كسى در پهنه گيتى نيست كه ارزش آزادى و حريت و استقلال و نيز فضاى نورانى و پربركت آزادى را نداند، حكومتهاى ظالم و ستمكار همراه با فرهنگى كه خود مىسازند، يا از ستمگران تاريخ به ارث دارند، و با وضع قوانينى كه صددرصد به نفع خود آنان است ملتى را به ويژه از نظر روحى و فكرى به اسارت مىگيرند، و به صورتى آنان را در بندها و غل و زنجيرهاى نامرئى قرار مىدهند كه از جانب آنان خيالشان راحت باشد، و چهار اسبه با مركب شهوات و هوا و هوسشان بتازند و به غارت ثروت مملكت و ملت مشغول باشند، و به شبنشينىها و عيش و نوش و تجاوز به هر چه كه بخواهند ادامه دهند.
از ثروت ملت، و از مال بيتالمال با كسان و خويشان عزيز بىجهتشان به هر مسافرتى كه بخواهند بروند و به هر كيفيتى كه اراده كنند هزينه نمايند، و كاخها و باغها و ساختمانهاى مجلل كه ظهور خواستههاى بىمهار و شهوات پليد آنان است ساخته و در آنها چند روزى را غرق در لذات حيوانى باشند.
و از طرف ديگر فضاى اختناق و پليسى حاكم بر مردم نگذارد چراغ فطرت مردم روشن بماند، و عقل آنان به حركت آيد، و استعدادها شكوفا گردد، و جسمها سالم بماند، و نهايتاً ملت به حقوق معنوى و مادى خود برسد، و قابليت پذيرش حقايق به ويژه قبول وحى و نبوت و امامت و مسائل اعتقادى و اخلاقى در آنان ايجاد شود، و از ميان آنان عالم و آگاه و استاد و عارف و مخترع و هنرمند و صاحبان خير و كرامت ظهور كند مبادا كه اين بيدارى و بينائى و بصيرت و روشنبينى و ظهور علم و حكمت سبب شود كه در برابر ظالمان و فرهنگشان كه زنجيرى براى بستن دست و پاى عقل و روح و فطرت و وجدان انسانهاست قيام كنند و ناپايدارى و مقاومت و جهاد جانانه و كشتن و كشته شدن طومار نحس وجود آن بيدادگران و شهوترانان و غارتگران را در هم بپيچد، و مستضعفان براى ايجاد حكومت عدل در سايه آزادى و استقلال موفق شوند و زمينه را براى شكوفائى همه استعدادها به خصوص در فرزندانشان و نسل آزاد شده خويش و تحقق كرامت و پاكدامنى و عفت زنان و ناموسشان را فراهم آورند، و در آن فضاى نورانى و پرقيمت كه از بركت آزادى به دست آمده مردان و زنان نمونه در همه زمينههاى مثبت فكرى و علمى و انسانى و اخلاقى و اعتقادى به وجود آيند.
فرعونيان با كمك فرهنگ مادى خود و با يارى گرفتن از انديشههاى خائنانه عالمانى كه غلام حلقه بگوش آنان و در خدمت مطامع و شهوات آنان قرار داشتند ساليان طولانى آزادى و استقلال بنىاسرائيل را لگدكوب كردند، و همه را در عين اين كه در خانههايشان و در كوچه و بازار زندگى مىكردند و مىگشتند به اسارت گرفتند، و اختناقى هولناك را بر آنان حاكم كردند، تا به صورت انسانهايى فقط در طريق خدمت به فرعونيان در آيند، و تن به سختترين كارها بدهند، و مشقتبارترين امور را تحمل كنند و از همه نعمتهاى معنوى محروم و از نظر مادى هم به اندازه بخور و نمير آن هم به دست فرعونيان به آنان برسد، و هيچگونه آزادى و استقلالى نداشته و جرأت حركت و قيام بر ضد ستمكاران در آنان بميرد.
