پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

حقيقت فرشتگان‏

حقيقت فرشتگان‏


منابع مقاله
:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد سوم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 اللَّهُمَّ وَحَمَلَةُ عَرْشِك الَّذِينَ لَا يَفْتُرُونَ مِنْ تَسْبِيحِك وَلَا يَسْأَمُونَ مِنْ تَقْدِيسِك وَلَا يَسْتَحْسِرُونَ مِنْ عِبَادَتِك وَلَا يُؤْثِرُونَ التَّقْصِيرَ عَلَى الْجِدِّ فِي أَمْرِك وَلَا يَغْفُلُونَ عَنِ الْوَلَهِ إِلَيْك‏

خدايا! و حاملان عرشت؛ آن بزرگوارانى كه از تسبيح گفتن براى تو سست و بى‏حال نمى‏شوند و از تقديست به ستوه نمى‏آيند، و از بندگيت خسته و وامانده نمى‏گردند، و كوتاهى در عمل را بر كوشش در اجراى دستورت ترجيح نمى‏دهند، و از شيفتگى و سرگشتگى نسبت به تو، غفلت نمى‏ورزند.

در اين فراز از دعا، سخن از موجوداتى نورى و غيبى و ملكوتى به نام ملائكه است كه خداوند عزيز در كتب آسمانى و به خصوص در نزديك به نود آيه از قرآن مجيد خبر داده است.

در مقدمه شرح اين دعا كه از معجزات حضرت امام زين العابدين عليه السلام است، مقتضى است به بررسى آيات قرآن و روايات، درباره ملائكه و فرشتگان پرداخته شود، تا بيش از پيش به وضع اين دسته از موجودات عرصه هستى آشنا شويد.

قرآن مجيد و فرشتگان‏

1- عناصر پنج گانه ايمان‏

كتاب الهى، ايمان را مركّب از پنج واقعيّت مى‏داند. كه اگر قلب انسان با كمك انديشه در حقايق طبيعى و قرآنى و معارف الهى به پنج حقيقت ايمان آورد قلبى مؤمن و مورد قبول حق است، ورنه مردود يا قلبى ناقص و يا مشرك و يا كافر است.

در صورتى كه به كمتر از پنج حقيقت ايمان داشته باشد ناقص، در صورتى كه حقيقتى را در رديف حق قرار دهد مشرك، و چون به انكار واقعيّت‏ها برخيزد كافر است.

آن پنج حقيقتى كه بايد به آن ايمان و معرفت داشت؛ زيرا ايمان تقليدى نيست، عبارت است از: اللّه، قيامت، ملائكه، كتاب، انبيا.

لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَومِ الآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ» «1»

نيكى اين نيست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنيد، بلكه نيكى [واقعى و كامل، كه شايسته است در همه امور شما ملاك و ميزان قرار گيرد، منش و رفتار و حركات‏] كسانى است كه به خدا و روز قيامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيامبران ايمان آورده‏اند.

اين پنج حقيقت در حدّ لازم در قرآن مجيد و روايات و اخبار و كتب كلامى و فلسفى و عرفانى بازشناسانده شده و در اين زمينه حضرت حق، بر تمام مرد و زن اتمام حجّت نموده و در هر عذرى را بسته است.

چون به چشم بصيرت در آيه شريفه بنگريد، متوجّه و متذكّر مى‏شويد كه مَلَك از جمله حقايقى است كه بايد به آن ايمان داشت. انكار ملائكه و حتّى ملكى از ملائكه حق مساوى با كفر است و آلوده به كفر دشمن حق و جايگاهش در عذاب ابد الهى است.

كفر و انكار ملائكه‏

خداوند بزرگ يهود عنود را، كه با حقايق الهيّه و واقعيّت‏هاى حقّه دشمنى مى‏ورزيدند، و براى انكار رسالت رسول اسلام صلى الله عليه و آله به انكار حقايق ديگر بر مى‏خاستند كافر خوانده:

مَنْ كَانَ عَدُوًّا للَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكَافِرِينَ» «2»

هر كه با خدا و فرشتگان و رسولانش و جبرئيل و ميكائيل دشمن باشد [كافر است‏]، و بى‏ترديد خدا دشمن كافران است.

