امام صادق عليه السلام از سليمان و مانند او به
«اميرٌ خيّرٌ مطاع»
؛ حاكم نيك و نيكوكار تعبير مىفرمايد.
گفت: در مملكت من، مورچهها نيز در امان هستند. آيا من مىخواهم بيايم مملكت شما را بگيرم، مردم شما را بكشم و مال شما را غارت كنم؟ من در نامه خود نوشتهام كه:
«إِنَّهُ مِن سُلَيْمنَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* أَلَّا تَعْلُواْ عَلَىَّ وَ أْتُونِى مُسْلِمِينَ» «2»
بياييد با خدا آشتى كنيد. من مىخواهم قدرتم را صرف خدا، پاك شدن شما و آباد كردن آخرت شما كنم. من رييس اين مملكت شدم تا اين كه مملكتها را با خدا آشتى بدهم و سفره گناه را جمع كنم. براى اين كه شما خورشيدپرستهاى مملكت سبا را از اسارت خورشيدپرستى نجات دهم و به خدا پرستى برسانم. اين هديهها را جمع كنيد و ببريد.
حضرت سليمان عليه السلام بنده و عبد است. قدرتمندانى داريم كه در اوج قدرت بودند و شرّى از آنها صادر نشد.