امام صادق عليه السلام مىفرمايند: پدرم حضرت باقر عليه السلام در دنيا و آخرت، چهار يار دارد. نفر پنجمى را ذكر نمىكنند. يكى از آن چهار يار، جابر جعفى است. امام صادق عليه السلام جابر جعفى را جزء صديقان و مقربان قلمداد فرمودند. صديقان و مقربانى كه در قرآن كريم از آنها ياد شده است؛ «2» «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ* أُوْلئِكَ الْمُقَرَّبُونَ* فِى جَنتِ النَّعِيمِ»
جابر جعفى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند: پس از پايان جنگ نهروان، اميرالمؤمنين عليه السلام به كوفه برگشتند. براى مردم سخنانى ايراد فرمودند كه در آن سخنرانى، خودشان را «ذاكر» معرفى كردند و فرمودند: اى مردم!
«انَا الذَّاكِرُ»
چارهاى هم نبود، جز اين كه خودشان را معرفى كنند، چون فتنهها و آشوبها، اميرالمؤمنين عليه السلام را از آن حقيقتى كه داشت، پنهان كرده بود و فتنهها و فسادها، با اميرالمؤمنين عليه السلام طورى معامله كرده بود كه شخصيت على عليه السلام در بين مردم گم شده بود، تا جايى كه خود اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايند: اين فتنه و آشوبها كارى كرد كه من در چشم مردم هموزن معاويه قرار داده شوم
«الدَّهْرُ انْزَلَنِى ثُمَّ انْزَلَنِى، ثَّم انْزَلَنِى حَتّى يُقال مُعاوِيَةُ وَ عَلِىّ»
تا به اينجا رساندند كه مردم در گفتگوهاى معمولىشان، اول معاويه را ذكر مىكردند و مرا در مرحله دوم، يعنى فتنهها ارزش مرا بعد از معاويه قرار داد.