اجسام جهان داراى وزن است؛ يعنى آنچه در عالم محسوس و مشهود قرار گرفته، وزن دارد و بشر اكنون تا جايى پيشرفت كرده كه توانسته به وزن اشيا دست پيدا كند؛ چون تعيين وزن در هر شىءاى مخصوصاً در هنگام بهره بردن از آن، مسألهاى مهم است. شايد بسيارى از موجودات عالم غيب هم وزن داشته باشند و همچنين بسيارى از ناديدنىها عالم. امام زينالعابدين عليه السلام در صحيفه سجاديه عقيده دارد كه هوا وزن دارد؛ ما هوا را نمىبينيم، اما هوا وزن دارد، و اين نكته، امر مسلمى است. از اين وزن معينى كه خدا به هواى كره خاك داده است، نتايج مثبتى عايد عالم حيات شده است. در اين موضوع، بهتر است به كتابهاى علمى مراجعه شود. در اين كتابها، منافع وزن هوا را ذكر كردهاند.
امام زينالعابدين عليه السلام مىفرمايد:
«سُبْحَانَكَ تَعْلَمُ وَزْنَ الْفَىْءِ وَ الْهَوَاءِ»
پاك و منزّهى تو خدايى كه وزن سايه و وزن هواى دور كره زمين را مىدانى.
اكسيژن و ازت، مركّب از اتمهاى بىشمارى است، در اين جو، اين اتمها داراى وزن هستند كه از آنها تعبير به وزن اتمى مىكنند.
در كتابها نوشتهاند كه اگر سوزنى را روى زمين بگذارند و نوك سوزن به طرف آسمان باشد و ته سوزن روى زمين، بعضى از اتمها به قدرى ريز هستند كه صد هزار عدد از آنها سر آن سوزن به راحتى جا مىگيرند و احساس تنگى جا هم نمىكنند. تازه هر كدام از آنها داراى ذراتى به نام الكترون، هسته مركزى پروتونى و نوترونى هستند «3» و هر كدام از آن ذرات هم وزن دارند. از كوچكترين جزء عالم تا بزرگترين شىء جهان كه شايد عرش «4» باشد، وزن دارد. عرش آن قدر بزرگ است كه اين عالم، نه منظومه شمسى كه تنها گوشه كوچكى از آن است، در برابر آن، مانند حلقهاى در مقابل جهان است. خلاصه اين كه مجموع موجودات جهان ما، داراى وزن هستند.
دگرگونى مواد در طبيعت
از نظر علم، در هستى با دو واقعيت رو به رو هستيم. از يك واقعيت، تعبير به ماده مىكنند، به طور مثال، غذا ماده است. از واقعيت ديگر تعبير به انرژى مىكنند، به طور مثال، صوتى كه الان شما مىشنويد، انرژى است. اين ماده تبديل به انرژى مىشود و صدا توليد مىشود. فعاليتهايى كه انسان انجام مىدهد، به اصطلاح موادى هستند كه دارند مىسوزند و تبديل به انرژى مىشوند. دانش ثابت كرده كه همانطور كه انرژى را مىتوان به ماده تبديل كرد، ماده را هم مىتوان به انرژى تبديل كرد. اين مطلب مسألهاى هست كه امروز نمىشود آن را انكار كرد.
خلاصه آنچه تا به حال گفتيم، اين است كه جهان وزن دارد، و اين كه انرژى اين قابليت را دارد كه به ماده تبديل شود، و ماده هم اين قابليت را دارد كه به انرژى تبديل شود.
اين مقدمات براى درك روايت اول است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله و سلّم در آن فرموده: على جان! اگر ايمان قلبى تو به غير از اعمال، اخلاق، رفتار و كردارت، به تنهايى در يك طرف ترازو قرار بگيرد، چون هر انسانى داراى حالات، اخلاق و اعمالى هست. سخاوت، فضيلت، شجاعت، صداقت، پاكى و نور براى روح و جان تنها يك جنبه است و او حالات زيادى دارد. علاوه بر حالات روحى، بشر اعمالى نيز دارد، مثلًا نماز، روزه و حج، و همچنين فعاليتهاى گوناگون الهى؛ به خانه يتيم و مستمند مىرود؛ به جنگ مىرود، على جان! اينها همه به يك طرف، اگر خداوند تبارك و تعالى تنها ايمان قلبى و شدت ارتباط قلبى تو به خودش را تبديل به ماده كند و از عالم معنا بيرون بياورد و تبديل به جسمى كند كه قابليت اشاره كردن را داشته باشد، و بگويند اين ايمان على است، مىدانى ايمان تو چقدر وزن دارد؟ خدا اگر تمام عالم را در يك طرف بگذارد و ايمان تو به خود را در طرف ديگر بگذارد، ايمان تو بر سنگينى عالم برترى دارد.
ما فقط مىتوانيم ظاهر اين مسأله را بشنويم. ما مىگوييم خدا را قبول داريم، ولى مىبينيد كه قبولى خدا در ما با هر گناهى سازش دارد، ولى قبولى خدا در دل على تنها با هر كمالى سازش دارد. بين توحيد على و توحيد ديگران خيلى فاصله است. اين روايت، چهره ارتباط اين مرد را با مبدأ عالم نشان مىدهد كه ايمان او از نظر وزن و حقوق، از وزن تمام عالم در پيشگاه خدا سنگينتر است.