بطلان شنيدههاى بدون تحقيق و تبيّن
قرآن مىگويد: شنيدهها، نود و نه درصدش باطل است، مگر اين كه عادل واقعى بيايد و مطلبى را بگويد، اما عادل واقعى كجا است؟ عادل واقعى يعنى كسى كه ملكه عدالت بر وجودش حاكم است، كه نمىگذارد به هيچ گناه كبيرهاى آلوده شود و نمىگذارد كه بر صغيره مصرّ شود. اگر دادگاههاى خانواده، دو نفر آدم اين طورى را براى طلاق شاهد نگيرند، طلاق باطل است صيغه طلاق را بايد دو
______________________________
(1)- وسائلالشيعة: 20/ 26، باب 4، حديث 24938؛
(2) «أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام الْفِتَنُ ثَلَاثَةٌ حُبُّ النِّسَاءِ وَ هُوَ سَيْفُ الشَّيْطَانِ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ هُوَ فَخُّ الشَّيْطَانِوَ حُبُّ الدِّينَارِ وَ الدِّرْهَمِ وَ هُوَ سَهْمُ الشَّيْطَانِ فَمَنْ أَحَبَّ النِّسَاءَ لَمْ يَنْتَفِعْ بِعَيْشِهِ وَ مَنْ أَحَبَّ الْأَشْرِبَةَ حُرِّمَتْ عَلَيْهِ الْجَنَّةُ وَ مَنْ أَحَب الدِّينَارَ وَ الدِّرْهَمَ فَهُوَ عَبْدُ الدُّنْيَا وَ قَالَ قَالَ عِيسَى (الدُّنْيَا) دَاءُ الدِّينِ وَ الْعَالِمُ طَبِيبُ الدِّينِ فَإِذَا رَأَيْتُمُ الطَّبِيبَ يَجُرُّ الدَّاءَ إِلَى نَفْسِهِ فَاتَّهِمُوهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ غَيْرُ نَاصِحٍ لِغَيْرِهِ».
(3) بحار الأنوار: 14/ 188، باب 21، حديث 39؛ «قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام إِنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ عليه السلام فَقَالَ لَهُ يَا رُوحَ اللَّهِ إِنِّي زَنَيْتُ فَطَهِّرْنِي فَأَمَرَ عِيسَى عليه السلام أَنْ يُنَادَى فِي النَّاسِ لَايَبْقَى أَحَدٌ إِلَّا خَرَجَ لِتَطْهِيرِ فُلَانٍ فَلَمَّا اجْتَمَعَ وَ اجْتَمَعُوا وَ صَارَ الرَّجُلُ فِي الْحُفْرَةِ نَادَى الرَّجُلُ فِي الْحُفْرَةِ لَايَحُدَّنِي مَنْ لِلَّهِ تَعَالَى فِي جَنْبِهِ حَدٌّ فَانْصَرَفَ النَّاسُ كُلُّهُمْ إِلَّا يَحْيَى وَ عِيسَى عليه السلام فَدَنَا مِنْهُ يَحْيَى فَقَالَ لَهُ يَا مُذْنِبُ عِظْنِي فَقَالَ لَهُ لَاتُخَلِّيَنَبَيْنَ نَفْسِكَ وَ بَيْنَ هَوَاهَا فَتَرْدَى قَالَ زِدْنِي قَالَ لَاتُعَيِّرَنَّ خَاطِئاً بِخَطِيئَتِهِ قَالَ زِدْنِي قَالَ لَاتَغْضَبْ قَالَ حَسْبِي».
نفر عادل واقعى گوش دهند. صيغه عقد را صد نفر كافر و عرقخور هم گوش بدهند، صحيح است. اما امروز زن را طلاق بدهند، دو نفر را به عنوان عادل بياورند، دو ماه ديگر معلوم شود كه اين دو نفر فاسق بودند، طلاق باطل است.
دوباره دو شاهد عادل بايد بيايند و صيغه طلاق را از اول گوش بدهند.
دستور قرآن به تحقيق در مورد شنيدهها
فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ» «1» كجا داريد مىرويد؟ چه كار مىكنيد؟ در سوره حجرات «2» مىگويد: منهاى عادل، هر كسى آمد و هر خبرى را به شما داد، گوش ندهيد، بلكه تبيّن- تحقيق- واجب است. يعنى تا حقيقتِ خبر را پيدا نكردهايد، به آن گوش ندهيد.
