پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

نمونه‏اى از ولايت جزئيه‏

نمونه‏اى از ولايت جزئيه‏


مرحوم حاج ميرزا حسين نورى صاحب كتاب مستدرك الوسائل و استاد مرحوم حاج شيخ عباس قمى است. مرحوم قمى در كتاب مفاتيح الجنان خود زياد از ايشان و از كتابشان نقل مى‏كند و گاهى هم از ايشان با عنوان «استاد ما، دايى شهيد بزرگ مرحوم آيت اللّه شيخ فضل اللّه نورى» ياد مى‏كند.

اين مرد بزرگ به جز كتاب مستدرك كتاب پرقيمت ديگرى دارد به نام دارالسلام كه كتاب قطورى هم است. در آن‏جا نقل مى‏كند كه من با چند تن از بندگان خوب و صالح خدا از زيارت وجود مبارك حضرت ابى عبد اللّه الحسين بر مى‏گشتيم. براى رسيدن به مقصد، بايد سوار كشتى مى‏شديم و يكى از افرادى هم كه با ما سوار كشتى شد علامه بزرگ و خدمتگزار كم‏نظير شريعت آيت اللّه سيد مهدى نجفى قزوينى بود. در راه، باد بسيار شديدى وزيدن گرفت، طورى‏كه همگى دل از زندگى بريديم و به غرق شدن كشتى يقين كرديم. از قضا، در ميان مسافران تاجرى بود كه خيلى ترسيد و شروع به گريه كرد و به امير المؤمنين متوسل شد.

در اين ميان، من به چهره علامه قزوينى نگاه كردم:

«كالجبل لا تحرّكه العواصف».

مانند كوه محكمى كه بادها آن را نمى‏جنبانند نشسته بود و تكان نمى‏خورد و آرامش عجيبى داشت. برعكس ايشان، مرد تاجر اضطراب شديدى داشت و خيلى ترسيده بود. ناگهان ديديم ايشان برگشت و به آن تاجر گفت: چرا اين‏قدر ترسيده‏اى؟ چه خبر است؟ باد و ابر و باران‏ و طوفان همه در اختيار خدايند و بى‏اذن او كارى نمى‏كنند. بعد، همان‏طور كه نشسته بود عبايش را تا كرد و مانند اين‏كه بخواهد پشه‏اى را دور كند به باد اشاره كرد. يك‏مرتبه، باد ايستاد و هوا آرام گرفت.

سپس، به آن تاجر گفت: ديگر گريه نكن، چون به مقصد مى‏رسيم و نمى‏ميريم!

اين جلوه‏اى از ولايت جزئيه است كه از بعضى بندگان صالح خدا ديده مى‏شود. دليلش هم اين است كه اين‏ها گرفتار شيطان نبوده و انسان‏هاى بى‏فكر و بى‏انديشه‏اى نيستند. كسانى هستند كه چيزهايى كه ما فقط مى‏خوانيم را باور كرده‏اند و فهميده‏اند هيچ‏چيز در دنيا باطل نيست و همه براساس حق است.

«ما خلقنا السماوات و الارض و ما بينهما إلا بالحق ...».

ما نيز يكى از همين «ما بينهما» هستيم. پس همه اعضاء و جوارحمان بايد افق طلوع حق باشد. و وقتى چنين شد، يا ولايت كليه پيدا مى‏كنيم يا جزئيه، و مى‏توانيم به اذن پروردگار در عالم تصرف كنيم، توفانى را بنشانيم، مانع وقوع حادثه‏اى شويم، و حتى اختيار مرگمان را به دست بگيريم و مرگ اختيارى پيدا كنيم.

منبع
  • پایگاه عرفان