين هر دو امرى عارضى و زود گذر و از دست رفتنى است:

اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ

تفسير و شرح صحيفه سجاديه، ج‏1، ص: 217

الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ» «11»

خدا روزى را براى هر كس كه بخواهد، وسعت مى‏دهد و براى هر كس كه بخواهد، تنگ مى‏گيرد. و [آنان كه از حيات جاويد و پرنعمت آخرت بى‏خبرند] به زندگى زودگذر دنيا شادمان شدند، در حالى كه زندگى دنيا در برابر آخرت جز متاعى اندك و ناچيز نيست.

إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً» «21»

يقيناً پروردگارت رزق را براى هر كه بخواهد وسعت مى‏دهد و [براى هر كه بخواهد] تنگ مى‏گيرد؛ زيرا او به [مصلحت‏] بندگانش آگاه و بيناست.

اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عَلِيمٌ» «31»

خدا روزى را براى هركس از بندگانش كه بخواهد وسعت مى‏دهد و يا تنگ مى‏گيرد؛ يقيناً خدا بر هر كارى تواناست.

أَو لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِى ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» «14»

آيا ندانسته‏اند كه خدا رزق و روزى را براى هركه بخواهد فراخ و گشاده قرار مى‏دهد و [براى هر كه بخواهد] تنگ مى‏گيرد؟ يقيناً در اين [برنامه‏] نشانه‏هايى است براى مردمى كه ايمان دارند.

قُلْ إِنَّ رَبِّى يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِن شَيْ‏ءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ» «51»

بگو: يقيناً پروردگارم روزى را براى هر كس از بندگانش بخواهد وسعت مى‏دهد و يا تنگ مى‏گيرد و هرچه را انفاق مى‏كنيد [چه كم و چه زياد] خدا عوضى را جايگزين آن مى‏كند؛ و او بهترين روزى دهندگان است.

آرى، گشايش رزق امتحان الهى است و تنگى رزق هم امتحان و هر دو نوع از امتحان هم به مصلحت عباد و بندگان است، تا چه كسى در عرصه وسعت رزق از امتحان حقّ كه خرج مال در راه رضاى اوست برآيد و چه كسى در تنگى معيشت براى حفظ ايمان و شرف خود تا به پايان رسيدن آن وضع، صبر و استقامت پيشه كند.

وسعت روزى در چهار چوب حلال و مشروع آنهم با رعايت تمام قوانين الهى و فرامين حق مستند به خداست و اين وسعت از جانب محبوب داراى حدّ واندازه و مرز و بوم معيّن است و دارندگان اين نوع وسعت مكلّفند از گشايش زندگى به نفع محرومان و در جهت تداوم اسلام استفاده كنند كه روى هم انباشته كردن ثروت گر چه از حلال باشد امرى نامشروع و برنامه‏اى ضدّ خدا و در جهت نابودى سعادت دنيا و آخرت است. و نيز ضيق معيشت به اين معنا كه هر چه انسان كوشش و فعّاليّت مى‏كند آن طور كه مى‏خواهد نمى‏شود و يا بر اثر حادثه‏اى از حوادث طبيعى و اجتماعى، مال مشروع را از دست مى‏دهد و دچار تنگى در زندگى مى‏گردد مستند به خداست، نه ضيق معيشتى كه بر اثر اسراف و تبذير و ندانم كارى و گناه و معصيت به سر انسان آمده كه در ضيق معيشت واقعى جاى صبر واستقامت و حوصله و بردبارى و حفظ ايمان و اخلاق از دست شياطين است، تا زمانى كه به فرموده قرآن از پس عُسر نوبت يُسر و بعد از مشكل نوبت آسانى برسد. «61»

انسانى كه بيناى حقيقت است بدون شكّ، وسعت و تنگى روزى را به چيزى نمى‏شمارد، آنچه براى او مهم است اداى تكليف و وظيفه است، در وسعت رزق خود را مكلّف به خرج مال در راه رضاى دوست مى‏داند و در تنگى معيشت براى حفظ اعتبار خود در پيشگاه حضرت محبوب صبر واستقامت پيشه مى‏كند كه عاشقان وصال حضرتش مسلكى جز اين نمى‏دانند وراهى جز اين ندارند.

لَهُ مَقَالِيدُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عَلِيمٌ» «71»

كليدهاى آسمان‏ها و زمين فقط در سيطره مالكيّت اوست. رزق و روزى را براى هر كس كه بخواهد وسعت مى‏دهد و يا تنگ مى‏گيرد. يقيناً او به همه چيز داناست.