وَمَن يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيداً» «3»

و هر كه به خدا و فرشتگان و كتاب‏هاى آسمانى و پيامبران او و روز قيامت كافر شود، يقيناً به گمراهىِ دور و درازى دچار شده است.

 

مؤمن واقعى و ايمان به ملائكه‏

قرآن مجيد و روايات براى مؤمن واقعى و مسلم حقيقى، علائم و اوصافى ذكر مى‏كنند كه از جمله آن علائم و نشانه‏ها، ايمان به ملائكه است:

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِن رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ‏ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ» «4»

پيامبر به آنچه از پروردگارش به او نازل شده، ايمان آورده، و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتاب‏ها و پيامبرانش، ايمان آورده‏اند.

 

2- فرشتگان و شهادت بر توحيد

ملائكه، موجوداتى آگاه و عالم و عارف و بيدار و بينايند، كه به وجود حق و وحدانيّت آن حضرت باتمام وجود شهادت مى‏دهند، و در حقيقت گواه و شاهد بر حضرت محبوب و وحدانيّت و وحدت حقيقيّه او هستند:

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قَائِماً بِالْقِسْطِ لَا إِله إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» «5»

خدا در حالى كه برپا دارنده عدل است [با منطق وحى، با نظام مُتقن آفرينش و با زبان همه موجودات‏] گواهى مى‏دهد كه هيچ معبودى جز او نيست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش نيز گواهى مى‏دهند كه هيچ معبودى جز او نيست؛ معبودى كه تواناى شكست‏ناپذير و حكيم است.

منظور از دانشمندان در آيه شريفه بنا به فرموده حضرت باقر عليه السلام انبيا و اوصيا هستند، «6» و در مرحله بعد دانشمندانى كه از خرمن معارف انبيا و امامان خوشه چيده و فقيه در دين شده‏اند.

 

توحيد در نزد دانشمندان طبيعى‏

مسأله خدا، آن چنان واضح و روشن و حقيقتى غير قابل انكار است كه حتّى اكثر دانشمندان طبيعى به يگانگى خدا گواهى دهند، چرا كه آنان با مطالعه طبيعت، به خوبى در مى‏يابند كه ميان اجزاى مختلف طبيعت نظير خورشيد، ماه، زمين، دريا، ابرها، كوهها، نهرها، نباتات، حيوانات، انسان، شب و روز و فصول چهارگانه ارتباط و همبستگى و يكپارچگى برقرار است، و اين بزرگترين دليل بر وجود يگانگى سازنده و آفريننده آنهاست.

به عنوان نمونه گواهى عدّه‏اى از دانشمندان طبيعى را فهرست وار ملاحظه كنيد:

«هرشل‏ دانشمند ستاره شناس: هر قدر دايره علم وسيع‏تر مى‏گردد، براهين قوى‏ترى براى خدا به دست مى‏آيد.

مونت نل‏ در «دائرة المعارف» خود: علوم طبيعى عقل ما را به اندازه‏اى بالا مى‏برند كه عظمت خدا را درك مى‏كنيم.

نيوتن: ما با مطالعه گوش مى‏فهميم كه سازنده آن قوانين صوتى را به خوبى مى‏دانسته، و سازنده چشم به قوانين نور و انعكاس آن آگاه بوده است و از مطالعه نظم افلاك، پى مى‏بريم كه آنها را طبق نظم اداره مى‏كند.

پاسگال‏ فيلسوف معروف: هيچ چيز جز عقيده به خدا، سوز درون و تشنگى روح ما را فرو نمى‏نشاند.

ادوارد لوتركيل‏ رئيس اداره زيست‏شناسى دانشگاه سانفرانسيسكو: در نتيجه مطالعات علمى دلايل جديدى براى اثبات صانع به دست آمده است كه دلايل فلسفى سابق را تأييد و تقويت مى‏كند.

پردون‏ نظريّه پرداز اجتماعى: پيش از آن كه عقول ما وجود خدا را كشف كنند دل‏هاى ما به وجود او گواهى داده‏اند.

