مرحله عمل و فعل مرحله سوم توبه است. در اين مرحله، زلف معرفت، حال و عمل، به هم گره خورده است، يعنى تا قدمِ معرفت در زندگى نيايد، قدم حال نمىآيد و اگر قدم حال نيايد، قدم اراده و عزم بر فعل نمىآيد و دوباره گناهش را ادامه مىدهد.
اين سه حقيقت، قوىترين مانع براى ورود گناه به زندگى است. اما اراده براى الآن او حاصل مىشود، تا گناهى كه با آن در ارتباط است، ترك كند. اگر آن معرفتحال بيايد، درون او، مجبور به قصد جدى براى ترك گناه مىشود. هم چنين نسبت به آينده هم تصميم جدى مىگيرد كه اجازه ندهد دوباره گناه در زندگى او راه پيدا كند.
و نسبت به گذشته با خود مىانديشد و حسابگرى مىكند كه گناهان گذشته من از چه نوع گناهانى بوده است؟ مثلًا اگر ترك نماز بوده، با قضاى آن نمازها بايد اين خلأ گذشته را پر كنم. اگر مال مردم بوده، از همين امروز مال هر كس را به او برگردانم. اگر گناه گذشته من، پايمال كردن حق زن و بچه بوده، با كمال تواضع به همسر و فرزندانم بگويم كه اشتباه كردم. من مىخواهم براى شما كارهايى انجام دهم كه گذشته بد من نسبت به شما، جبران شود.
اين محصولِ آن حالى است كه از آن علم پيدا مىشود. هم چنين ارادهاى است كه انسان را بر پاك كردن گذشته از نا پاكىها تحريك مىكند. ارادهاى بر جلوگيرى از آلوده شدن در آينده و قطع نا پاكىهاى فعلى؛ اين معنى توبه است.