منابع مقاله:
کتاب : تفسیر و شرح صحیفه سجادیه جلد یک
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
اين همه دانش و علم در راه خداشناسى، اين همه فلسفه و حكمت در راه شناسايى حقّ، اين همه اشعار و عرفان در راه معرفت محبوب و اين همه جستجو براى يافتن حقيقت، محصول همان الهامى است كه قرآن از آن گفتگو كرده و معلول همان عنايتى است كه حضرت سجّاد عليه السلام در فراز دعا بدان اشاره كرده است.
اين الهام است كه اين همه دانشمند را وادار به مطالعه علوم مختلفه كرده و تحريك به نوشتن محصول مطالعات خود در هزاران كتاب و اين الهام است كه اين همه هنرمند چون سعدى و حافظ و سنايى و باباطاهر و جلال الدّين را وادار كرده كه ذوق خود را در قالب نظم ارائه دهند و از اين راه، فرهنگى بس پر محتوا و لطيف به يادگار گذارند.
اين الهام است كه هزاران نفر را به سوى نظام دادن عرفان و حكمت و فلسفه كشيده وهزاران كتاب پرقيمت به گنجينه علوم انسانى تقديم كردهاند. اين الهام است كه در قلوب عامّه مردم ذوق معرفت به او را زنده مىكند و ايشان را در راه شناخت معشوق قرار داده و از آنان مؤمن مؤدّب به آداب مىسازد.
و اين قرآن و نبوّت و امامت است كه به كمك الهام آمده تا آن را همچون درختى پر بار به كمال محصول برساند وآن را از انحراف حفظ نمايد و راه را بيش از پيش به روى انسان باز كند و خلاصه تمام درهاى معرفت و شناسايى را به روى عباد حق بگشايد.
اكنون به گوشهاى از محصولات اين الهام توجّه نماييد:
اجزاى گياهان
اصولًا هر گياهى از اجزاى بسيار ريز ذرّه بينى تشكيل شده كه آنها را ياخته يا سلّول نباتى مىنامند، اين سلّولها گاهى به صورت بيضى يا كروى و زمانى به صورت شش ضلعى، بعضى دوكى شكل و بعضى استوانهاى هستند و در هر صورت سه قسمت برجسته زير در همه آنها مشاهده مىشود كه ساختمان هر يك از ديگرى دقيقتر وحيرتانگيزتر است:
1- پرتوپلاسم: يعنى همان مادّه زنده و ذى حياتى كه هنوز اسرار درون آن از چشم علوم امروزه پوشيده و پنهان است و معلوم نيست تحت چه قوانينى انجام وظيفه مىكند، همين قدر معلوم است كه پرتوپلاسم از عناصر مختلفى از قبيل كربن، ئيدروژن، ازت، اكسيژن، فسفر، گوگرد و بالأخره آهن و سديم و غيره تشكيل شده و قسمت عمده آن را آب فرا گرفته است.
2- هسته مركزى: كه خود داراى قسمتهاى مختلف و مواد گوناگون است، مخصوصاً رشتههاى زيادى در درون آن يافت مىشود كه در ميان آنها دانههاى كروموزوم قرار دارد، اين دانهها موقعيّت مهمّى در ساختمان هسته دارند.
3- غشاء: يا پوسته رويين كه آن نيز به نوبه خود داراى دو قسمت دقيق است:
نخست قسمت بيرونى كه سلولزى و درخشنده و سخت مىباشد و داراى مجارى بسيار ريزى است كه آب و ساير موادّ لازم به درون آن نفوذ مىكند و ديگر قسمت درونى است كه در عين ظرافت، در حفظ سلّول نقش مهمّى دارد.
ساختمان برگها:
شكل ظاهرى برگها بسيار مختلف و تناسب كاملى با وضع درخت از لحاظ ساختمان و چگونگى منطقه روييدن گياه دارد. برگهاى نباتات كوهستانى و بيابانى كه از آب بهره كافى ندارند، معمولًا ضخيم و كلفت و پوشيده از كركهاست كه از تبخير آبهاى دورنى آنها جلوگيرى مىكند ولى درختانى كه در كنار رودخانهها مىرويند داراى برگهاى پهن و نازك هستند كه تبخير آب به آسانى از آنها صورت مىگيرد. برگهاى زيرزمينى و برگهاى شناور در روى آب و برگهاى شناور در درون آب، هر يك داراى شكل جالبى كاملًا متناسب با محيط زندگانى خود مىباشند. اگر برگى را از عرض برش داده و مقطع آن را زير ميكروسكوپ قرار دهيم هفت قسمت دقيق و ممتاز زيررا در آن مشاهده خواهيم كرد:
1- پوست رويين كه معمولًا سخت و غيرقابل نفوذ و در واقع حافظ و نگهبان طبقات زيرين است. اين طبقه فاقد كلروفيل مىباشد.