والتر اوسكار لند برگ: دانشمندان علاوه بر دلايل روحانى، در نتيجه مطالعه پديده‏هاى طبيعى، دلايل علمى نيز براى درك خدا به دست مى‏آورند كه مسرّت و حظّ بيشترى را نصيبشان مى‏سازد.

داروين: محال است كه عقل رشد يافته، با ديدن اين نظام و هماهنگى شگرف بگويد دنيا خدا ندارد.

جردن: خدا همان ناموس ازلى است كه همگى كاينات وجود و ترقّى خود را از او مى‏گيرند.

انيشتن: در عالم مجهول، نيروى عاقل و قادرى وجود دارد كه جهان گواه اوست.» «7»

 

3- فرشتگان، گواهان قرآن‏

فرشتگان گواه و شاهد بر قرآن مجيد مى‏باشند:

لكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلَائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً» «8»

ولى [در برابر كبرورزى و لجاجت اهل كتاب، كه به حقّانيّت قرآن و رسالت تو گواهى نمى‏دهند] خدا به وسيله آنچه بر تو نازل كرده گواهى مى‏دهد كه آن را به علم و دانش خود نازل كرده، و [نيز] فرشتگان هم گواهى مى‏دهند، گرچه گواهى خدا كافى است.

آرى، محتويات قرآن مجيد كه سراسر علم و حكمت و فلسفه و عرفان و احكام و دستورهاى اخلاقى حق و تاريخ صحيح انبيا و امم است، و اين همه بر سينه پاك و قلب نورانى يك نفر امّى تجلّى كرده، در حقيقت شهادت خدا بر نزول آن از عالم غيب و جهان ملكوت به عرصه گاه مُلكْ و عالم ظاهر است.

و فردا صحنه شگفت آور محشر است كه ملائكه حق و فرشتگان حضرت ربّ، در برابر منكران و كافران به تمام حقايق الهيّه به خصوص قرآن مجيد، شهادت خواهند داد، تا سيه‏روى شود هر كه در او غش باشد!

 

4- عبادت فرشتگان‏

فرشتگان حق در مسئله با عظمت عبادت، موجوداتى تسليم، خاضع، خاشع، و از خالص‏ترين عباد حضرت محبوبند:

وَللَّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمواتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مِن دَابَّةٍ وَالْمَلَائِكَةُ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ* يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ» «9»

و آنچه در آسمان‏ها و زمين از جنبندگان و فرشتگان وجود دارد، فقط براى خدا سجده مى‏كنند و تكبّر و سركشى نمى‏ورزند.* از پروردگارشان كه بر فراز آنان است، مى‏ترسند، و آنچه را به آن مأمور مى‏شوند، انجام مى‏دهند.

يأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلئِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّايَعْصُونَ اللَّهَ مَآ أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ» «10»

اى مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتشى كه هيزم آن انسان ها و سنگ ها است، حفظ كنيد. بر آن فرشتگانى خشن و سخت‏گير گمارده شده‏اند كه از آنچه خدا به آنان دستور داده، سرپيچى نمى‏كنند، و آنچه را به آن مأمورند، همواره انجام مى‏دهند.

وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلَائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ» «11»

و رعد، همراه با ستايش خدا تسبيح مى‏گويد و فرشتگان نيز از بيمش [تسبيح مى‏گويند].

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَراً مِن طِينٍ* فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ* فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ» «12»

[ياد كن‏] هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من بشرى از گل خواهم آفريد.* پس زمانى كه اندامش را درست و نيكو نمودم و از روح خود در او دميدم، براى او سجده كنيد.* پس فرشتگان همه با هم سجده كردند.

وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» «13»

و فرشتگان، پروردگارشان را همواره همراه با سپاس و ستايش تسبيح مى‏گويند، و براى كسانى كه در زمين هستند، درخواست آمرزش مى‏كنند؛ آگاه باشيد! بى‏ترديد خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.