با دقت در سطور گذشته و نظرى به ارزش آزادى و استقلال و آثار آن معلوم مىشود كه جمله پربار و پر معناى وَ إِذْ نَجَّيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ چه مىگويد و چه نعمت بىنظيرى از جانب حضرت حق به بنىاسرائيل عطا شد، نعمتى كه مادر همه نعمتها و ريشه همه كرامتهاست. ضمير جمع (نا) در نَجَّيْناكُمْ در برابر ضمير مفرد أَنْعَمْتُ* كه در آيات گذشته بود: اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ* نشان از عظمت نعمت آزادى و استقلال دارد كه خداى عظيم به بنىاسرائيل عنايت كرد، به حق كه در اين آيه شريفه بايد ضمير جمع به كار مىرفت، زيرا كه نعمت آزادى و استقلال گوئى همه نعمتهاست و بدون آن خيال مىكنى كه هيچ نعمتى در اختيار انسان نيست.
بحث در آزادى و استقلال و آثار آن از مهمترين و گستردهترين مباحث است كه جا دارد همه جوانب آن بررسى شود، و تك تك آثارش بيان گردد، و ارزش و قيمت آن كه در رأس همه ارزشهاست به جامعه تفهيم شود، و حتى ديگر ملتها را نيز با اين حقيقت و آثارش آشنا نمود.
روايات بسيار بسيار مهمى كه در رابطه با ظهور منجى عالم و عدلگستر جهان وجود مبارك امام دوازدهم (ع) در معتبرترين كتابهاى شيعه و اهل سنت نقل شده و نزديك به شش هزار روايت است، از بخش قابل توجهى از آن استفاده مىشود كه برترين و بالاترين كار حضرت مهدى (ع) نجات جهانيان از حكومتهاى مستبد، ظالم و ستمگرى است كه آزادى و استقلال مردم را لگدمال كرده، و آنان را به اسارت گرفته و راه هر گونه رشدى را چه در زمينههاى مادى و چه در امور معنوى بر آنان بستهاند و به اين خاطر يكى از القاب مهم آن حضرت منجى است.
در سايه حكومت الهى آن ذخيره خداست كه فساد تحميل شده بر انسان، و سفرههاى عيش و نوش حاكمان و مستبدان، و غارتگرى غارتگران، و اختناق ايجاد شده و حكومتهاى زورگو و قلدر برچيده مىشود و فضائى الهى از آزادى و استقلال بر كره زمين چيره مىگردد كه جهانيان با استشمام در آن فضا عقولشان تا نقطه كمال رشد مىكند، و نور چراغ فطرتشان شدت و قوت مىگيرد، و بيدارى و بصيرتشان به اوج مىرسد، و همه استعدادهاى خدادادى آنان شكوفا مىگردد، و امنيت در سايه آن حكومت به جائى مىرسد كه مشهور است گرگ و ميش كنار هم زندگى مىكنند و با هم از يك چشمه آب مىخورند.
بنىاسرائيل در آن فضاى اختناق و زير شكنجههاى فرعونيان و در جو حكومت پليسى فرعون و دار و دستهاش و در كنار كارهاى بسيار سنگين و مشقتبار، و در عين اين كه همه لحظات زندگى را به تلخى و سختى مىگذراندند براى نجات خود در تلاش بودند، و با دلگرمى و اميد به آينده و انتظار فرج و گشايش مىزيستند، و به يارى و نصرت خدا چشم دوخته بودند و مىدانستند كه اين وضع نكبتبار و اين زندگى رقتبار ماندنى نيست و نهايتاً با اميد و تلاش مثبت و ايمان و اعتقاد به خدا ستمكار از پاى در مىآيد و مستضعف بر بالاى خبازه او حكومت عدل برپا مىكند و از اسارت نجات يافته به فضاى با بركت آزادى و استقلال مىرسد، اين اميد و تلاش، و مىدانستند اين انتظار فرج و اميد به نجات در سايه تلاششان مورد عنايت حق قرار مىگيرد، و با تأييد و لطف خدا و نگاه رحيمانه او و مبعوث شدن موسى بندهاى اسارت مىگسلد، و مشقتها و سختىها از ميان مىرود و روز خلاصى و نجات چه ظالم بخواهد چه نخواهد از راه ميرسد واذ نجيناكم من آل فرعون.