در قرآن مجيد، منظور از حيات، مجموعه روابط انسان با آفرينش است. اگر اين مجموعه روابط، مطابق با حيات انبيا خدا باشد، انسان در دنيا مورد لطف و عنايت حق است و در آخرت هم اهل نجات مىشود، و اگر اين مجموعه روابط، مطابق با زندگى انبيا نباشد، او دنيايى پر از اضطراب و تضاد پيدا مىكند؛ چنانكه اكنون پيدا كرده است، و در آخرت هم گرفتار عذاب، درد و رنج مىشود، به حدى كه ما فوق آن تصوّر نمىشود.
اين كه به چه علت قرآن مجيد زندگى انبيا را اصيلترين و ريشهدارترين زندگىها مىداند، قرآن كريم پاسخ آن را در آيات زيادى در يك كلمه خلاصه مىكند، كلمهاى كه بعد از واژ الله، قرآن مجيد مقدستر، مباركتر، مؤثرتر و پرنتيجهتر از آن واژه از نظر مصداق خارجى و مفهوم عقلى در واژگان ندارد؛ يعنى واژه عبد، و در جايى كه مىخواهد پيغمبر اكرم برترين مخلوق خداوند متعال را در عالىترين چهره معرفى كند، او را با اين واژه مورد خطاب قرار مىدهد.