وَجَعَلُوا الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمنِ إِنَاثاً أَشَهِدُوْا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْأَلُونَ» «14»

و فرشتگان را كه بندگان [خداى‏] رحمان‏اند، به پندار خود جنس ماده قرارداده‏اند،] آيا زمان آفرينش آنان حضور داشتند [كه بر ماده بودنشان گواهى مى‏دهند؟] به زودى گواهى آنان [در نامه اعمالشان‏] نوشته مى‏شود و [درباره آن‏] مورد بازپرسى قرار خواهند گرفت.

 

5- دعاى فرشتگان‏

فرشتگان الهى براى مردم مؤمن دعا مى‏كنند و بر آنان درود مى‏فرستند:

هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً» «15»

اوست كه با فرشتگان خود بر شما درود مى‏فرستد تا شما را از تاريكى‏ها به سوى نور بيرون آورد، و او به مؤمنان مهربان است.

و نيز فرشتگان حق بر آنان كه به حق و حقيقت و واقعيّت‏ها و حقايق كفر ورزند نفرين مى‏كنند:

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» «16»

قطعاً كسانى كه كافر شدند، و در حال كفر از دنيا رفتند، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است.

راستى، خوشا به حال آنان كه مشمول دعاى فرشتگان اند، و تأسّف و حسرت بر آنها كه مورد لعن و نفرين ملائكه‏اند.

چه نيكوست كه مرد و زن، اين دو روزه عمر را غنيمت دانسته و به دستورهاى حكيمانه حق و تعاليم انبيا و امامان گردن نهند و از بركات و فيوضات الهيّه در دنيا و آخرت بهره‏مند شوند، چنانكه اولياى الهى و عاشقان حق و سالكان طريق محبّت، از جام عنايت و لطف دوست، جان تشنه خود را سيراب كردند و تا بودند به پيشگاه مقدّس او به زبان حال اين غزل عارفانه فيض، آن عاشق وارسته را زمزمه كردند:

به شست يار و زلف يار در بندم خوشا حالم‏

 

به درد بى دواى دوست خرسندم خوشا حالم‏

نديدم چون وفايى در گُلى در گلشن عالم‏

 

ز دل خار تعلّق يك به يك كندم خوشا حالم‏

برون كردم سر از خاك و نديدم جاى آسايش‏

 

دگر خود را درون خاك افكندم خوشا حالم‏

بجز عشقم نيامد در نظر چيزى در اين عالم‏

 

از آن رو عشق در جان و دل آكندم خوشا حالم‏

جمال دوست در صحراى هستى چون تجلّى كرد

 

وجود خويش را از خويشتن كندم خوشا حالم‏

     

(فيض كاشانى)

6- مدد فرشتگان در مصيبت‏ها

فرشتگان به هنگام مصايب و سختى‏ها به اذن حق به مدد و كمك انسان مى‏آيند:

إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنزَلِينَ* بَلَى‏ إِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُم مِن فَوْرِهِمْ هذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ* وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى‏ لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» «17»

آن هنگام كه به مؤمنان مى‏گفتى: آيا شما را بس نيست كه پروردگارتان به سه هزار فرشته نازل شده شما را يارى دهد؟* آرى، اگر شكيبايى ورزيد و پرهيزكارى كنيد و دشمنان در همين لحظه، جوشان و خروشان بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشان‏دار يارى مى‏دهد.* و خدا [وعده يارى و پيروزى‏] را جز بشارتى براى شما و براى آن كه دل‏هايتان به آن آرامش يابد، قرار نداد؛ و يارى و نصرت جز از سوى خداى تواناى شكست‏ناپذير و حكيم نيست.

إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ» «18»

[ياد كنيد] هنگامى را كه [در حال مشاهده دشمنِ تا دندان مسلح با دعا و زارى‏] ازپروردگارتان يارى خواستيد، و او درخواست شما را اجابت كرد كه من مسلماً شما را با هزار فرشته كه پى در پى نازل مى‏شوند، يارى مى‏دهم.

إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ» «19»

[ياد كن‏] هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان وحى كرد كه من با شمايم، پس مؤمنان را [براى نبرد با دشمن‏] ثابت قدم داريد، [و] به زودى در دل كافران ترس مى‏اندازم، پس سرهايشان را در هم كوبيد و همه انگشتانشان را قطع كنيد.