شخصى با عصبانيت به من گفت: فلان روحانى كه اهل فلان استان است، مىدانى كه چه درآمدى دارد؟ گفتم: چه درآمدى دارد؟ گفت: يك قلمش، فقط سالى نهصد تُن زعفران صادر مىكند. گفتم: اولًا آن روحانى اهل يك منطقهاى است كه يك دانه زعفران هم درنمىآيد. علاوه بر اين، در تمام كره زمين، نهصد تُن زعفران نيست. زعفران مثل طلا، مثقالى وزن مىشود.
آخر كسى گفت: پدرم يك ديگ داده بود براى نذرىهايش ساخته بودند، كه اين ديگ يك سرش در اردستان و يك سرش هم در نطنز بود. گفت: اتفاقاً باباى من هم طرفهاى كاشان زندگى مىكرد، يك شتر داشت كه بار مىكرد، از راه كوير به كرمان مىبرد. سر شتر يزد بود، دم شتر نزديك قم بود. گفت: آخر مرد حسابى! چنين شترى كه تو مىگويى كجا جا مىگرفت؟ گفت: در ديگ پدر تو. اگر چنين ديگى بوده، پس چنين شترى هم بايد باشد.
قرآن مىگويد: نود و نه درصد شنيدهها باطل قطعى است و هر كسى بشنود و قبول كند، او را هم در قيامت به عنوان «سَمعُونَ لِلْكَذِبِ» «3» به محاكمه
______________________________
(1)- تكوير (81): 26؛ پس [با انكار قرآن و روى گرداندن از آن] كجا مىرويد؟
(2)-/ اشاره به سوره حجرات آيه 6: «إِن جَآءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُواْ»؛ اى اهل ايمان! اگر فاسقى خبرى برايتان آورد، خبرش را بررسى و تحقيق كنيد تا مبادا از روى ناآگاهى، گروهى را آسيب و گزند رسانيد و بر كرده خود پشيمان شويد.
(3)- مائده (5): 41؛ به شدت شنونده دروغند.
بحار الأنوار: 22/ 27، باب 37؛ «قوله تعالى سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ قال البيضاوي خبر محذوف أيهم سماعون و الضمير للفريقين أوللذين يسارعون».
مىكشند، كه چرا در دلت، با شنيدهها آبروى بنده مرا بردى؟
اثر بد دروغ و شايعه سازى
دروغ، به مهرها لطمه مىزند و روابط محبتى را قطع مىكند. جوانان! واجب است كه با همسرانتان تبادل مهر و محبت داشته باشيد. حوادث بيرون از خانه و خانواده باعث نشود كه اين جريانات الهى- مهرورزى- در خانه قطع شود و الا هر دو در قيامت محكوم هستيد، چون شنواى دروغ بوديد.
از زن و شوهر كه بگذريم، بين پدر و مادر و فرزندان اين مسأله فراوان است.
بچهها! عاشق پدر و مادرتان باشيد. پدر و مادرها! عاشق اين امانتهاى خدا باشيد. طورى رفتار نكنيد كه بچه در درون خودش بگويد: اى كاش كه اين پدر و مادرم عروسى نكرده بودند و ما را به دنيا نياورده بودند، كه اين طور بدبخت باشيم. اينها همه در قيامت محاكمه دارد.
بىارزشى دنيا در مقابل دل شكستن
ادبيات ما هم غوغا كرده است. حيف كه در جامعه ما بين نسل جديد و جامعه شاعران حكيم، رابطه قطع شده است. شعر در كشور ما در پايينترين سطح ممكن است. از هر ده خط شعر، نُه خط آن هيچ ارزشى ندارد. اين يك خط شعر كه اين را هم بايد بر تارك فلك مىنوشتند:
|
به جان زنده دلان، سعديا كه ملك وجود |
نيرزد آن كه وجودى ز خود بيازارند «1» |
|
سى سال زن در خانه شوهر باشد، تمام اين مدت با آزردگى، سوز دل و لقمه تلخ خوردن زندگى كند. يا مرد سى سال در كنار زن باشد، زن نسبت به مرد بداخلاق باشد و يك آب خوش از گلوى اين مرد پايين نرود. خيال مىكند كه جهنم
______________________________
(1)- سعدى شيرازى.
