منابع مقاله:
کتاب : عرفان اسلامى جلد دو
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
هر چه آثار معنوى و مثبت و پرفايده در خوردن مال حلال است، ضدّش در مال حرام است.
ترك نماز واجب، ترك نماز شب، قساوت قلب، بىميلى به حقايق اصيل، تاريكى دل، سرسختى نشان دادن در مقابل حق، كسالت روح، ظلمت جان، سستى در دين، دست زدن به كارهاى زشت و ناشايست و بسيارى از امور شيطانى به طورى كه قرآن مجيد و روايات مىگويند، از آثار شوم حرامخوارى است.
وَلَمَّا ذَكَرَ صلى الله عليه و آله: الحَريصَ عَلَى الدُّنْيا قالَ: رُبَّ اشْعَثٍ أَغْبَرٍ مُشَرَّدٍ فى الأَسْفارِ مَطْعَمُهُ حرامٌ وَمَلْبَسُهُ حَرامٌ وَغَذى بِالْحَرامِ، يَرْفَعُ يَدَيْهِ فَيَقُولُ: يا رَبِّ يا رَبِ فَأَنّى يُسْتَجابُ لِذالِكَ «1».
وقتى نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله سخن از حريص به دنيا پيش آورد فرمود: چه بسا آشفته، گرد آلوده، خانه به دوش و آوارهاى از اين شهر به آن شهر و از اين سفر به آن سفر كه خوراك و لباس و تغذيهاش با حرام است و دست به دعا برمىدارد و يا رب يا رب مىگويد، چگونه اين آدمى كه غرق در حرام است دعايش مستجاب شود؟
عَنِ النَّبِىِّ صلى الله عليه و آله أَنَّ لِلّهِ مَلَكاً عَلى بَيْتِ الْمَقْدَسِ يُنادى كُلَّ لَيْلَةٍ مَنْ أَكَلَ حَراماً لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ صَرْفٌ وَلا عَدْلٌ «2».
از نبىّ بزرگ صلى الله عليه و آله نقل شده: خدا را ملكى است بر بيت المقدس هر شب فرياد مىكند: هركس حرام بخورد مستحب و واجبى از او پذيرفته نيست!!
وَقالَ صلى الله عليه و آله: مَنِ اشْتَرى ثَوْباً بِعَشَرَةَ دَراهِمَ وَفى ثَمَنِهِ دِرْهَمُ حَرامٍ لَمْ يَقْبَلِ اللّهُ تَعالى صَلاتَهُ مادامَ عَلَيْهِ مِنْهُ شَىْءٌ «3».
و نيز پيامبر عزيز صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه پيراهنى را به ده درهم بخرد و در آن ده درهم درهمى از حرام باشد، تا وقتى چيزى از آن پيراهن بر اوست خدا نمازش را قبول نمىكند.
وَقالَ صلى الله عليه و آله: كُلُّ لَحْمٍ نَبَتَ مِنْ حَرامٍ فَالنَّارُ أَوْلى بِهِ «4».
و نيز آن حضرت فرمود: هر گوشتى از حرام برويد، آتش به او سزاوارتر است.
وَقالَ صلى الله عليه و آله: مَنْ أَصابَ مالًا مِنْ مَأْثَمٍ فَوَصَلَ بِهِ رَحِماً أَوْ تَصَّدَقَ بِهِ أَوْ أَنْفَقَهُ فى سَبيلِ اللّهِ جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِكَ جَميعاً ثُمَّ قَذَفَهُ فى النّارِ «5».
و نيز آن رهبر بزرگ فرمود: كسى كه از طريق گناه به مالى برسد و با آن صله رحم كند، يا صدقه بدهد، يا در راه خدا انفاق كند، خداوند همه آن اموال را جمع كند و با صاحبش به آتش جهنّم اندازد.
عَنِ الصَّادِقِ عليه السلام: إِذَا اكْتَسَبَ الرَّجُلُ مالًا مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ ثُمَّ حَجَّ فَلَبّى نُودِىَ لا لَبَّيْكَ وَلا سَعْدَيْكَ وَإِنْ كانَ مِنْ حِلِّهِ نُودِىَ لَبَّيْكَ وَسَعْدَيْكَ «6».
امام صادق عليه السلام فرمود: مرد وقتى از غير حلال كسب مال كند و با آن به حج برود و تلبيه بگويد، به او گفته مىشود: لا لبّيك و لا سعديك و اگر از مال حلال باشد، لبّيك او را جواب مىگويد.
وَعَنْهُ عليه السلام: كَسبُ الْحَرامِ يَبينُ فى الذُّرِيَّةِ «7».
و نيز حضرت صادق عليه السلام فرمود: مال حرام آثارش در نسل آشكار مىشود.
مىگويند: حجّاج بن يوسف ثقفى كه در پليدى و خباثت نظير نداشت به كوفه آمد و آنجا را از طرف عبدالملك مقرّ حكومت خود قرار داد، به او گفتند: در اين شهر، افرادى مستجاب الدعوه هستند. گفت: همه آنها را كنار سفره من حاضر كنيد، همه را آوردند. به آنان گفت: غذا بخوريد، آنها هم از آن سفره خوردند.
سپس به آنان گفت: برويد. چون رفتند، به اطرافيانش گفت: با اين غذاى حرامى كه اينان خوردند، مطمئن باشيد كه ديگر دعايشان مستجاب نخواهد شد!!
