پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

ارزش وقت در كلام امير المؤمنين عليه السلام‏

ارزش وقت در كلام امير المؤمنين عليه السلام‏

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد هشتم

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان 

إنَّ الْمَغْبُونَ مَنْ غُبِنَ عُمْرَهُ، وَإنَّ الْمَغْبُوطَ مَنْ أنْفَدَ عُمْرَهُ فى طاعَةِ رَبِّهِ. «1»

به راستى زيانكاركسى است كه در جهت عمرش زيان كرده؛ و بهره ورى كه ديگران به او در خرج عمرش حسرت خورند كسى است كه وقتش را در طاعت پروردگارش تمام كرده است.

إنَّ الْعاقِلَ مَنْ نَظَرَ فى يَوْمِهِ لِغَدِهِ، وَسَعى فى فِكاكِ نَفْسِهِ، و عَمِلَ لِما لابُدَّ لَهُ و لا مَحيصَ لَهُ عَنْهُ. «2»

به حقيقت، خردمند و دانا كسى است كه در امروزش فردايش را بنگرد و دنيايش را مزرعه آخرت بداند و در آزاد كردن نفسش از شهوات و سخط حقّ و عذاب جهنّم بكوشد و بكوشد براى روزى كه از آن چاره و راه فرار ندارد!.

إنَّ أخْسَرَ النّاسِ صَفْقَةً و أخْيَبَهُمْ سَعْياً رَجُلٌ أخْلَقَ بَدَنَهُ فى طَلَبِ آمالِهِ، وَلَمْ تُساعِدْهُ الْمَقاديرُ عَلى‏ إِرادَتِهِ، فَخَرَجَ مِنَ الدُّنْيا بِحَسَراتِهِ، وَقَدِمَ عَلى‏ الْآخِرَةِ بِتَبِعاتِهِ. «3»

به راستى كه زيانكارترين مردم در تجارت و معامله عمر و پشيمان‏ترين آنان در سعى و كوشش، كسى است كه پيكرش را در پى آرزوهايش بفرسايد و مقدّرات الهى با وى مساعدت ننمايند و او به آرزوهايش نرسد، آنگاه با اندوه و حسرت فراوان از جهان بيرون رود و با رنج‏هاى فراوان وارد آخرت گردد.

چه نيكوست كه انسان عمر خود را با خدا معامله كند و با چهره‏اى باز و دلى شاد به حضرت حق وارد شود.

إنَّ أوْقاتِكَ أجْزاءُ عُمْرِكَ، فَلاتُنْفِدْ لَكَ وَقْتاً إلّافيما يُنْجِيكَ. «4»

بدون شك اوقاتى كه مى‏گذرانى پاره‏هاى عمر تو هستند، لذا نبايد وقت خود را تمام كنى مگر در چيزى كه نجات تو در آن باشد.

اگر دنيا را با عينك توحيد و چشم انبيا و اوليا ببينيم، جائى است كه راه هر گونه رشد و كمال در آن به روى انسان باز است، اگر از نعيم آن به طور صحيح استفاده شود آدمى به ذروه اعلا و به عالم ملكوت و به جهان ملكوت و به جهان ابدى مى‏رسد و هرگز حاضر نمى‏شود ثانيه‏اى از وقت خود را در غير راه حقّ مصرف كند، در حقيقت دنيا را مقدّمه آخرت گرفته و از حضيض خاك، خود را به اوج افلاك معنوى مى‏رساند. و اگر از چشم بى خبران و مادّيگران به آن نظر شود جاى عيش و نوش و ظلم و ستم و آميختن حقّ به باطل و باطل به حقّ است، در اين صورت از انسان چهره‏اى بدتر از گرگ و روحى بى معناتر از جماد و قلبى سخت‏تر از سنگ ساخته مى‏شود.

امام على عليه السلام به وضع بينايان و كوردلان در جملات زير اشاره دارد، بينايانى كه از تمام لحظات عمر براى به دست آوردن خشنودى حق و بهشت عنبر سرشت بهره گرفتند و نابينايان كوردلى كه جز مَظلمه و وزر و وبال چيزى بار پرونده نكردند:

إنَّ الدُّنْيا مُنْتَهى‏ بَصَرِ الْأعْمى‏، لا يُبْصِرُ مِمّا وَراءَها شَيْئاً؛ وَالْبَصيرُ يُنْفِذُها بَصَرَهُ و يَعْلَمُ أنَّ الدّارَ وَراءَها. فَالْبَصيرُ مِنْها شاخِصٌ، وَالْأعْمى‏ إلَيْها شاخِصٌ، و الْبَصيرُ مِنْها مُتَزَوِّدٌ، وَالْأعْمى إلَيْها مُتَزَوِّدٌ. «5»

به راستى كه دنيا آخرين چشم انداز شخص كوردل است و پس از اين چهارچوب محدود چيزى نمى‏بيند (به همين خاطر به كار فرداى قيامت كه خدا و كتب آسمانى و انبيا و ائمه عليهم السلام از آن خبر داده‏اند نمى‏انديشد!)

امّا روشندل ديده قلبش نفوذ پيدا مى‏كند و در مى‏يابد كه خانه واقعى و حيات هميشگى از پسِ اين دنياست، لذا شخص بينا از دنيا مى‏كوچد و كوردل به سوى دنيا مى‏رود، بينا از دنيا با خرج كردن عمرش در طاعت ربّ براى آخرت توشه مى‏گيرد و نابينا فقط براى دنيايش دست و پا مى‏زند!

نَّ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ يَعْمَلانِ فيكَ فَاعْمَلْ فيهِما، و يَأْخُذانِ مِنْكَ فَخُذْ مِنْهُما. «6»

به راستى كه روز و شب در تو عمل و اثر دارند، تو نيز در آنها به عمل پرداز، آنها از عمرت مى‏گيرند تو هم در برابر خرج شدن عمر بهره معنوى بگير.

به قول عارف بزرگ حكيم صفاى اصفهانى:

بنشين به پس زانو در مِصطبه‏ «7» جانها

 

تا چند همى گردى بر گرد بيابانها

بگذار سر اى سالك بر پاى گداى دل‏

 

تا تاج نهند از سر در پاى تو سلطانها

در مزرعه دنيا حاصل نتوان بردن‏

 

در مزرعه گر بارد از چشم تو بارانها

با كوه اگر گويم اين راز زهم ريزد

 

گوئى دل سنگينت زد پتك به سندانها

     

بشكافت به طنّازى بشكست به طرّارى‏

 

تيرش همه جوشنها زلفش همه پيمانها

آن ماه همى تابد آن سرو همى رويد

 

در زاويه دلها از باغچه جانها

     

(صفاى اصفهانى)

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- غرر الحكم: 160، حديث 3061.

(2)- غرر الحكم: 149، حديث 2714؛ مستدرك الوسائل: 12/ 150، باب 94، ذيل حديث 13753.

(3)- غرر الحكم: 167، حديث 3291؛ بحار الأنوار: 100/ 38، باب 2، حديث 85.

(4)- غرر الحكم: 159، حديث 3025؛ عيون الحكم والمواعظ: 159.

(5)- غرر الحكم: 132، حديث 2277؛ عيون الحكم والمواعظ: 147.

(6)- غرر الحكم: 151، حديث 2789.

(7)- مصطبه: محل اجتماع مردم.

منبع
  • پایگاه عرفان