قرآن مجيد در بعضى از آيات تنگى رزق را نسبت به بندگان، عامل پاك ماندن آنان از گناه و معصيت و خرابى دنيا و آخرت و بهم خوردن سعادت دارَيْن مى‏داند و در حقيقت تنگى رزق را علّت نجات و مأمن انسان و رساننده آدمى به مقام با عظمت قرب به حساب آورده است:

وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِى الْأَرْضِ وَلكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ» «18»

و اگر خدا روزى را بر بندگانش وسعت دهد، در زمين سركشى و ستم كنند، ولى آنچه را بخواهد به اندازه نازل مى‏كند؛ يقيناً او به بندگانش آگاه و بيناست.

در هر صورت بسط رزق براى همه كس علامت محبّت و لطف حقّ نيست و ضيق رزق هم براى همه كس نشانه مطرود بودن او از پيشگاه محبوب نيست.

مال و ثروت براى آنان كه اخلاق ابولهبى و قارونى و ابوسفيانى دارند علت هلاكت و شقاوت ابدى و فقر و تنگ دستى براى آنان كه اخلاق سلمانى و ابوذرى و مقدادى و ميثمى و كميلى و بلالى دارند عامل حركت معنوى و شكوفايى صبر و استقامت در راه خدا و علّت فراهم آمدن سعادت و سلامت ابدى است.

قرآن مجيد اين كتاب علم و هدايت و حكمت و فضيلت، درباره آنان كه از وسعت رزق در راه ارضاى شهوات و فساد و افساد و لذّت‏هاى زودگذر سوء استفاده مى‏كنند و نسبت به خرج مال در راهى كه خداوند مقرّر فرموده بخل مى‏ورزند، مى‏فرمايد:

وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلّهِ مِيرَاثُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» «19»

و كسانى كه خدا به آنچه از فضلش به آنان داده بخل مى‏ورزند، گمان نكنند كه آن بخل به سود آنان است، بلكه آن بخل به زيانشان خواهد بود. به زودى آنچه به آن بخل ورزيدند در روز قيامت طوق گردنشان مى‏شود. و ميراث آسمان‏ها و زمين فقط در سيطره مالكيّت خداست و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است.

و درباره آنان كه ثروت و مال و وسعت روزى را در راه خدا و رفع حوايج محرومان و مسير بندگى و اطاعت و خدمت به عباد حق خرج مى‏كنند مى‏فرمايد:

فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى‏ وَاتَّقَى‏* وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى‏* فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى‏» «02»

اما كسى كه [ثروتش را در راه خدا] انفاق كرد و پرهيزكارى پيشه ساخت* و وعده نيكوتر را [كه وعده خدا نسبت به پاداش انفاق و پرهيزكارى است‏] باور كرد؛* پس به زودى او را براى راه آسانى [كه انجام همه اعمال نيك به توفيق خداست‏] آماده مى‏كنيم.

اگر با ثروت و مال، چه ثروتى كه تحت عنوان انفال است مانند معادن، درياها، جنگل‏ها كه مالكيّت خاص ندارد و همه ملّت در بهره ورى از آن منابع مساويند و چه مالى كه از طريق كسب مشروع و نتيجه زحمت و تلاش انسان به دست مى‏آيد معامله اسلامى شود، يعنى برابر با نقشه‏هاى صحيح قرآنى و فرامين الهى و دستورهاى انبيا و ائمّه عليهم السلام عمل شود، بقاى جامعه همراه با سعادت و سلامت و خير دنيا و آخرت و تأمين حقوق همه جانبه تمام افراد ملّت اعمّ از معنوى و مادى تضمين مى‏گردد و اگر با انفال و ثروتى كه از طريق كسب و كار به دست مى‏آيد برخورد سفيهانه شود و برابر با اميال و غرايز و شهوات آزاد معامله گردد، جامعه را بقايى نخواهد ماند و فساد و افساد و سلب حقوق اكثريّت و حاكميّت عده‏اى معدود و زورگو و ستم پيشه و شهوت‏ران و آلوده به سر ملّت سايه خواهد انداخت و ظلم و بيداد همچون تيشه‏اى ريشه جامعه را خواهد زد.

جامعه بايد با كمك حكومت صالح از افتادن ثروت‏هاى عمومى و خصوصى به دست سفيهان و نااهلان جلوگيرى كند و چنانچه آن چنان طبقه‏اى بر ملت حاكم است، با قيام الهى خود بر آنان بتازد و آنچه از انفال و ثروت‏هاى باد آورده را كه به قيمت فقير شدن اكثريّت، به جيب آنان ريخته شده از كف آنان خارج سازد، تا در سايه آن قيام و مبارزه غارت رفتگان، به حقوق مادّى و معنوى خود برسند.