2- طبقه بافتها و عضلات كلروفيلدار كه از سلّولهاى دراز منشورى شكلى تشكيل شده و دانههاى سبزينه در تمام قسمتهاى آن ديده مىشود. وظيفه اين دانهها اين است كه در مقابل نور خورشيد گاز كربنيك هوا را جذب كرده و آن را به اكسيژن و كربن تجزيه كنند، سپس كربن را در خود حفظ كرده و اكسيژن را به خارج بفرستند. البتّه اين عمل در رشد و نموّ نباتات از يك طرف و در تصفيه هواى محيط ما از طرف ديگر فوق العاده مؤثّر است.
3- آوندهاى چوبى، يعنى همان لولههاى مخصوصى كه شيره خام گياهى در آن جريان پيدا مىكند.
4- آوندهاى آبكش كه شيره پرورده و بارآمده گياهى از آن عبور كرده و به مصرف تغذيه سلولها مىرسد؛ شيره خام در اثر فعّاليّت مادّه كلروفيل به شيره پرورده تبديل مىشود و براى تغذيه سلّولها آماده مىگردد.
5- طبقه تحتانى كلروفيل دار كه در قسمت زيرين قرار دارد و موادّ كلروفيلى آن نسبت به طبقه فوقانى كمتر است و به همين جهت رنگ پشت برگها معمولًا با رنگ روى آنها تفاوت دارد. وظيفه اين طبقه نيز با طبقه فوقانى مشابهت دارد.
6- طبقه پوسته زيرين برگ كه ساختمان آن شبيه پوسته رويين است.
7- روزنههاى كوچك كه در پوسته زيرين ديده مىشود و عمل آنها تعرّق و بيرون دادن آبهاى زايد موجود در برگ است.
يكى از كارهاى شگفت آور برگ، عمل تنفّس است، يعنى آنها نيز مانند انسان و حيوان اكسيژن هوا را جذب كرده و گاز كربنيك را پس مىدهند. اين عمل را نبايد با عمل كربنگيرى اشتباه كرد. والبتّه همان طور كه حيوانات آبى از اكسيژن محلول در آب استفاده مىكنند، نباتات آبى نيز اكسيژن لازم را از آب مىگيرند.
شدّت و ضعف تنفّس گياهان، مربوط به شدّت و ضعف نور و حرارت هواى مجاور، مقدار رطوبت هوا و نوع گياه است. اين موضوع به وسيله تجربيّات متعدّدى كه از طرف دانشمندان فيزيولوژى گياهى به عمل آمده به ثبوت رسيده است.
ساختمان گلها:
ساختمان گلها از ساختمان برگها دقيقتر و داراى نقاط حيرت انگيزترى است. گلها معمولًا از چهار قسمت عمده كه هر يك وظيفه مخصوصى دارد تشكيل مىشود:
1- كاسه گل، از برگهاى سبزى تشكيل شده و وظيفه آن پوشانيدن سطح غنچهها و پس از آن حفظ گلبرگها و جام گل است.
2- جام گل، يعنى همان برگهاى اصلى گل كه غالباً به رنگهاى گوناگون، وتعداد و طرز قرار گرفتن آنها در گلها مختلف مىباشد. دقّت و لطافت و رنگآميزىهاى عجيب و حيرت آورى كه در طرح و ساختمان گلبرگها به كار رفته هر بينندهاى را بى اختيار وادار به تحسين مىكند.
3- نافه گل، اگر در ميان گلها دقّت كرده باشيد ميلهها و پرچمهاى ظريفى در وسط آن ديده مىشود كه آنها را نافه مىنامند و تعداد آنها در گلها مختلف است و در عين حال حساب مخصوصى دارد.
در بالاى اين ميلهها برآمدگى كوچك و زرد رنگى است كه آن را «بساك» مىگويند. در ميان بساك، كيسه بسيار كوچكى است كه چهار حفره دارد و در ميان آنها دانههاى گرده قرار گرفته است.
