بنىاسرائيل چون روى از حق و حقيقت برگرداندند، و با احكام تورات مخالفت كردند، و پى در پى به آزار موسى برخاستند، و فرهنگ الهى را به حاشيه زندگى راندند و خلاصه از شهوات بىمهار و بىقيد و شرطشان در همه امور زندگى پيروى نمودند، چراغ عقل و خردشان با تندباد هواى نفس و طوفان خودپرستى خاموش شد، و به تدريج خلقيات زشت و ناپسند طيبعت ثانوى و عادت دائمى آنان گشت و به اين خاطر فطرتشان رنگ باخت و از حالات انسانى محروم شدند و در ظلمات متراكم حيوان صفتى افتادند و نهايتاً به اين نتيجه شوم دچار گشتند كه تكذيب آيات الهى و كفر به احكام پروردگار و بىاعتقادى به كتاب خدا و وحى آسمانى و انكار نبوت پيامبران فرهنگ و پيشه و كار آنان شد، و همين تكذيب پيوسته و انكار دائم عامل خوردن داغ ذلت و مسكنت و گرفتار شدنشان به خشم الهى گشت ذلِكَ اول اشاره به ذلت و مسكنت آنان و خشم خدا بر ايشان است كه عاملش تكذيب آيات خداست ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ.
و از پى افتادن در شهوات و تكذيب آيات حق به ظالمانهترين كار و زشتترين عمل كه كشتن پيامبران است اقدام كردند، پيامبرانى كه همه وجود خود را براى هدايت و نجات آنان هزينه كردند ولى آن ستمكاران حرفهاى چون پيامبر و رسولان حق را در جهت مخالف با خواستهها و شهوات خود ديدند به كشتن آنان برخاستند، چنان كه پيمبران باطن خود را كه عقلشان بود كشته بودند.
اين همه حالات زشت و بدكارى و كشتن پيامبران به خاطر اين بود كه از فرمانهاى خدا سرپيچى كردند و در چهارچوب خواستههاى حق استقامت ننمودند، و از تكاليف الهيه سرباز زدند و پيوسته به تجاوز و تعدى از مرزها و حدود الهى و حقوق مردم مشغول بودند.
آرى عصيان از دستورات حق، و تجاوز و تعدى دائم چنان روح را كدر، و قلب را سياه، و نفس را چموش و عقل را خاموش، و فطرت را نابود مىكند كه نتيجه شوم و ميوه تلخى از آن جز تكذيب دائمى آيات خدا و كشتن پيامبران به ميان نمىماند، و نتيجه شومتر و ميوه تلختر از آن علاوه بر عذاب استيصال در دنيا عذاب دردناك و آتش هولناك دائمى و هميشگى در عرصهگاه قيامت است كه گرفتار آن نجاتى ندارد، و بيمار آن شفائى و درمانى نمىيابد.
وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهِينٌ:
و هر كس از خدا و رسولش نافرمانى كند و از اجراى خواستههاى آنان كه به مصلحت دنيا و آخرت خود اوست سر باز زند و از مرزهاى او كه احكام و اخلاقيات و حلال و حرام است تجاوز نمايد، خدا او را در آتشى در آورد كه جاودانه است، و براى او عذابى خوار كننده خواهد بود.
گناه و تجاوز و تعدى چنان زشت و پليد است كه گاهى نيت انجام آن هم اثر سوء و نتيجه شوم دارد.
در روايتى از پيامبر اسلام در مورد دو مسلمان كه در اختلاف و برخورد شخصى به روى يكديگر اسلحه بكشند و يكى كشته شود آمده:
هر دو در دوزخاند، يكى از شنوندگان گفت: اى پيامبر خدا وضع قاتل روشن و معلوم است كه به دوزخ وارد مىشود ولى مقتول چرا؟ حضرت پاسخ داد بخاطر اين كه او نيز نيت و قصد داشت كه طرف مقابلش را بكشد!
در روايات و زيارات آمده: كه خوشنود به كردارهاى ناپسند و اعمال زشت ديگران هم در گناه با آنان شريك و همچون انجام دهندگان آن است.
«فلعن الله امة قتلتك و لعن الله امة ظلمتك و لعن الله امة سمعت بذلك فرضيت به:»
لعنت خدا بر مردمى كه تو را اى حسينبنعلى كشتند و لعنت خدا بر جمعى كه به تو ستم روا داشتند و لعنت خدا بر گروهى كه حادثه قتل تو و ستم بر تو را شنيدند و به آن راضى و خوشنود بودند.
قرآن مجيد بخشى از عذابهاى دنيائى و مصائب و بلاها را معلول گناهان مردم ميداند:
وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ:
و هر آسيب و بلائى به شما رسد به سبب گناهانى است كه مرتكب شدهايد و خدا از بسيارى از اعمال زشت شما هم در مىگذرد.
فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
پس بايد كسانى كه از فرمان پيامبر سرپيچى مى كنند بر حذر باشند از اين كه بلائى در دنيا يا عذابى دردناك در آخرت به ايشان رسد.
أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَيْهِمْ مِدْراراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ:
آيا ندانستهاند كه پيش از ايشان چه بسيار از ملتها و اقوام را هلاك كرديم كه به آنان در پهنه زمين نعمتها و امكاناتى داديم كه به شما نداديم و بر آنان بارانهاى پى در پى و پر ريزش فرستاديم و نهرهائى از زير پاى آنان جارى ساختيم ولى ناسپاسى كردند، پس آنان را به كيفر گناهانشان هلاك نموديم و بعد از آنان اقوامى ديگر را پديد آورديم.
در توضيح آيات ديگر قرآن به انواع عذابها كه محصول انواع گناهان است به خواست حق اشاره خواهد شد.