چه نيكوست كه انسان توجّه داشته باشد كه مدّت اقامتش در دنيا بسيار كم است و عمر هم چون برق زودگذر است؛ اين عمر كوتاه و زودگذر به اين نمىارزد كه انسان براى يك لقمه نان و يك يا دو دست لباس و يك خانه، خودش و اهل و عيالش را به حرام آلوده كند و دست به ربا و رشوه و غصب و دزدى و تجاوز و غارت ببرد، در حالى كه خداى بزرگ روزى انسان را از حلال قرار داده و آدمى را از حرام نهى كرده است تا كى بايد گرفتار دام دنيا باشيم و تا چه وقت بايد دچار اسارت هوى و هوس بوده و عمر گرانمايه را به بىخبرى سپرى كنيم؛ آخر براى اين شكم ناقابل و بدن بىمقدار، چرا بايد آلوده به گناه و تجاوز شويم و شكم و شهوت را به جاى خدا معبود خود گرفته و تمام لحظات خود را در فرمان آن دو تمام كنيم!!
مگر ارزش شكم و قيمت شهوت چه اندازه است، كه آن دو را با خدا عوض كرده و به سعادت ابدى و هميشگى خود ضربههاى غير قابل جبران وارد كنيم.
كارى نكنيم كه روز توبه دير شود و وقتى به خود آييم كه يك جو براى ما سود نداشته باشد و التماس كنيم كه خدايا! ما را به دنيا برگردان تا مؤمن شده و عمل صالح بجاى آريم و در جواب ما بگويند: ساكت باش، برگشتنى براى تو نيست، وقت جبران خطاكارى گذشته.
بياييد تا فرصت داريم از عمر پرقيمت خود در راه خدا وبراى خدا استفاده كنيم و اين چند صباح محدود را خرج حضرت دوست كرده، با انجام كارهاى خداپسندانه تمام كنيم و به قول فيض كاشانى آن مست جام وحدت:
|
وقت آن است كه جوينده اسرار شويم |
بگذاريم تن كار و دلِ كار شويم |
|
|
روح را پاك برآريم زآلايش تن |
پيشتر زان كه اجل آيد و مردار شويم |
|
|
عشق را كاش بدانيم كدام است دكان |
تا دو صد جان به كف آريم و خريدار شويم |
|
|
جاى آن دارد اگر صد دل و صد جان بدهيم |
قابل مرحمت يك نظر يار شويم |
|
|
گره دل نگشايد به سر انگشت خرد |
كار عشق است بيا از پى اين كار شويم |
|
از رسول بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده كه نخوردن يك لقمه حرام نزد خداوند، از دو هزار ركعت نماز مستحب بهتر است «8».
امام صادق عليه السلام فرمود: رد كردن يك درهم به صاحبش كه راضى نيست پيش انسان بماند، نزد حق با هفتاد حج قبول شده برابر است.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: قومى وارد قيامت مىشوند كه حسنات آنها مانند كوههاى تهامه است، ولى آنان را به آتش مىبرند. عرض كردند: در پرونده آنان نماز هست؟ فرمود: آرى. گفتند: روزه دارند؟ فرمود: آرى؛ حتّى در پرونده خود نماز شب هم دارند، ولى آنچه باعث به آتش رفتن آنها است، اين است كه در برخورد به مال دنيا رعايت حلال و حرام خدا را ننمودند «9»!!
و نيز از آن حضرت نقل شده كه فرمودند: از طرف حق به من امر شد كه قوم خود را بترسان، به آنان بگو: داخل مسجد مىشويد در حالى كه از بندهاى از بندگانم بر گردن شما حقّى است كه با حبس اين حق به او ظلم شده، تا زمانى كه در مسجد، در حال نماز در محضر من ايستادهايد، من شما را لعنت مىكنم.
آرى، اين چند روزه محدود دنيا بايد با دقّت و مراقبت و بيدارى و محاسبت زندگى كرد تا در پيشگاه حق از صالحين شويم و به فرموده امام صادق عليه السلام: [ثُمَّ مَنْ رَعى عِلْمَهُ عَنِ الْهَوى وَدينَهُ عَنِ الْبِدْعَةِ وَمالَهُ عَنِ الْحَرامِ فَهُوَ مِنْ جُمْلَةِ الصَّالِحينَ] سپس هركس علمش را از هوى و دينش را از بدعت و مالش را از حرام حفظ كند پس او از جمله صالحين است.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- محجّة البيضاء: 3/ 204، كتاب الحلال والحرام باب 1.
(2)- محجّة البيضاء: 3/ 204- 205، كتاب الحلال والحرام باب 1.
(3)- محجّة البيضاء: 3/ 204- 205، كتاب الحلال والحرام باب 1.
(4)- محجّة البيضاء: 3/ 204، كتاب الحلال والحرام باب 1.
(5)- محجّة البيضاء: 3/ 205، كتاب الحلال والحرام باب 1.
(6)- الكافى: 5/ 124، باب المكاسب الحرام، حديث 3؛ محجّة البيضاء: 3/ 205، كتاب الحلال والحرام باب 1.
(7)- الكافى: 5/ 124، باب المكاسب الحرام، حديث 4؛ محجّة البيضاء: 3/ 206، كتاب الحلال والحرام باب 1.).
(8)- بحار الأنوار: 90/ 373، باب 24.
(9)- التحصين: 29.