پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

طاعت قليل و اجر جزيل‏

طاعت قليل و اجر جزيل‏


منابع مقاله
:

کتاب : عرفان اسلامى جلد چهارم      

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

قبول طاعت كم و عطاى اجر بزرگ، تنها مختص به حضرت حق است و اوست كه از باب لطف و كرم و عنايت و فضل، عمل يسير را در برابر مزد جزيل و اجر بى‏نهايت قرار مى‏دهد!

در مدتى محدود، انسان در دنيا عبادت مى‏كند و از معاصى و گناهان پرهيز مى‏نمايد و در آخرت از ثواب و اجر بى‏حساب بهره مى‏برد و اين نيست جز فضل و رحمت واسعه حضرت دوست.

امام عاشقان، سيد ساجدان! حضرت زين العابدين عليه السلام در دعاى سحر ماه رمضان بدين‏گونه از عنايات و كرم بى‏پايان حضرت بارى تعالى سخن مى‏گويد:

پروردگارا! عمل مرا از من بپذير كه پذيرنده‏اى جز تو نيست و يادم را والا و بلند گردان كه كسى غير تو ياد آدمى را به اعلا مرتبه نمى‏رساند، مرا درجه‏اى رفيع عنايت كن كه فضل و رحمت و محبت و لطفت، علو درجه‏اى مرا اقتضا مى‏كند، بار گناهم را فرو ريز كه با يك نظر مرحمت گناهانم بر باد رفته و پرونده‏ام پاك مى‏شود، مرا با خطا و عصيانم ياد مكن و بهره نشستنم را در يادت و گفتارم را در مسائلت و دعايم را در هنگام حال نيازم خشنودى و بهشت خود قرار ده.

آنچه از پيشگاه لطف و كرمت درخواست دارم به من مرحمت فرما و از فضلت بر من فزونى بخش؛ من بنده‏اى هستم كه به سوى تو رغبت و ميل شديد دارم، اى صاحب تمام جهانيان!

پروردگارا! در كتابت اعلام كرده‏اى از كسى كه به ما ستم كرده بگذريم، به خود ستم كرده‏ايم و جز تو كسى ما را عفو نمى‏كند، تنها تويى كه بايد از گناهان ما درگذرى پس ما را ببخش، دستور داده‏اى نيازمند را از در خانه خود نرانيم و اكنون خود ما نيازمندانه به پيشگاهت آمده‏ايم، ما را جز با روا شدن حاجت از در خانه لطفت برمگردان.

تو به ما امر كرده‏اى به زير دست احسان كنيم، هم اكنون ما بردگان و زيردستان توايم ما را از آتش دوزخ رهايى ده.

اى پناهم به هنگام غمزدگى! اى فرياد رسم به وقت سختى! به تو پناه آورده‏ام‏ و از تو فريادرسى مى‏طلبم، در پناه تو شدم كه در پناه ديگرى نروم، گشايش جز زتو نجويم، پس به فريادم رس و مرا گشايش ده.

اى آزاد كننده اسير و عفو كننده از گناه زياد! عمل اندك مرا بپذير و گناه بسيارم را عفو كن كه تو بخشنده و آمرزنده‏اى.

آرى، اقتضاى كرم حضرت حق اين است كه در برابر عمل يسير اجر كبير و مزد بى‏نهايت عنايت كند؛ شما در آيات قرآن مجيد و روايات و اخبار و معارف الهى دقت كنيد، ببينيد صريحاً اعلام شده كه در برابر عبادت محدود بندگان در دنيايى كه زمانش بسيار كم است، بهشت جاودان و عيش ابدى قرار داده شده است!

راستى كمال شقاوت و بدبختى و بى‏حيايى است كه انسان چنين مولاى كريم و خداوند مهربانى را بگذارد و به دنبال هواى نفس يا اميال و غرايز و هواى ديگران برود!

انسان لازم است نسبت به همه امور راه تفكر و انديشه پيش گيرد و قدمى بدون تعقل و تفكر در عاقبت كار برندارد.

 [وَاعْتَرِفْ بِعَجْزِكَ وَقُصُورِكَ وَتَقْصيرِكَ وَفَقْرِكِ بَيْنَ يَدَيْهِ، فَإِنَّكَ قَدْ تَوَجَّهْتَ لِلْعِبادَةِ لَهُ وَالْمُؤانَسَةِ بِهِ‏]

چون به مسجد وارد شدى، به ناتوانى قصور، تقصير و فقرت در مقابل حضرت او اعتراف كن كه روى به عبادت و بندگى حضرت او آورده‏اى و مى‏خواهى در مقام انس با آن جناب قرار بگيرى و اين مقام با غنا و خودبينى و خودپسندى و تكبر هيچ گونه مناسبتى ندارد و با اين حالات شيطانى كه ناشى از خودخواهى است، كسى را به پيشگاه مقدسش راه نيست!!

 

اظهار عجز هنگام ورود به مسجد

اين مطلب از طريق معارف الهى و مسائل علمى به اثبات رسيده كه انسان يكى از عاجزترين و ناتوان‏ترين موجودات روى زمين و بلكه عالم خلقت است.

روزگارى كه در رحم مادر قرار داشت، قدرتى براى حفظ خود جز عنايت حضرت حق نداشت؛ روزى كه مى‏خواست متولد شود از خود در برابر حوادث احتمالى قوت دفاع نداشت.

چند سالى كه در گهواره و دامن مادر و آغوش پدر و ايام صباوت بود، ارزياب هيچ برنامه‏اى نبود و با مواظبت و محبت و لطف ديگران خود را به جوانى رساند.