در قيامت خالى مىماند؟ جهنم تراكم ترافيكى و جمعيتى دارد، اما بهشت خلوت است، فضاى باز، امنيت، بى صدا. تنها صدايى كه از بهشت شنيده مىشود، اين است:
«وَ ءَاخِرُ دَعْوَيهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ الْعلَمِينَ» «1»
اما قرآن مىگويد: جهنمىها همديگر را لعنت مىكنند، به هم فحش مىدهند و جهنم آمدنشان را به گردن همديگر مىگذارند.
لزوم اهتمام به تراحم بين يكديگر
تراحم بين زن و شوهر، بين پدر و مادر و فرزندان واجب است. بين اقوام آمار بگيريد، ببينيد كه در قوم و خويشها، چه كسى دختر دارد و نمىتواند جهيزيه بخرد؟ چه كسى نمىتواند براى بچهاش عروسى بگيرد؟ چه كسى پول كم دارد و قرض خود را نمىتواند بدهد؟ چه كسى مريض دارد؟ اين تراحم را عملى كنيد! يعنى با حفظ آبروى ارحام، درد همه را با مهرورزى حل كنيد.
«طُوبى لِلْمُتَراحِمينَ»
خدا مىفرمايد: خوش به حال رحم كنندگان و محبت داران به يكديگر. ثمره قيامتى اينها چيست؟
«اولئكَ هُمُ المَرْحُومُون يَوْمَ القِيامة»
اينها وقتى وارد قيامت شوند، همانهايى هستند كه منِ خدا هر چه مهر و محبت دارم، به طرفشان جريان مىدهم. خدا در قيامت به آدم بگويد: تو مهر ورزيدى؟
حالا مىخواهم كه به تو مهر بورزم. براى فهم مهرورزى خدا، بايد به سراغ آيات و روايات برويم.
مهرورزى خدا با بندگان در قيامت
اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايند: پرونده كسى را رسيدگى مىكنند، به او مىگويند:
______________________________
(1)- يونس (10): 10؛ و پايانبخشِ نيايششان اين است كه همه ستايشها ويژه خدا مالك و مربى جهانيان است.
آن قدر كم دارى كه قابل گذشت نيست و بايد به جهنم بروى. مىگويد: محكوم هستم، قبول است. سرش را پايين مىاندازد كه برود، خطاب مىرسد: او را برگردانيد. در دنيا كاسب بود، وضعش هم خوب بود، به مردم قسطى جنس مىداد. مشترى هم زياد داشت. ده تا شاگرد داشت. شب جمعه ليست بدهكاران را به شاگردانش مىداد و مىگفت: در خانه هر كدام را مىزنيد، اگر قسط خود را آوردند، بگيريد و جلوى اسمش بنويسيد، اما اگر گفتند: نداريم، حرفى نزنيد، فقط سرتان را پايين بياندازيد و بياييد. هفته ديگر برويد، اگر گفت: ندارم، سرتان را پايين بياندازيد و بياييد. هفته سوم، اگر گفت: ندارم، ديگر سراغش نرويد.
اى ملائكه! حالا بندهام آمده است و دستش خالى است. او در دنيا هر كسى كه گفت: ندارم، به او مهر ورزيد. حالا كه خودش ندارد، مىخواهم كه مهرهايش را تلافى كنم. اگر من الآن كه مىگويد ندارم، رحم نكنم، او از منِ خدا كريمتر مىشود: «1» «الرَّحْمنُ* عَلَّمَ الْقُرْءَانَ* خَلَقَ الْإِنسنَ» «2» «مَّا تَرَى فِى خَلْقِ الرَّحْمنِ مِن تَفوُتٍ» «3»
تمام آفرينش انسان بر پايه مهر من است. حالا مدام بنشين و بگو: اى خدا! چرا مرا آفريدهاى؟ خدا جواب مىدهد: چون دوستت داشتم. تو را از حال خاك درآوردم و به صورت انسان زنده ساختم. علاقه و مهر به تو داشتم.
1- مقام اصلاح گران بين مردم
آيه دوم از كتاب انجيل از زبان امام كاظم عليه السلام:
«طُوبى لِلْمُصْلِحينَ بَيْنَ النّاسِ اولئكَ هُمُ المُقَرَّبُونَ يَوْمَ القِيامة»
خوش به حال آنهايى كه دائم اختلافات مردم؛ اختلاف زن و شوهر، پدر
______________________________
(1)- بقره (2): 280؛ و اگر [بدهكار] تنگدست بود [بر شماست كه] او را تا هنگام توانايى مهلت دهيد؛ و بخشيدن همه وام [و چشم پوشى و گذشت از آن در صورتى كه توانايى پرداختش را ندارد] اگر [فضيلت وثوابش را] بدانيد براى شما بهتر است.