 

7- فرشتگان و نزول وحى‏

فرشتگان از جانب حق آورنده وحى و مايه حيات قلوب به سوى پيامبران هستند:

يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى‏ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ» «20»

فرشتگان را به فرمان خود همراه با روح به هر كس از بندگانش كه بخواهد [براى برگزيدنش به پيامبرى‏] نازل مى‏كند [و به آنان فرمان مى‏دهد] كه مردم را هشدار دهيد كه معبودى جز من نيست؛ بنابراين از من پروا كنيد.

انسان با مطالعه دقيق قرآن، و توجّه به آيات با عظمت كتاب آفرينش به بارگاه توحيد راه يافته، و به تماشاى جلال و جمال نايل مى‏آيد، و در آنجا با تمام هستى خود به زبان حال مى‏گويد:

اى بر كمال قدرت تو عقل كل گواه‏

 

بر لوح كبرياى تو توقيع لا اله‏

آشفتگان خاك رهت رهروان دين‏

 

دُردى كشان جام غمت سالكان راه‏

از شبنم عطاى تو يك قطره بحر وكان‏

 

وز پرتو جمال تو يك ذرّه مهر و ماه‏

مرغ اميد از كف جودت دانه جوى‏

 

دست نياز بر در عدل تو دادخواه‏

نام تو صيقلى است كه ز آيينه وجود

 

بيرون برد به نور خرد زنگ اشتباه‏

     

(شيخ كمال خجندى)

8- فرشتگان به وقت مرگ مؤمن‏

 

فرشتگان حق به وقت مرگ مؤمن بر او نازل شده و عنايات و الطاف حضرت محبوب را به او بشارت مى‏دهند، و بهشت عنبر سرشت را به او ارائه مى‏نمايند:

الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُم تَعْمَلُونَ» «21»

آنان در حالى كه [از آلودگى‏هاى عملى و اخلاقى‏] پاك و پاكيزه‏اند، فرشتگانْ جانشان را مى‏گيرند، به آنان مى‏گويند: سلام بر شما، [اكنون‏] به پاداش آنچه همواره انجام مى‏داديد، به بهشت درآييد.

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ* نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ* نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ» «22»

بى‏ترديد كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در ميدان عمل بر اين حقيقت‏] استقامت ورزيدند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند [و مى‏گويند:] مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مى‏دادند، بشارت باد.* ما در زندگى دنيا و آخرت، ياران و دوستان شما هستيم، آنچه دلتان بخواهد، در بهشت براى شما فراهم است، و در آن هر چه را بخواهيد، براى شما موجود است.* رزق آماده‏اى از سوى آمرزنده مهربان است.

از پاى تا سر چشم شو حسن و جمالش را نگر

 

ور ره نيابى سوى او بنشين جمالش را نگر

در بزمش ار بارت دهد از چشم مستش باده كش‏

 

زان باده چون دل خوش شوى غنج‏ «23» و دِلالش را نگر

گيسوى عنبر بوى او وان زلف تو بر توى او

 

وان نرگس جادوى او آن خط و خالش را نگر

افسونگرى‏ها را ببين وان جادوئيها را ببين‏

 

صد فتنه آرد يك نظر چشم غزالش را نگر

     

در خنده شيرين او بس زُهره بين شادى كنان‏

 

وز عارض و ابروى او بدر و هلالش را نگر

     

(ملامحسن فيض كاشانى)

9- فرشتگان به وقت مرگ عاصيان‏

به هنگام مرگِ عاصيان و تبهكاران و مشركان و كافران و فاسقان و فاجران، فرشتگان عذاب نازل شده آنان را توبيخ و سرزنش كنند، و سپس دچار زجر و مشقّت و ضرب و درد كنند، آنگاه آنان را به عذاب الهى دراندازند!

إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فيهَا فَأُولئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيراً» «24»

قطعاً كسانى كه [با ترك هجرت از ديار كفر، و ماندن زير سلطه كافران و مشركان‏] بر خويش ستم كردند [هنگامى كه‏] فرشتگانْ آنان را قبض روح مى‏كنند، به آنان مى‏گويند: [از نظر دين‏دارى و زندگى‏] در چه حالى بوديد؟

مى‏گويند: ما در زمين، مستضعف بوديم. فرشتگان مى‏گويند: آيا زمين خدا وسيع و پهناور نبود تا در آن [از محيط شرك به ديار ايمان‏] مهاجرت كنيد؟! پس جايگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهى است.

