خداوند در آيه 46 سوره سبأ مىفرمايد:
«قل إنما أعظكم بواحدة أن تقوموا للّه مثنى و فرادى ثم تتفكروا ما بصاحبكم من جنة إن هو إلا نذير لكم بين يدى عذاب شديد».
بگو: من شما را فقط به يك حقيقت اندرز مىدهم و آن اينكه دو دو و يكيك براى خدا قيام كنيد، سپس بينديشيد درباره رفيقتان محمّد كه هيچ گونه جنونى ندارد. او براى شما از عذاب سختى كه پيش روست جز بيم دهندهاى نيست.
خدا به همه بندگانش توصيه مىكند كه از سستى و بىحركتى و معطل بودن اعضا و جوارح ظاهرى و باطنى دست بردارند و براى او قيام كنند.
اين قيام به معنى برخاستن و بلند شدن از جاست و مراد از آن اين است كه انسان تمام موجوديت خود را فقط براى خدا به كار بگيرد؛ يعنى نيت كند، اراده كند، طرحش را بريزد، و آماده به كار گرفتن نعمتهاى خدا در راه او شود؛ چون هر نعمتى از نعمتهاى خدا كه به كار گرفته نشود چراغش خاموش مىشود و تباه مىگردد؛ مثلا، اگر عقل به كار گرفته نشود و بيكار بماند، مىميرد. وجدان نيز اگر بيكار بماند، پوچ مىشود.
سرى هم كه عقل در آن جريان نداشته باشد در حكم دم حيوانات است و براى آن بدن هيچ فايدهاى ندارد.
اما، پس از آنكه انسان همه موجوديت خويش را در دايره كار و كوشش و فعاليت براى خدا گرد آورد و آماده شد، بايد تفكر كند:
«ثم تتفكّروا».
انسان بايد فكر كند تا بتواند نعمتهاى بيرونى و درونىاش را، از نعمت بعثت انبياء الهى گرفته تا نعمت زبان و دست و گوش و شكم و شهوت و چشم و ....، همسو كرده و همه را در مسير معين و براى رسيدن به هدف معينى به جريان بيندازد تا بتواند خود را در راه حق قرار دهد و به خدا متصل سازد. قرآن مىفرمايد:
«قل إنما أنا بشر مثلكم يوحى إلى أنما إلهكم إله واحد فمن كان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه أحدا».
بگو: جز اين نيست كه من هم بشرى مانند شمايم كه به من وحى مىشود كه معبود شما فقط خداى يكتاست؛ پس كسىكه ديدار پاداش و مقام قرب پروردگارش را اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد و هيچكس را در پرستش پروردگارش شريك نكند.
اين آيه به صراحت تكليف انسان را معين مىكند؛ يعنى هركس به راستى به خدا اعتاد دارد بايد خود را در راه حق قرار دهد و عمل صالح- كه همان به كارگيرى نعمتهاى خدا را راه حق استانجام دهد.