پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

معناى بصيرت‏

معناى بصيرت‏


بصيرتى كه در قرآن كريم مطرح است به معناى ديد صحيح و درست به تمام حقايق عالم و به معناى دريافت صحيح از پروردگار مهربان و تمام جرياناتى است كه در عالم هستى وجود دارد. به عبارت دقيق‏تر، به معناى ديدن حقيقت تمام واقعيات است. اين دانشى است كه ويژه انبياى خدا و ائمه طاهرين است.  البته، اين دانش در هر پيغمبرى به تناسب ظرفيت وجودى‏اش تجلى يافته و به طور كامل و به صورت جامع تنها در وجود مبارك رسول خدا، صلى اللّه عليه و آله، جلوه داشته است. پس از ايشان، مجموعه اين دانش كامل و جامع، به اذن پروردگار، به وجود مبارك امير المومنين، عليه السلام، انتقال پيدا كرده است.

سبب اين‏كه خداوند مهربان عالم با صفت بصيرت از پيغمبر اكرم و امير المؤمنين، عليهما السلام، ياد مى‏كند اين است كه مى‏خواهد نسبت به اعمال پيغمبر و امير المؤمنين، اخلاق پيغمبر و امير المؤمنين، انديشه پيغمبر و امير المؤمنين، و حالات و رفتار ايشان حجت براى تمامى مردان و زنان عالم تمام باشد تا فرداى قيامت، نسبت به انحرافات فكرى و عملى و اخلاقى، درهاى عذر و بهانه به روى مردم بسته باشد. در حقيقت، پروردگار مى‏خواهد در قيامت به تمام مردان و زنان عالم بگويد: آراء، افكار، اعمال، اخلاق، منش، و حالات اين انسان‏ها براساس بصيرت بوده است. يعنى دريافت‏ها، اعمال، و اخلاقشان صحيح بوده و به همين سبب وجود آن‏ها را براى شما دليل و راهنما و طرح كامل برپا كردن ساختمان حيات انسانى قرار دادم. براى همگان نيز در دنيا واجب بود در همه امور به ايشان اقتدا كنند؛ نه از آن‏ها جلو بيفتند و نه از آن‏ها پس و عقب بمانند، چون آن‏ها كه از ايشان جلوتر حركت مى‏كنند افراطى هستند و انسان‏هايى كه عقب مى‏مانند تنبل‏هاى تفريطى هستند و پروردگار مهربان عالم بنا ندارد در دنيا و آخرت اهل افراط و تفريط را بپذيرد و قبول كند. تنها مردان و زنانى در دنيا و آخرت مقبول پروردگار هستند كه در همه امور زندگى به وجود مبارك پيامبر يا امير المؤمنين، عليهما السلام، اقتدا كنند.

بعد از ذكر اين مقدمه قرآنى، به دو روايت كه از مباحث گفتارهاى گذشته به جا مانده اشاره مى‏كنم هر دو روايت را با حيات و زندگى وجود مبارك امير المؤمنين، به اندازه‏اى كه فرصت اجازه مى‏دهد، معنا كنم.

منبع
  • پایگاه عرفان