وَلَوْ تَرَى‏ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ» «25»

اى كاش ستمكاران را هنگامى كه در سختى‏ها و شدايد مرگ‏اند ببينى در حالى كه فرشتگان دست‏هاى خود را [به سوى آنان‏] گشوده [و فرياد مى‏زنند] جانتان را بيرون كنيد، امروز [كه روز وارد شدن به جهان ديگر است‏] به سبب سخنانى كه به ناحق درباره خدا مى‏گفتيد واز پذيرفتن آيات او تكبّر مى‏كرديد، به عذاب خواركننده‏اى مجازات مى‏شويد.

وَلَوْ تَرَى‏ إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ* ذلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» «26»

و اگر آن زمانى را كه فرشتگان جان كافران را مى‏ستانند، مشاهده كنى [مى‏بينى‏] كه بر چهره و پشتشان ضربات سنگينى مى‏كوبند و [به آنان نهيب مى‏زنند كه‏] عذاب سوزان را بچشيد!!* اين به سبب گناهانى است كه مرتكب شده‏اند و گرنه خدا نسبت به بندگانش [حتى به كمترين چيزى از ستم‏] ستمكار نيست.

الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى‏ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُم تَعْمَلُونَ» «27»

همانان كه فرشتگان جانشان را در حالى كه ستمكار بر خود بوده‏اند، مى‏گيرند؛ پس [در آن موقعيت‏] از در تسليم در آيند [و گويند:] ما هيچ كار بدى انجام نمى‏داديم. [به آنان گويند: يقيناً انجام مى‏داديد] ومسلماً خدا به آنچه همواره انجام مى‏داديد، داناست.

فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ* ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ» «28»

پس حال و وضعشان زمانى كه فرشتگان جانشان را مى‏گيرند در حالى كه بر صورت و پشتشان [تازيانه عذاب‏] مى‏زنند، چگونه خواهد بود؟!* اين عذاب براى اين است كه آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پيروى كردند، و خشنودى او را خوش نداشتند در نتيجه اعمالشان را تباه و بى‏اثر كرد.

راستى، چه وضع عجيبى براى عاصيان پيش مى‏آيد! به خدا قسم! اگر در اين مدّت كوتاه عمر تمام دنيا و مافيها را در دست انسان بگذارند به يك لحظه وقت مرگ با آن همه عذاب و رنج نمى‏ارزد، چه رسد به اين كه انسان پس از مرگ به خاطر معاصى چند روزه دنى، ا دچار عذاب ابد گردد.

برخيز و از اين غمكده بگريز كه تنگ است‏

 

در غمكده تنگ كجا جاى درنگ است‏

از خلق بپرهيز و به خلّاق درآويز

 

كاين سو همه صلح است و ديگر سو همه جنگ است‏

زين غمكده دهر كه بحرى است پر آشوب‏

 

اى دل مطلب كام كه در كام نهنگ است‏

ز ابناى جهان يك دل و يكرنگ نجويى‏

 

كان كس كه بود زاده دوران دو رنگ است‏

يك روزِ خوش ار چرخ به عمرت بنمايد

 

زنهار مشو غَرّه كه با شهد شرنگ است‏

     

مغرور ز اقبال مشو از پس ادبار

 

از موش حذر كن كه تو را زخم پلنگ است‏

     

10- فرشتگان مأموران حق در امور تكوينى و تشريعى‏

فرشتگان، رسولان و مأموران حضرت حق در امور تكوينيّه و تشريعيّه‏اند به حكم اين كه امور جهان براساس اسباب و علل است و تدبير امور هستى به اذن حق به واسطه آنان صورت مى‏گيرد. در حقيقت ملائكه پياده كنندگان اراده و نقشه حضرت حق در عرصه گاه آفرينش و ميدان خلقتند.

