پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

مبناى زندگى موجودات‏

مبناى زندگى موجودات‏

در زندگى موجودات عالم، عمل مبناى مهمى است و اصلًا در خارج جهان، هر چه كه در حركت است، از جزييات زندگى موجودات تا كليات زندگى، بر روى مبناى چرخ عمل قرار گرفته است، و به حركت موجودات به سمت كمال، هم به نحو كلى در عالم عمومى و در صفحه هستى حاكم، عمل گفته مى‏شود. عمل، انجام فعل است و به تعبير امروزى، به مصرف انرژى عمل مى‏گويند، و به تعبير فلسفه اسلامى، عمل، به فعل درآوردن قوه وجود است، اين مطلب، مطلبى بديهى است و به استدلال احتياج ندارد. شخص تشنه و لو اين كه به اين جمله علمى حسى: «براى سيراب كردن تشنگان، آب مهم‏ترين عامل است»، عقيده داشته باشد، در هنگام تشنه شدن، عقيده به اين جمله، او را از تشنگى نجات نمى‏دهد و سيراب نمى‏سازد. اين يك يافته قلبى است، اما از نظرحس بديهى، به اين مسأله چنين نگريسته مى‏شود كه در خطّ طبيعت، آب بهترين عامل و بالاترين وسيله براى رفع تشنگى است. پس عقيد تنها به اين كه اين عنصر مركبِ سيالِ سرد در عالم طبيعت براى رفع تشنگى به كار مى‏رود، عمل تشنگى و برداشتن آن را در وجود انجام نمى‏دهد؛ نه انسان را تشنه مى‏كند، و نه‏ تشنگى‏او را رفع مى‏نمايد، و فقط جمله‏اى اعتقادى است. اين وجود عينى آب است كه تشنه را سيراب مى‏كند، و اين خود عمل آشاميدن آب است كه رفع تشنگى مى‏كند، هر چند آن عقيده عقيده‏اى محترم و ارتباطى از قلب با حيثيت عامل خارجى است. از دست اين جمله‏اى كه از اعتقاد انسان به آب ساخته مى‏شود، كارى بر نمى‏آيد، جز اين كه انسان را نسبت به يك موضوع خارجى آگاه مى‏كند. بعد از آگاهى به موضوع خارجى، بايد اين عمل در خارج تحقق پيدا كند. بدون تحقّق اين عمل، هر چند كه انسان به عاملى در خارج عقيده داشته باشد و با خود اين عامل رابطه علمى داشته باشد، اين عقيده و اين رابطه، كارى براى انسان انجام نمى‏دهد تا اين كه با عمل و مصرف انرژى براى آن در ظرف عالم خارجى، نه در ظرف عالم ذهنى، و با نوشيدن آب، اين اعتقاد رنگ واقعيت به خود بگيرد. لذا در مسأله مذهب و در مبناى اسلام، اگر شما در قرآن مجيد دقت كنيد، در آن آياتى كه بحث ايمان در آن به ميان آمده، بعد از اين كه قرآن قيافه عقيده صحيح و سالم به پروردگار را بيان مى‏كند يا طلب مى‏كند، مطلب را به عنوان يك اصل جامع خاتمه نمى‏دهد، بلكه مطلب را به اين كه بايد اين عقيده، ارتباط، محبت، رابطه و تعلّق قلبى بشر به ذات اقدس الهى، در خارج عالم ذهن و در خارج روح و قلب، به قيافه عمل مجسم شود، وصل مى‏كند.

 

منبع
  • پایگاه عرفان