در اين زمينه به آيه شريفه و روايت ذيل توجّه نماييد:

وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِى جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَاماً وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً» «12»

و اموالتان را كه خدا مايه قوام و برپايى [زندگى‏] شما گردانيده به سبك مغزان ندهيد، ولى آنان را از درآمد آن بخورانيد و لباس بپوشانيد و با آنان به صورتى شايسته و پسنديده سخن گوييد.

إنَّ بَقاءَ الْإسْلامِ وَبَقاءَ الْمُسْلِمينَ أنْ تَصيرَ الْأمْوالُ عِنْدَ مَنْ يَعْرِفُ فيهَا الْحَقَّ و يَصْنَعُ فيهَا الْمَعرُوفَ، وَإنَّ مِنْ فَناءِ الْمُسلِمينَ وَفَنَاءِ الْإسْلامِ أن تَصيرَ الْأمْوالُ عِنْدَ مَنْ لا يَعرِفُ فيهَا الْحَقَّ و لايَصْنَعُ فيهَا الْمَعْرُوفَ. «22»

از موجبات دوام فرهنگ مسلمانان و اسلام، قرار داشتن مال در دست كسانى است كه حقوق آن را بدانند و با آن به احسان و كار خير برخيزند و از موجبات فناى مسلمانان و اسلام اين است كه ثروت در دست آنانى قرار گيرد كه نسبت به حقوق آن جاهل باشند و با آن به كار خير و انجام برنامه‏هاى نيك برنخيزند.

امام سجّاد عليه السلام در يكى از دعاهاى خود به پيشگاه حضرت حقّ عرضه مى‏دارد:

نَعُوذُ بِكَ مِنْ تَنَاوُلِ الْإِسرَافِ، وَمِنْ فِقْدَانِ الْكَفَافِ، و مِنْ مَعِيشَةٍ فِى شِدَّةٍ. «23» الهى به وقت داشتن مال، از افتادن در چاه هولناك اسراف به تو پناه مى‏برم و از نداشتن مال در حدّى كه زندگى و معيشتم را اداره‏ كند به حضرت تو التجا مى‏كنم.

 

امتحان الهى وسعت و ضيق رزق‏

4- آياتى كه رزق و روزى را چه در جهت وسعتش و چه در زمينه تنگى و ضيقش امتحان الهى مى‏داند و اين انسان مسؤول و مكلّف است كه بايد در اين امتحان و آزمايش قرار گيرد تا استعدادهاى الهى و انسانيش با كمك اين امتحان شكوفا شود.

اگر در ثروت است با بذل و بخشش و انفاق و صدقه به مقام جود و سخا و مهر و محبّت و نوع دوستى و تواضع در برابر ساير انسان‏ها و حالات عالى معنوى برسد و اگر در فقر و فاقه و تنگدستى است به مقام صبر و استقامت و حوصله و حلم و ايستادگى در برابر طوفان‏ها و سختيها و حفظ شرف و كرامت انسانى و نشان دادن عظمت روحى و فضيلت و حميّت نفسى نايل گردد.

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- اشاره است به آيه «وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى‏ حِينٍ»؛ «و براى شما در زمين، قرارگاهى [براى زندگى‏] و تا مدتى معين، وسيله بهره‏ورى اندكى خواهد بود.» بقره (2): 36.

(2)- بقره (2): 3.

(3)- انفال (8): 3.

(4)- حج (22): 35.

(5)- قصص (28): 54.

(6)- سجده (32): 16.

(7)- بقره (2): 168.

(8)- مائده (5): 88.

(9)- انفال (8): 69.

(10)- نحل (16): 114.

(11)- رعد (13): 26.

(21)- اسراء (17): 30.

(31)- عنكبوت (29): 62.

(41)- روم (30): 37.

(51)- سبأ (34): 39.

(61)- اشاره است به آيه «سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً»؛ «خدا به زودى پس از سختى و تنگنا، فراخى و گشايش قرار مى‏دهد.» طلاق (65): 7.

(71)- شورى (42): 12.

(18)- شورى (42): 27.

(19)- آل عمران (3): 180.

(20)- ليل (92): 5- 7

(21)- نساء (4): 5.

(22)- مستدرك الوسائل: 12/ 339، باب 1، حديث 14225؛ وسائل الشيعة: 16/ 285، باب 1، حديث 21557.

(32)- صحيفه سجاديه: دعاى 8.

منبع
  • پایگاه عرفان