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُوْلِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى‏ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ» «29»

همه ستايش‏ها ويژه خداست كه آفريننده آسمان‏ها و زمين است [و] فرشتگان را كه داراى بالهايى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه‏اند رسولانى [براى انجام دادن فرمان‏هاى تكوينى و تشريعى‏اش‏] قرار داده است. هرچه بخواهد در آفرينش مى‏افزايد؛ يقيناً خدا بر هر كارى تواناست.

با توجّه به اين كه عنوان رسالت را براى همه فرشتگان قائل شده چنين به نظر مى‏رسد كه رسالت در اين جا در معناى وسيع و گسترده‏اى به كار رفته كه هم رسالت تشريعى را شامل مى‏شود و هم رسالت تكوينى را.

اطلاق رسالت بر رسالت تشريعى و آوردن پيام وحى به انبيا در قرآن فراوان است، ولى اطلاق آن بر رسالت تكوينى نيز كم نيست.

در آيات ديگر قرآن نيز مى‏بينيم مأموريت‏هاى مختلفى بر عهده فرشتگان گذاشته شده كه رسالت‏هاى آنها محسوب مى‏شود؛ بنابراين رسالت مفهوم وسيعى دارد.

در ضمن بعيد نيست منظور از بال و پر در اين جا قدرت جولان و توانائى بر فعاليّت بوده باشد، كه بعضى از آنها نسبت به بعضى برتر و داراى توانايى بيشترند.

پيداست كه اين گونه تعبيرات را بر جنبه‏هاى جسمانى مادّى نمى‏توان حمل‏ كرد، بلكه بيانگر عظمت معنوى و ابعاد قدرت آنهاست. اصولًا مى‏دانيم بال و پر، تنها براى حركت در جوّ زمين به كار مى‏خورد؛ چرا كه اطراف كره زمين را هواى فشرده گرفته و پرندگان به وسيله بالشان روى امواج هوا قرار مى‏گيرند و مى‏توانند بالا و پائين بروند. ولى از محيط جوّ زمين كه خارج شويم، هوا وجود ندارد و بال، كوچكترين تأثيرى براى حركت ندارد و از اين نظر درست مانند ساير اعضا مى‏باشد.

در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است:

الْمَلائِكَةُ لا يَأكُلُونَ، وَلايَشْرَبُونَ، وَلايَنْكِحُونَ، وَإِنَّما يَعيشُونَ بِنَسيمِ الْعَرْشِ. «30»

فرشتگان نه غذا مى‏خورند و نه آب مى‏نوشند و نه ازدواج مى‏كنند، آنها فقط با نسيم عرش زندگى مى‏كنند.

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- بقره (2): 177.

(2)- بقره (2): 98.

(3)- نساء (4): 136.

(4)- بقره (2): 285.

(5)- آل عمران (3): 18.

(6)- بحار الأنوار: 23/ 204، باب 10، حديث 52؛ تفسير العياشى: 1/ 165، ذيل آيه 18 سوره آل عمران.

(7)- تفسير كاشف: 2/ 47، به نقل از كتاب اثبات وجود خدا.

(8)- نساء (4): 166.

(9)- نحل (16): 49- 50.

(10)- تحريم (66): 6.

(11)- رعد (13): 13.

(12)- ص (38): 71- 73.

(13)- شورى (42): 5.

(14)- زخرف (43): 19.

(15)- احزاب (33): 43.

(16)- بقره (2): 161.

(17)- آل عمران (3): 124- 126.

(18)- انفال (8): 9.

(19)- انفال (8): 12.

(20)- نحل (16): 2.

(21)- نحل (16): 32.

(22)- فصّلت (41): 30- 32.

(23) غنج: ناز و كرشمه.

(24)- نساء (4): 97.

(25)- انعام (6): 93.

(26)- انفال (8): 50- 51.

(27)- نحل (16): 28.

(28)- محمّد (47): 27- 28.

(29)- فاطر (35): 1.

(30)- تفسير نور الثقلين: 34/ 349؛ تفسيرنمونه: 18/ 169؛ بحار الأنوار: 56/ 174، باب 23، حديث 4؛ تفسير القمى: 2/ 206، ذيل آيه 35 سوره فاطر.

منبع
  • پایگاه عرفان