پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

ثنا و ستايش الهى قبل از دعا

ثنا و ستايش الهى قبل از دعا

عَنِ الْحارِثِ بْنِ الْمُغَيْرَةِ قالَ:

سَمِعْتُ أبا عَبْدِاللّهِ عليه السلام يَقُولُ: إيَّاكُمْ إذا أرادَ أَحَدُكُمُ أنْ يَسْئَلَ مِنْ رَبِّهِ شَيْئاً مِنْ حَوائِجِ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ حَتّى‏ يَبْدَءَ بِالثَّناءِ عَلَى اللّهِ عزَّوَجَلّ وَالْمَدْحِ لَهُ وَالصَّلاةِ عَلَى النَّبىِّ ثُمَّ يَسْئَلُ اللّهَ حَوائِجَهُ‏ .

حارث بن مغيره مى‏گويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: مبادا چون يكى از شما بخواهد از پروردگار خويش چيزى از حاجات دنيا و آخرت مسئلت كند، بدان مبادرت ورزد، مگر به ستايش او و صلوات بر پيامبر دعايش را آغاز كند، سپس حاجات خود را بخواهد.

محمد بن مسلم گويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود:

همانا در كتاب اميرالمؤمنين عليه السلام است كه ستايش پيش از درخواست است، پس هرگاه خداى عزوجل را خواندى و به درگاهش دعا نمودى او را تمجيد كن، عرض كردم چگونه تمجيدش كنم فرمود: مى‏گويى:

يا مَنْ هُوَ أقْرَبُ إلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ، يا فَعَّالًا لِما يُريدُ، يا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأعْلى‏، يا مَنْ هُوَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ‏ءٌ .

اى كسى كه از رگ گردن به من نزديك‏ترى، اى كسى كه هر چه را بخواهى انجام دهى، اى كسى كه ميان مرد و دلش حائل شوى و اى كسى كه در برترين نظر اندازهايى و اى آن كه به مانندش چيزى نيست.

علامه مجلسى رحمه الله در شرح: يا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ چند وجه فرموده:

اول: اين كه كنايه از نزديكى خداوند به بندگانش مى‏باشد؛ زيرا كسى كه حائل بين دو چيز شد، بدان چيز نزديك‏تر از ديگر است.

دوم: اشاره به اين است كه او بر مكنوناتى از دل‏ها آگاه است كه شايد صاحبان آن‏ها از آن بى‏خبر باشند و در روايتى هست كه فرمود: معناى اين جمله اينست كه دل‏ها نتوانند چيزى را از خداوند مخفى و پنهان دارند.

سوم: يعنى به وسيله مرگ بين انسان و دلش جدايى اندازند و اين جمله دعا براى وادار كردن مردم است به اين كه به پاك كردن دل‏هاشان مبادرت ورزند، پيش از آن كه خداوند به سبب مرگ بين آن‏ها و دل‏هاشان جدايى اندازد.

چهارم: كنايه از اين است كه مالك دل‏ها خداست، هر تصميمى كه بندگان گرفته باشند، به هم زند و مقاصد آن را تغيير دهد و دل را به حالات مختلف بگرداند، از ذكر به فراموشى و از فراموشى به ذكر، از ترس به آسودگى و از آسودگى به ترس‏ و در حديث است كه دل مؤمن ميان دو انگشت اوست، به هر سو كه بخواهد بگرداند و در دعاست:

يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ.

اى دگرگون كننده قلبها.

پنجم: آنچه از دو حديث از تفسير عياشى آمده، معنايش اين است كه حايل شود ميان انسان و ميان اين كه باطل را از حق تميز دهد.

«البته اين حالت در وقتى است كه گناه و بى‏حيايى عبد به حد نهايى رسيده و خود باعث محروميت از رحمت و عنايت حق شده باشد».

ششم: يعنى او را از آنچه در دلش نهفته است غافل كنى.

و در جمله:

يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأعْلى‏.

اى كسى كه در برترين نظراندازها هستى.

فرموده: در قاموس گفته: «منظر» چيزى است كه بدان نگاه كنى و شايد حضرت عليه السلام مكانت و درجه رفيعه معنويه را به مكان‏هاى بلند ظاهرى تشبيه فرموده، پس اين يا كنايه از اطلاع او بر تمامى مخلوقات است؛ زيرا كسى كه در جاى بلندى بود، مشرف بر پايين آن است و اطلاع بر جوانب امر دارد و يا كنايه از تسلط و اقتدار او بر ممكنات است و يا كنايه از نرسيدن خردها و انديشه‏ها به ساحت معرفت اوست و محتمل است، «منظر» از نظر به معناى فكر باشد، يعنى او بالاتر و برتر از اين است كه انديشه و افكار اين مخلوقات بسيار ضعيف به حضرت او برسد .

عَنْ أبى عَبْدِاللّهِ عليه السلام قالَ: إنَّما هِىَ الْمِدْحَةُ، ثُمَّ الثَّناءُ ثُمَّ الْإقْرارُ بِالذَّنْبِ ثُمَّ الْمَسْئَلَةُ إنَّهُ وَاللّهُ ما خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ إلّابِالْإقْرارِ.

حضرت صادق عليه السلام فرمود: جز اين نيست كه آداب دعا همان مدح و ستايش و اقرار به گناه است، آن گاه درخواست از خدا، به خدا قسم هيچ بنده‏اى از گناه بيرون نشده جز به اقرار به آن.