دانههاى گرده، دانههاى بسيار ريز ميكروسكپى هستند كه در عمل شباهت تامّى با نطفه حيوانات نر دارند. پس از برقرارى عمل لقاح بين آن و قسمتهاى مادّه، تخم گل درست مىشود. دانههاى گرده با آن كوچكى به نوبه خود داراى ساختمان تو بر تو و نازك كارىهاى شگفت آورى مىباشند. در ميان آنها مقدار زيادى موادّ پرتوپلاسمى وموادّ چربى، قندى، نشاستهاى و ازتى مىباشد و در وسط آنها دو هسته كه يكى كوچكتر و ديگرى بزرگتر است وجود دارد، بزرگتر را هسته روينده و كوچكتر را هسته زاينده مىنامند كه وظيفه مهمّ اين دو را به زودى خواهيد دانست.
4- مادگى، همان قسمتى است كه روى محور گل قرار گرفته و در ناحيه فوقانى آن برآمدگى مخصوصى به نام كلاله است و سطح آن را مادّه لزج و چسبناكى پوشانيده، كار اين مادّه چسبنده نگاهدارى و جذب دانههاى نر و كمك به روياندن آنهاست.
در پايين مادگى كه متّصل به قسمت تحتانى گل است ناحيه برجستهاى وجود دارد كه آن را «تخمدان» مىگويند و در ميان آن تخمكهاى كوچكى يافت مىشود كه با دنباله مخصوصى به ديواره تخمدان اتّصال دارند و به وسيله آن آب و موادّ لازمه را جذب مىكنند. تخمكها نيز به سهم خود، ساختمان قابل ملاحظهاى دارند.
عمل تخمگيرى و زفاف:
پس از آن كه كيسههاى گرده «بساك» از هم پاره شد و گردهها روى كلاله مادّه قرار گرفتند فوراً شروع به نموّ مىكنند. در اين جا بايد متذكّر شد كه براى رسيدن دانههاى گرده به كلاله مادّه، وسايل مختلفى وجود دارد كه از مشاهده آن تعجّب عميقى به مطالعه كنندگان جهان خلقت دست مىدهد؛ از جمله اين كه حشرات گوناگونى اين وظيفه حياتى را بدون آن كه توجّه به كار خود داشته باشند انجام مىدهند؛ يعنى در اثر رنگ و روى مطبوع و مادّه قندى مخصوصى كه در بن گلها جاى دارد به طرف آنها حركت كرده و روى آنها نشسته و دانههاى گرده را با پاى پشم آلود خود از اين نقطه به آن نقطه حمل مىكنند؛ اين عمل مخصوصاً در گلهايى كه ميلههاى نر و مادّه آنها از هم جداست و روى دو پايه قرار دارد بسيار شايان اهميّت است.
همان طور كه گفتيم وقتى دانههاى گرده روى كلاله قرار گرفت شروع به رشد و نموّ مىكند، هسته بزرگتر كه همان هسته روينده است همراه آن نموّ كرده و به طرف تخمدان سرازير مىشود و در نزديكى آن به كلّى از بين مىرود ولى هسته كوچكتر كه زاينده است از ميان اين لوله باريك عبور كرده وارد تخمدان مىشود و با تخمكها تركيب شده، عمل لقاح و زفاف در آن محيط مخفى و تاريك صورت مىگيرد، نطفه گل بسته و تخم اصلى آن به وجود مىآيد.
اكنون شما را به داورى مىطلبيم، آيا ساختمان اين گل و برگ بلكه يك سلّول ذرّه بينى آن به مراتب دقيقتر از يك قاب عكس يا يك ساعت ديوارى كه فوراً از ديدنش متوجّه سازنده با عقل و شعور آن مىشويم، نيست؟ آيا هيچ عاقلى مىتواند اين طبقات مختلف و وظايف عجيب هر يك را معلول تصادف بداند؟!
فرض كنيد در عالم جز اين شاخه كوچك، هيچ چيز نباشد يا هر چه هست به نظر ما نامرتّب و غير موزون بوده باشد، آيا تنها ساختمان شگرف اين شاخه كوچك براى پى بردن به يك منبع شعور و قدرتى فوق العاده در ماوراى جهان مادّه كافى نيست؟!