راه قرار گرفتن در پشيمانى هم اين است كه توجّه به گذشته عمرت كنى كه عمرت را با گناه لجن مال، بىقدر و بىقيمت كردى و در مقابل پروردگار ايستادهاى.
در حقيقت به نكوهيده بودن اين موضعگيرى فكر كند، كه يعنى من به حرف خدا توجه نكردهام؛ مثلًا به زنى گفته: در برابر نامحرمان، حجابت را رعايت كن، اما او رعايت نكرده است. معناى آن اين است كه مو و چهره و زيبايى من، به خدا ربطى ندارد. دلم مىخواهد به همه نشان بدهم.
فكر كند كه آن مقدار زمانى كه در گناه گذاشته است، يعنى هلاك كردن عمر و لجن مال كردن زمانى كه مالك آن خدا است و در اختيار تو قرار داده بود كه در اين ظرف زمان، تجارت الهى داشته باشى، اما تو معامله شيطانى داشتى:
«أُوْلئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّللَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تّجرَتُهُمْ»
دست به داد و ستدى زدى كه سودى در آن نبوده، بلكه ضرر سنگين هم در آن بود. بعد هم توجّه كن كه چه قدر نسبت به پروردگار مهربانت شاخ و شانه كشيدهاى.