آثار معنوى روزه كه در قلب و عقل و جان و نفس تجلى مىكند و منافعش در دنيا و آخرت ظاهر مىگردد، قابل مقايسه با آثارى كه به جسم مىبخشد نيست.
روزه براى جسم آثار نيكى دارد، بسيارى از آلام و رنجها و ناراحتىها را كه معلول خوردن و آشاميدن مداوم و معلول رسوبات غذايى در معده و ازدياد چربى و عوره و ناراحتىهاى ديگر و به خصوص چاقى بيش از اندازه است مداوا مىكند، ولى اين منافع عالى با منافع معنوى آن كه براى انسان در دنيا ايجاد نظم و تربيت و وقار و كرامت و در آخرت ايجاد سعادت ابدى و خشنودى حضرت سرمدى مىكند قابل قياس نيست.
قرآن مجيد روزه را به خاطر منافع فوق العادهاى كه براى انسان دارد، حكمى براى تمام ملل و امم و آيينى از آيين انبياى الهى مىداند!
[كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ] .
روزه بر شما مقرّر و لازم شده، همان گونه كه بر پيشينيان شما مقرّر و لازم شد، تا پرهيزكار شويد.
انسان اگر چه شاخه وجودش به اين درخت پيوند بخورد، از رحمت حق بهرهمند شده و به اجراى حق موفق گشته و لايق ورود به بهشت الهى شده است.
گرچه تمام موجودات عالم مهمان حقند، ولى ماه رمضان ماه مهمانى خصوصى است و اين خيمه مهمانى را براى خاصان و نيكان و مؤمنان سرپا مىكنند، بايد سعى كرد كه در اين مهمانى راه پيدا كرد و از منافع ابدى آن بهرهمند شد.
شب قدر از هزار ماه برتر و بالاتر است و اين شب كه شب نزول قرآن و ظرف با عظمت وحى است در ماه رمضان قرار داده شده، پس ماه رمضان ظرف قرآن، ظرف هدايت و جاى تربيت و فصل پرورش و دروازه ورود به فضاى رحمت بىمنتهاى حضرت اوست.
براى اهل دل و اهل نظر و اهل عشق، به سوى دلبر و به سوى معشوق، راهى جانانهتر و عاشقانهتر از راه رمضان نيست، هر كس اين راه را برابر با شرايطى كه براى رونده در آن قرار داده شده سير كند به لقاى معشوق مىرسد و جان از تمام آلودگىها پاك مىنمايد.
|
ره عشاق راهى بىكنار است |
از اين ره دور اگر جانت به كار است |
|
|
وگر سيرى زجان در باز جان را |
يكى جان را عوض آنجا هزار است |
|
|
وگر در يك قدم صد جان دهندت |
نثارش كن كه جانها بىشمار است |
|
|
به هر وقتى كه جانى بر فشانى |
هزاران جان تو بر تو نثار است |
|
|
كسى كز جان بود زنده در اين راه |
زجرم خود هميشه شرمسار است |
|
|
درآمد دوش در دل عشق جانان |
خطابم كرد كه امشب روز بار است |
|
|
كنون بىخود بيا تا بار يابى |
كه شاخ وصل بىباران به بار است |
|
|
چو شد فانى دلت اندر ره عشق |
قرار عشق جانان بىقرار است « |