حضرت حق از بنىاسرائيل خواست كه فروتنانه وارد دروازه منطقه مقدس شوند يا به معناى ديگر از آنان خواست كه نسبت به توحيد و نبوت و تورات و خلاصه آئين الهى و فرهنگ حق كه دروازه ورود به رشد و كمال و تربيت و فلاح و سعادت دنيا و آخرت است نهايت فروتنى و تواضع نشان دهند و تواضع به آن هم در گرو پذيرفتن دين و ملزم بودن به لوازم آن و عمل به دستورات و فرمانها آن با حالتى مخلصانه و عاشقانه است، و نيز از آنان خواست نسبت به گناهان گذشته خود توبه جدى كنند و غفران و آمرزش بخواهند تا خدا هم آنان را مورد مغفرت و آمرزش قرار دهد.
آنان عمل به آئين الهى و تن دادن به دستورات حق و توبه و رجوع به خدا را با گناه و معصيت و هوا و هوس و آرزوهاى بيجا و حرص و طمع كه در صورت قرار نداشتن در مدار تقوا بر اثر شهرنشينى و وسائل پر فريب و غرورش عارض انسان مىشود جابهجا كردند، اين جابهجائى و تبديل خوبىهاى اصيل به زشتىهاى خطرزا و مهلك از سنگينترين گناهانى است كه به دست بشر انجام گرفته و مىگيرد و گاهى آثارش يك جامعه يا نسلهائى را در تاريخ تحت تأثير قرار مىدهد!
اين جابهجائى كار ستمكاران است و چون پس از اتمام حجت خدا و نزول وحى و بعثت پيامبران و ثبوت ولايت اوليا و با چشم باز انجام مىگيرد انجام دهنده را مستحق عذاب استيصال در دنيا و عذاب دردناك ابدى در آخرت مىنمايد و از اين كه دو بار جمله ظَلَمُوا در آيه شريفه تكرار شده مىفهميم كه عذاب الهى چه در دنيا و چه در آخرت ويژه اين قبيل ستمكاران از مردم است، و اين قانون يعنى عذاب ستمكاران قانونى است كه استثنا نمىپذيرد و صيادى است كه در هر روزگاى صيد خود را به دام مىاندازد و هر گونه راه فرارى را به روى او مىبندد و روزنهاى براى دفع آن نمىگذارد.
وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ:
و ستمكاران را به كيفر آن كه همواره نافرمانى مىكردند به عذابى سخت گرفتيم.
فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ: ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُخْزِيهِمْ ....
پس خدا بنيانشان را از پايه و اساس ويران كرد، و سقف خانههايشان را از بالاى سرشان بر آنان فرو ريخت و از جائى كه درك نكردند عذاب به سويشان آمد سپس روز قيامت رسوايشان مىكند.