پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

سخت‏ترين جريمه‏

سخت‏ترين جريمه‏

موسى به پرستش كنندگان گوساله و آنان كه نسبت به وقوع چنين جنايت عظيمى بر ضد توحيد سكوت كردند و از امر معروف و نهى از منكر باز ايستادند البته به فرمان حضرت حق دستور توبه داد فَتُوبُوا و بيان حد توبه و پذيرش آن را از جانب خالق توبه پذير، آختن اسلحه و كشتن يكديگر دانست‏ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ‏ كه توبه از چنين گناه بزرگى و بازگشت از چنين جرم سنگينى آن هم گوساله پرستى بر ضد خدا پرستى!! جز با ريختن خون فاسد و فصد اجتماعى پذيرفته پيشگاه حق نشود.

«از نظر انقلاب درونى و پاك شدن نفوس جز تن دادن به ريخته شدن‏خون‏هاى فاسد و كشتن نفوسى كه با شرك سرشته شده و يك سره از خدا برگشته چاره‏اى نيست، زيرا شرك و تقاليد فاسد چون در نفوس ريشه بدواند ريشه استعداد و حركت به سوى خير را مى‏خشكاند.

گناهان ديگر مانند آفت‏هائى است كه بر ميوه و برگ و پوست درخت مى‏زند كه اميد تجديد حيات براى آن باقى است، ولى شرك مانند آفتى است كه مغز درخت را تباه مى‏كند پس بايد از بن بريده شود تا شايد از ريشه آن شاخه‏هاى سالم برويد.

در آيه شريفه به اين حقيقت اشاره شده كه در هر توبه‏اى به تناسب هر گناهى چيزى شرط مى‏شود كه توبه جز به آن تحقق نمى‏يابد و پذيرفته نمى‏گردد و در تحقق توبه بنى‏اسرائيل قتل نفوس شرك‏زا شرط شد فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ.

از نكات بسيار مهم آيه و قابل توجه اينكه اسم بارئ كه از اسماى حضرت حق است دو بار آمده. بارئ در يك قول به معناى جدا كننده از نقص و عيب است، كه اين معنا در آيه شريفه چنين به‏كار گرفته مى‏شود:

به سوى خدائى باز گرديد فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِكُمْ‏ كه شما را پاك از عيب و نقص آفريد، و درونتان را با نور فطرت منور ساخت و از طريق عقل و نبوت به بخشى از امور هستى آگاه نمود، اكنون كه از اين معبود حق جدا شديد و خود را از پيشگاه رحمتش محروم نموديد و به گوساله پرستى روى كرديد، و از حركت به سوى بى‏نهايت بزرگ بازمانده و قدم به جانب بى‏نهايت كوچك نهاديد و وجود باطن و فطرت سالم خود را ظرف عيب و نقص و زباله‏هاى شيطانى چون سامرى قرار داريد پس يكديگر را با دست خودتان به قتل برسانيد تا همان گونه كه در سايه بارئيت حق بى‏نقص و عيب به وجود آمديد با توبه به شرط كشتن يكديگر بى‏نقص و عيب به حضرت او باز گرديد.

فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ‏

توجه به اين نكته مهم براى رفع هر گونه شبهه در اين حكم نيز ضرورى است كه خداوندى كه آزاد و مختار است زندگان را پس از سرآمد اجلشان قبض روح كند و احيا و اماته فقط و فقط در سيطره و اختيار اوست، آزاد است كه به خاطر مصلحت انسان و نجاتش از شرك و رهائى‏اش از عذاب ابد به افرادى فرمان دهد كه افراد آلوده به شرك را بكشند كه اين كشتن و كشته شدن براى آنان بهتر است.

كشتار بنى‏اسرائيل به دست يكديگر در تفاسير و روايات به صورت‏هاى مختلف نقل شده از جمله:

1- بنى‏اسرائيل به موسى گفتند ما شنوا و مطيعيم ولى مى‏ترسيم در اجراى اين حكم چون به فرزندان و خويشان خود رسيم ما را رقت قلب و مهر و محبت به طرف خويش مانع شود، از اين كه فرمان حق را اطاعت كنيم، خداى متعال ابرى سياه بر آن ناحيه مسلط كرد تا فضا را غرق ظلمت و تاريكى كرد، پس تيغ‏ها از نيام بيرون كشيدند و بر يكديگر تاختند و به كشتن مشغول شدند، پدر پسر را و برادر برادر را مى‏كشت به موسى وحى شد هر كس به هر صورتى در اين كار سستى ورزد توبه او قبول نيست، از بامداد تا شبانگاه مى‏كشتند چون روز به آخر رسيد و بسيارى كشته شدند موسى‏و هارون را رحمت آمد تا جائى كه گريستند و دست به دعا برداشتند و گفتند: يا رب بنى‏اسرائيل، و بنى‏اسرائيل هلاك شدند يا رب بقيه‏بقيه خدايا ماندگان را به ما ببخش!! حضرت ارحم‏الراحمين دعايشان را مستجاب كرد و فرمان داد ابر تيره به كنارى رفت، چون روشنائى پديد شد هفتاد هزار نفر به قتل رسيده بودند.

2- محدث بزرگ، عارف معارف فيض كاشانى نقل مى‏كند:

هنگامى كه موسى از ميقات به ميان قوم آمد پس از خشمگين شدن و عتاب به بنى‏اسرائيل فرمود:

به سوى بارئ خود توبه كنيد و براى محقق شدن آن يكديگر را بكشيد، گفتند: چگونه، گفت هر يك شمشير يا چاقوئى بردارد و وارد بيت‏المقدس شود، زمانى كه من قدم به منبر گذاشتم صورت‏هايتان را بپوشانيد تا كسى شناخته نشود، آنگاه يكديگر را بكشيد، از پى اين فرمان گوساله پرستان كه هفتاد هزار نفر بودند در بيت‏المقدس گرد آمدند و پس از آن كه موسى با آنان به نماز برخاست‏ و به منبر رفت به كشتن يكديگر هجوم بردند تا وحى رسيد به قتال خاتمه دهيد كه خدا توبه شما را پذيرفت، در اين واقعه ده هزار نفر كشته شدند.

3- در روايت است حضرت موسى به آنان فرمان داد در دو صف بايستند، آنان غسل كردند و كفن بستند و در دو صف قرار گرفتند، آنگاه‏هارون با دوازده هزار نفر از آنان كه دنبال گوساله پرستى نرفته بودند در حالى كه خنجرهاى تيزى در كف داشتند به آنان حمله بردند و زمانى كه شمار كشته شدگان به هفتاد هزار تن رسيد خداوند بقيه را عفو كرد و به كشته‏شدگان پاداش شهيد عطا نمود.

منبع
  • پایگاه عرفان