منابع مقاله:
کتاب : بربال اندیشه
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
بهترين راه براى شناخت چهره واقعى دنيا، آن چهرهاى كه به عنوان بهترين عامل براى رشد و كمال است، آن چهرهاى كه به عنوان نعمت الهى فرا راه آدمى است، مراجعه به آثار پر بهاى اسلامى است.
با شناخت دنيا از ديدگاه معارف الهى كه سرچشمهاش عقل پر بهاى اولياى خداست، انسان در خط حسنات قرار گرفته و از رذايل گريزان مىگردد.
على عليه السلام در برابر مردى كه از دنيا نكوهش مىكرد فرمود:
انَّ الدُّنْيا دارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَّقَها وَدارُ عافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْها وَدارُ غِنىً لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها وَدارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِها مَسْجِدُ احِبَّاءِ اللَّهِ وَمُصَلَّى مَلائِكَةِ اللَّهِ وَمَهْبِطُ وَحْىِ اللَّهِ وَمَتْجَرُ اوْلِياءِ اللَّهِ، اكْتَسَبُوا فِيهَا الْرَّحْمَةَ وَرَبِحُوا فِيْها الْجَنَّةَ «1».
«اين دنيا جاى صدق و راستى است براى آن كس كه با آن به راستى رفتار كند، و خانه تندرستى است براى آن كسى كه از آن چيزى بفهمد، و سراى بىنيازى است براى آن كس كه از آن توشه برگيرد، و محل اندرز است براى آن كس كه از آن اندرز گيرد. مسجد دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحى خدا و تجارتخانه اولياى حق است. آنها در اينجا رحمت حق را به دست آوردند و بهشت را سود خود قرار دهند».
نكات مورد نظر در اين روايت
1- دنيا، براى كسى كه با چشم حقيقتبين آن را بنگرد، و در آن دقت كند كه تمام جزء جزء بنايش درست بنا شده، و به درستى باعث اين نظام متقن گشته و عقل، علم و حكمت از همه جوانبش آشكار است، سراى راستى است.
دنيا براى كسى كه ملاحظه كند، كه اين عدل و حكمت معلول حكومت قوانين تكوينى است و اگر اين حكومت نبود محصولى جز هرج و مرج از دنيا توقع نمىرفت، سراى راستى است.
انسان بايد از اين نظام درست و وجود عدل و حكمت در آن، به آن نتيجه برسد: كه اين راستى و درستى، جز اراده و رهنمودهاى حق چيزى نبوده و رهنمودهاى الهى به غير از ايمان و عمل صالح و صفات پسنديده اخلاقى برنامه ديگرى نيست.
2- دنيا، براى كسى كه بفهمد، سراى ايمنى از عذاب فردا و نجات از ذلّت امروز است. فراهم كردن زمينه ايمنى در سايه دو برنامه محقق است:
الف- قبول تمام برنامههاى الهى، اعم از آنچه دركتب آسمانى و فرهنگ پر بهاى انبيا و امامان است.
ب- به اجرا گذاردن آن برنامهها.
و به تعبير ديگر ايمنى از ذلّت دنيا و عذاب آخرت، در سايه حكمت نظرى و عملى است.
3- دنيا، سراى توانگرى است براى كسىكه از آن توشه بردارد.
آرى! بهترين سرمايهها و مايههاى توانگرى كه عبارت از قوانين خدا، برنامههاى پيامبران، دستورات امامان، پند ناصحان، حكمت حكيمان و عرفان عارفان است، در همين دنياست، و اين انسان فقير است كه بايد براى رفع نياز و جبران فقر روحى از اين سرمايهها برداشت كرده و به منافع آن برسد.
4- دنيا، سراى پند است براى كسىكه از آن پند بگيرد. راستى بر هر ورق دفتر دنيا هزاران پند و نصيحت قرار دارد، ديده بينا و قلب توانا و انديشه تابناك مىخواهد كه از پندهاى دنيا سرمشق گرفته و به راه كرامت قدم بگذارد.
|
بر لب جوى نشين و گذر عمر ببين |
كاين اشارت ز جهان گذران ما را بس |
|
******
|
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو |
يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو |
|
******
|
برگ درختان سبز در نظر هوشيار |
هر ورقش دفترى است معرفت كردگار |
|
******
|
جوانى گفت با پيرى دل آگاه |
كه خم گشتى چه مىجويى در اين راه |
|
|
جوابش گفت پير خوش تكلم |
كه ايام جوانى كردهام گم |
|
******
ذليل شدن شاهان، فرو افتادن تاجداران از تخت، خوارشدن مستكبران، آقا شدن مستمندان، خالى شدن كاخها و آمدن زاغها، به چنگال عدالت افتادن ظالمان، نابود شدن ستمگران، پشيمان شدن گناهكاران، از جاى برخاستن افتادگان و فروافتادن متكبران همه و همه درس عبرت، براى پندگيران است.
|
تمام كاخ شهان جايگاه جغد شود |
بساز قصر محبت كه خالى از خلل است |
|
5- دنيا، مسجد عاشقان خداست.
آرى! معامله مردمان با ايمان و پاك نيت و پاكيزه طينت با دنيا، نشان مىدهد كه آنان اين سراى دو در را همچون مسجدى مىدانستند و همان معاملهاى كه با مساجد داشتهاند با دنيا مىنمودند.