مجموعة ورام: 2/ 266؛ «قال رسول الله صلى الله عليه و آله: حُوسِبَ رجُلٌ ممَّن كانَ قَبلَكُم فلَم يُوجَدْ لَهُ مِن الخَيرِ شيءٌ إلّا أنّهُ كانَ يُخالِطُ الناسَ وكانَ مُوسِرا، وكانَ يَأمُرُ غِلمانَهُ أن يَتَجاوَزُوا عنِ المُعسِرِ، قالَ اللّه تعالي: نَحنُ أحَقُّ بذلكَ، تَجاوَزُوا عَنهُ».
نهج البلاغه: نامه 31؛ «فِي وَصِيَّةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ لِابْنِهِ الْحَسَنِ ع «وَ إِذَا وَجَدْتَ مِنْ أَهْلِ الْفَاقَةِ مَنْ يَحْمِلُ لَكَ زَادَكَ إِلَىيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَيُوَافِيكَ بِهِ غَداً حَيْثُ تَحْتَاجُ إِلَيْهِ فَاغْتَنِمْهُ وَ حَمِّلْهُ إِيَّاهُ وَ أَكْثِرْ مِنْ تَزْوِيدِهِ وَ أَنْتَ قَادِرٌ عَلَيْهِ فَلَعَلَّكَ تَطْلُبُهُ فَلَا تَجِدُهُ وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَكَ فِي حَالِ غِنَاكَ لِيَجْعَلَ قَضَاءَهُ لَكَ فِي يَوْمِ عُسْرَتِكَ».
الترغيب والترهيب: 2/ 46، حديث 15؛ «ابنِ عبّاس: دخلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله المسجدَ و هو يقولُ: أيُّكُم يَسُرُّهُ أن يَقِيَهُ اللّه عَزَّ وجلَّ مِن فَيحِ جَهنّمَ؟ قُلنا: يا رسولَ اللّهِ، كُلُّنا يَسُرُّهُ. قالَ: مَن أنظَرَ مُعسِرا».
(2)- الرحمن (55): 1- 3؛ [خداى] رحمان* قرآن را تعليم داد.* انسان را آفريد.
(3)- ملك (67): 3؛ در آفرينش [خداى] رحمان، خلل و نابسامانى و ناهمگونى نمىبينى، پس بار ديگر بنگر آيا هيچ خلل و نابسامانى و ناهمگونى مىبينى؟
و فرزند، مادر و دختر، داماد و خانواده عروس، عروس و خانواده داماد، يا دو تا كاسب را حل مىكنند؛
«طُوبى لِلْمُصْلِحِينَ»
اينها نتيجه كارشان در روز قيامت چيست؟
«اولئكَ هُمُ الْمُقَرَّبُونَ يَومَ القِيامَةِ»
اينها در قيامت دوش به دوش انبيا عليهم السلام مىايستند.
2- صاحبان قلب پاك
آيه سوم كه در كتاب انجيل آمده است، اين است:
«طُوبى لِلْمُطَهِّرَةَ قُلُوبَهُمْ اولئكَ هُمُ المُتَّقُونَ يَوْمَ القِيامَة»
خوش به حال آنهايى كه دل خودشان را از ريا، طمع، بخل، حسد، كبر و كينه پاك كردند. نتيجه قيامتى آن اين است كه در قيامت به عنوان تقواپيشگان با آنها معامله مىكنند: «إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا» «1» متقين در قيامت بهترين برندگان هستند.
3- مقام متواضعينِ در دنيا
آيه چهارم، به عنوان آخرين آيهاى كه امام عليه السلام از كتاب انجيل واقعى نقل مىكنند:
«طُوبى لِلْمُتَواضِعِينَ فِى الدُّنْيا اولئكَ يَرْتَقُونَ مَنَابِرَ المُلْكِ يَوْمَ القِيامَة»
خوش به حال آنهايى كه در دنيا نسبت به من و خلق من متواضع، فروتن و خاكسار بودند.
متواضعان، در روز قيامت و در بهشت، پادشاهان اهل بهشت هستند.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
______________________________
(1)- نبأ (78): 31؛ بىترديد براى پرهيزكاران پيروزى و كاميابى است.