درباره مفهوم خلافت نظرات مختلفى عرضه شده است. سادهترين معنايى كه براى خلافت آوردهاند اين است كه به ملائكه خبر داده شد در عالم هستى آينهاى كه بتواند اسماء و صفات خدا را در خود منعكس كند وجود ندارد، لذا خداوند اراده كرده چنين آينهاى بسازد تا اين آينه در برابر جمال و جلال خداوند قرار نداشته باشد و بتواند مجموع اسماء و صفات حق را در خود نشان بدهد.
تعبير جالب ديگرى كه در باب مسأله خلافت وجود دارد اين است كه پروردگار مىخواست به ملائكه بگويد: مىخواهم رصدخانهاى ايجاد كنم كه بتواند از كره زمين با اعمال هستى ارتباط برقرار كند و نور اسماء و صفات مرا رصد كند.
تعبير ديگر بر اساس معنى لغت خلافت است. بدين معنا كه خليفه به كسى مىگويند كه نايب مناب است و نشانهها و آثار منوب عنه در او هست و منوب عنه مىتواند او را به جاى خود قرار بدهد و بگويد: تو كارهاى من را انجام بده، زيرا امين و وكيل من هستى. پس، انسان در كره زمين نماينده خدا و مجموعهاى از اسماء و صفات اوست. اين مقام خلافت است.