چه آن شيطان ، ايرانى باشد ، چه خارجى ، چه ماهوارهاى ، چه سينمايى ، چه سايتى ، چه فرهنگى . ما در كشورمان شيطان فرهنگى زياد داشتيم كه خيلى خوش بيان و خوش قلم بودند .
شيطان پرقدرت فرهنگى مانند كسروى ، خيلى قوى بود ، اسم مكتبش نيز »پاك دينى« بود . به قدرى در آن زمان قلم و بيان او قوى بود كه تعداد زيادى از جوانها را جذب كرده بود .
يكى از كسانى كه جذب كرده بود ، جوان با سوادى به نام »حكمى زاده« بود كه پدرش استاد فلسفه حضرت امام رحمه الله بود . شخص زاهد ، عالم و الهى كه امام در سخنرانىها چند بار از پدر اين حكمى زاده ياد كردند ، ولى اين بچه با سوادش جذب اين شيطان شد . به جاى خدا ، او را انتخاب كرد و بعد جزوهاى عليه دين اسلام به نام »اسرار هزار ساله« نوشت.
مراجع آن زمان ، امام رحمه الله را دعوت كردند ، گفتند : چه كنيم ؟ امام فرمودند : من جواب او را مىدهم . كه آن كتاب بسيار متقن »كشف الاسرار « را در جواب جزوه اين مريد شيطان نوشتند . شيطان اصلى كسروى بود . او نيز به جاى خدا ، كسروى را مدبّر زندگى خود انتخاب كرده بود :
» وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَنَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا«
»مِّن دُونِ اللَّهِ« يعنى به جاى خدا . او تمام سرمايه وجودش تباه مىشود . تباهى آشكار و چه تباه شدنى . تباه مىشود از كلمه »خسر « چه تباه شدنى از »خسراناً « و تباهى آشكار از »مبيناً « فهميده مىشود.