خطبه هشتادوشش نهج البلاغه خطبهاى است كه امير المؤمنين در آن چهل وصف براى اهل خدا بيان كرده است. انسان وقتى در نهج البلاغه يا قرآن غور مىكند، ارزش آنها را مىفهمد و به نظر من، نهج البلاغه شاهكار انسان در عالم خلقت است. امير المؤمنين در جايى از اين خطبه مىفرمايند:
«و صار من مفاتيح أبواب الهدى و مغاليق أبواب الردى».
يعنى كسانى مثل شيخ كبير كليد باز كردن درهاى رحمت و هدايت خدايند. خداوند به محبوبش آنقدر لطف دارد كه چشموگوش و دست و زبان و شكم و پوستش را به كليد گشايش درهاى هدايت و رحمت خود تبديل مىكند. آيا تجارتى سودمندتر از اين در دنيا پيدا مىشود كه در قيامت دهها هزار نفر را جلوى چشم انسان به جهنم ببرند و در عوض او را به اندازه صدها ميليارد نفر تكريم كنند و پاداش دهند؟
اين عاقبت كسانى است كه خداوند آنان را دوست دارد و عاشق آنهاست. آنانكه در زندگى تجربه عشق زمينى را داشته يا احوالات اين دسته از عشاق را ديدهاند مىدانند زمانىكه انسان در فضاى عشق قرار مىگيرد، براى معشوقش حدى قائل نمىشود؟ يعنى اگر معشوق بگويد امروز بيا، با وجود اينكه صدها كار مهم دارد، با هزار بهانه كارهايش را تعطيل مىكند و به كار معشوق مىرسد. حالا قياس كنيد اگر خداوند عاشق انسان باشد چه مىشود؟