نقل كردهاند كه يكى از اولياى خدا روزى نزد مادرش آمد و گفت: من خيلى موظب زندگى مىكنم و خيلى مراقب رفتارم هستم. عباداتم نيز توأم با نور است، اما گاهى در عباداتم يكى خط تاريك مىبينم!
البته، اين سخن تازهاى نيست، زيرا خيلى از اصحاب درباره حال و وضعشان از ائمه سؤال مىكردند. براى مثال، كسى به امام زين العابدين، عليه السلام، عرض كرد: من براى نماز شب بيدار مىشوم، اما نمىتوانم از جايم بلند شوم. مريض هم نيستم، دلم هم مىخواهد بروم وضو بگيرم و اين يازده ركعت را بخوانم، اما نمىدانم چرا نمىتوانم خود را از رختخواب جدا كنم؟ [10] آيا فرداشب مىتوانم به بركت نفس شما نماز شب بخوانم؟
امام در پاسخ فرمودند: اگر علاقه دارى نماز شب بخوانى، كمتر گناه كن.
گناهكردن انسان را از انجام اعمال نيكو محروم مىكند و او را زمينگير مىسازد. مگر در دعاى كميل امير المؤمنين نمىخوانيم:
«قعدت بى اغلالى».
يعنى بار سنگين گناهان مرا زمينگير كرده. ازاينروست كه نمىتوانيم عبادت كنم نه اينكه نخواهيم. اين دو مساله جدا از هم است. يكى نمىخواهد عبادت كند، ولى يكى مىخواهد و نمىتواند. سبب نيز بار سنگين گناه است، بايد براى پرواز اين بار را سبك كرد.
|
گر قدمت هست چو مردان برو |
ور علمت نيست چو سعدى بمان. |
|
به مادرش گفت: من علت اين رگه تاريكى را در خودم پيدا نمىكنم.
گفتم از شما بپرسم بلكه بدانيد چيست؟
مادر گفت: پسرم مرا ببخش. آن تاريكى از من است. زمانى كه بادرار بودم، پدرت يكى دو ماهى در مسافرت بود. روزى، براى پهنكردن لباس به پشتبام خانه رفته بودم. همين همسايه كنارى، مقدارى زردآلو در آفتاب پهن كرده بود تا خشك شود. من هم به زردآلو خيلى علاقه داشتم. توان اينكه بروم و از ميوهفروشى زردآلو بخرم هم نداشتم. اين بود كه از روى پارچه خانه همسايه زردآلويى برداشتم و خوردم. بعد هم يادم رفت از صاحبش رضايت بگيرم. پسر گفت: سبب آن تاريكى را بعد از چهل سال پيدا كردم. خلاصه، رفت و ماجرا را گفت و از صاحبش خواست بهاى آن زردآلو را قبول كند، ولى پيرمرد گفت: حلال خودت و مادرت باشد. چندروز بعد، دوباره نزد مادرش آمد و گفت: ديگر از آن رگه تاريكى خبرى نيست.
حاله وجه اينكه ائمه اصرار دارند شيعه واقعى را بايد از اجتنابش از لقمه حرام شناخت معلوم مىشود. نمىگويند با نماز و ورزه شيعه را بشناسيد، مىفرمايند با پول و ثرورت بشناسيد. اگر حلالخور باشد شيعه است وگرنه شيعهبودنش به فكرتان هم خطور نكند. على و شيعه حرامخور، على و شيعه مال مردمخور؟ اينها با هم نمىسازند.
تا اينجا معلوم شد كه يك بخش وقت مومن بايد صرف معاش شود.
امير المؤمنين مىفرمايند هشت ساعت هم براى استراحت و خواب و همنشينى با دوستان و تفريح و لذتبردن از امور حلال بايد صرف شود. مىمان هشت ساعت ديگر به فرموده حضرت بايد به پروردگار اختصاص يابد. عبادت، آموختن علم، همنشينى با صاحبنفسان، مطالعه، گريه نيمهشب، نماز جماعت، عيادت مريض، ديدن پدرومادر و ساير ارحام و ... از مشغوليتهاى مؤمن در اين هشت ساعت است و مومن واقعى اين فرصت را از دست نمىدهد.