همانگونه كه در فقه آمده، رعايت امورى نسبت به مسجد واجب و اجراى پارهاى از آنها حرام است، عاشقان حق با دنيا همان معامله را داشتند.
عاشقان در خانه دنيا كه در حقيقت مسجد است، بستر حرام نياندازند، مال حرام نخورند، سخن خلاف نگويند، به خرابى آن برنخيزند و در حفظ آن بكوشند. مؤمن در اين خانه، در حالت خوف و رجا به سر برده و جز به كسب فضيلت و مبارزه با رذيلت به چيزى نمىانديشد.
6- دنيا، خانه نماز گذاردن ملائكه خدا و مركز نزول وحى و ظرف كتب ثمر بخش آسمانى است.
7- دنيا، محل تجارت اولياى الهى است، در همين دنيا بود كه افرادى همانند حر بن يزيد رياحى دست از كسب رذايل شسته و براى به دست آوردن منفعت هميشگى، به تجارت در تجارتخانه توبه برخاستند، دهاتى ايرانى، بيايان نشين ربذهاى، سياه چهره حبشى، در خط اين تجارت تبديل به سلمان و ابوذر و بلال شدند.
اين بينايان راه، آشنايان اللَّه و رهروان آگاه، در همين دنيا به كسب رحمت حق موفق شده و در همين جا براى خويش در بهشت، جاى ابدى به دست آوردند.
بدون شك با اين نوع شناخت به دنيا، نقطه مبارزه با رذايل و كسب حسنات و فضايل شروع شده و انسان به قول على عليه السلام همانند يك تاجر سعى خواهد كرد، هر چه بتواند از دنيا براى زياد كردن شخصيت الهى و آباد كردن خانه فردايش بهره بگيرد.
معرّفى نمونه
«آسيه» همسر فرعون كه در شبهاى قدر ميليونها نفر، در دعاى به سر گرفتن قرآن، خدا را به شخصيت او قسم مىدهند، با چنين ديدى نسبت به دنيا، به آن همه مقام رسيد.
«حبيب نجار» كه در سوره «يس» از او به عنوان يكى از مبلغين فرهنگ حق ياد شده است، با اين گونه نظر نسبت به دنيا، به آن همه واقعيت دست يافت.
هرگاه نسبت به زندگى مردان و زنانى كه در قرآن مجيد به عنوان يك شخصيت ارزنده الهى ياد شده مىنگريم مىبينيم در سايه چنين شناختى از دنيا به آن مقامات ارزنده رسيدند.
توجه كنيد
از مقدمات گذشته روشن شد كه انسان نبايد خرج دنيا شود؛ زيرا در اين معامله، خسارت و ضرر متوجه انسان است و گاهى پس از بيدار شدن پشيمانى سود ندارد؛ بلكه بايد دنيا را خرج خويش كرد و از دنيا به نفع والايى خود بهره برد، و دنيا را كشتزار آخرت دانست و دنيا را سبب و مقدمه و وسيلهاى براى سعادت ابدى و رسيدن به نعمت جاودانى فردا به حساب آورد.
به تعبير ديگر: دنيا جاى آراسته شدن به مسئوليت است، آن مسئوليتى كه در سايه آن مىتوان به مقصد اعلاى جهان؛ يعنى خداى بزرگ رسيد.
از تمام دنياهايى كه قبل از اين جهان داشتيم مانند: عالم خاك، صلب پدر، رحم مادر، و دنياهايى كه بعد داريم مانند: جهان برزخ، قيامت و محشر، اين دنيا مهمتر است؛ زيرا شخصيت و ارزش ما در اين دنيا، در سايه تكاليف تحقق پيدا مىكند و عظمت و بزرگى در اين دنيا در سايه اجراى مسئوليتها ساخته مىشود.
با توجه به چنين شناختى از دنيا، زمينه قبول حسنات و رد رذايل در وجود فراهم مىگردد، و پس از آماده شدن اين زمينه، نوبت به ميدان آوردن اراده و عزم و نشان دادن خضوع در برابر حق است.
در اينجا بايد با رجوع به قرآن و آثار اسلامى يا رجوع به عالم ربانى از وظايف و تكاليف مطلع شده و به تدريج آن وظايف را كه عبارت از حلال و حرام، واجب و مباح، و خلاصه حقوق خدا و حقوق مردم است به كار برد.
در ميان تكاليف و مسئوليتها، قواعد اخلاقى و به تعبير ديگر آنچه را بايد به عنوان حسنات به آن آراسته شد، و آنچه را بايد به عنوان رذايل از خود دور كرد، نقش عمدهاى دارند؛ و آن نقش عبارت از حفظ ايمان و عمل صالح و تصحيح روابط انسان با مردم است.
ما وقتى به قرآن و روايات مراجعه مىكنيم، مىبينيم مكرر به حفظ حسنات اخلاقى، يا آراسته شدن به آن سفارش شده و كنار ماندن از رذايل يا معالجه آن را از واجبات دانستهاند، و حتى رسيدن به مقام قرب و قبول اعمال و شكوفا شدن
ايمان را در سايه رعايت قواعد پاك اخلاقى قلمداد كردهاند.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- نهج البلاغه: حكمت 131؛ خصايص الأئمة: 102؛ غرر الحكم: 133، حديث 2275.