اما اگر مردم از نماز روىگردان باشند؛ بىنماز باشند، يا از نماز صحيح به دور باشند، هيچ ضمانتى براى آنها نيست كه آلوده به فحشا و منكرات نشوند. مثلًا مىگويد: من كه نمىخواهم نماز بخوانم، چرا مال مردم را نبرم؟ چرا اين زمين را با دزدى و نيرنگ نگيرم؟ چرا در لباس يا لقمهام دقت كنم كه حلال باشد؟ اگر اهل نماز نيست، براى دچار شدن به فحشا و منكرات ضمانتى ندارد.
اگر هم نماز مىخواهد بخواند، يك ورزش بدنى مىكند و در ضمن هم يك الفاظى را به زبان جارى مىكند، كه اين هم باز براى محفوظ ماندن از فحشا و منكرات ضمانتى ندارد.
اما نمازگزار واقعى به اين دو هدف دنيايى كه خدا از نماز دارد، مىرسد. اصل هم اين دو هدف مىباشد و خود نماز فرع است. پروردگار به ميوه نماز نظر دارد، كه قطع فحشا و منكرات است. خود نماز يك راه و وسيله مىباشد. خدا بهشت را در نظر دارد، كه جادهاش همين نماز است. مردم از اين جاده به بهشت مىرسند. بقيه عبادات، حالات و كوششهاى مثبت هم نتيجه آنها مهم است.