در ايام جوانى در مقابل پيش‏آمدها چنان ناتوان بود كه اگر وسايل علمى‏ و پزشكى و اجتماعى نبود جان سالم به در نمى‏برد!

و به وقت پيرى و ضعف و عجز و ناتوانى حكومتى كامل بر او برقرار مى‏كند و در يك لحظه ناگهان چراغ پر فروغ عمرش خاموش مى‏شود.

اين عاجز ناتوان، اگر وسايل مادى در اختيارش نبود، هيچ كارى از پيش نمى‏برد و تمام ادعاها و كبر و نخوت و خودبينى و خودخواهيش، طبل توخالى و كيسه‏اى نازك پر از باد هوا است.

عجز واقعيتى است كه با آب و خاك انسان عجين است و در مقام مقايسه با موجودات زنده، شايد بتوان گفت كه انسان از عاجزترين جنبندگان صحنه خاك است!

عجز جسمى، عجز عقلى و عجز نفسى، از همراهى انسان دست بردار نيست و راه جبران عجز پناه آوردن به مسائل مادى و برنامه‏هاى دنيايى نيست، بلكه راه جبران عجز اتصال معنوى به قدرت لايزال است، همان راهى كه تمام انبيا و امامان عليهم السلام و اوليا و عاشقان در آن سير كردند، خلأ قدرت فقط با عنايت حضرت دوست قابل پر كردن است و بس كه تمام وسايل قدرت ظاهرى باد آورده و باد برنده است!!

براى رفع عجز و ناتوانى، بايد به پيشگاه مقدس او به التماس و لابه و دعا و زارى نشست و عرضه داشت:

يا الهى دردمندان توييم‏

 

پاى بند بند و زندان توييم‏

د، خلاصى‏ام از اين زندان و بند

 

رحم كن بگشاى اين صيد از كمند

پادشاها حكم و فرمان آن توست‏

 

اين گدا يك لحظه‏اى مهمان توست‏

بخششى كن ميهمان خويش را

 

از كرم كن مر غنى درويش را

بخشش تو هست انعام همه‏

 

كوس سلطانيست بر بام همه‏

     

رحم كن بر حال من اى پادشاه‏

 

اين چنين سرگشته را بنماى راه‏ «1»

     

انسان در قصور و تقصير و فقرش نيز موجود عجيبى است كه اگر براى جبران اين سه مرحله مانند مرحله عجز دست توسل به دامن عنايت او نزند و سر بندگى بر آستان با عظمت آن جناب نگذارد، جبرانش با هيچ برنامه ديگر امكان ندارد!!

 [وَأَعْرِضْ أَسْرارَكَ عَلَيْهِ وَلْيُعْلَمْ أَنَّهُ لا يَخْفى‏ عَلَيْهِ أَسْرارَ الْخَلائِقِ أَجْمَعينَ وَعَلانِيَتِهِمْ‏]

 

عرضه اسرار به محضر حضرت حق‏

در كمال شكستگى و انكسار و رقت قلب و اشك چشم، اسرار خود را بر حضرت او عرضه بدار و به تحقيق بدان كه نهان و آشكار تمام خلايق به هيچ‏وجه از جناب او مخفى نيست و ظاهر و باطن تمام عالم و كليه موجودات و همه هستى و آفرينش در پيشگاه علم آن حضرت حاضر است.

اين معنى را قرآن و روايات با صراحت كامل بيان كرده و تمام جوانب اين مسأله را روشن كرده‏اند:

[إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى‏ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ] «2».

يقيناً چيزى در زمين و در آسمان بر خدا پوشيده نيست.

[رَبَّنا إِنَّكَ تَعْلَمُ ما نُخْفِي وَ ما نُعْلِنُ وَ ما يَخْفى‏ عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ] «3».

پروردگارا! يقيناً تو آنچه را ما پنهان مى‏داريم و آنچه را آشكار مى‏كنيم، مى‏دانى و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست.

[يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى‏ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْ‏ءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ] «4».

روزى كه همه آنان آشكار مى‏شوند، [و] چيزى از آنان بر خدا پوشيده نمى‏ماند. [و ندا آيد:] امروز فرمانروايى ويژه كيست؟ ويژه خداى يكتاى قهّار است.

[إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما يَخْفى‏] «5».

او آشكار و آنچه را پنهان است مى‏داند.

[إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا أَ فَمَنْ يُلْقى‏ فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ] «6».

مسلماً كسانى كه معانى و مفاهيم آيات ما را از جايگاه واقعى‏اش تغيير مى‏دهند [و به تفسير و تأويلى نادرست متوسل مى‏شوند] بر ما پوشيده نيستند. آيا كسى را كه در آتش مى‏افكنند، بهتر است يا كسى كه روز قيامت در حال ايمنى مى‏آيد؟ هر چه مى‏خواهيد انجام دهيد، بى‏ترديد او به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست.

[وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ‏] «7».

من به آنچه پنهان مى‏داشتيد و آنچه آشكار كرديد داناترم، و هر كس از شما با دشمنان من رابطه دوستى برقرار كند، مسلماً از راه راست منحرف شده است.

[قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ] «8».

بگو: اگر آنچه [از نيّت‏هاى فاسد و افكار باطل‏] در سينه‏هاى شماست، پنهان داريد يا آشكار كنيد، خدا آن را مى‏داند. و نيز آنچه را در آسمان‏ها و آنچه را در زمين است، مى‏داند و خدا بر هر چيز تواناست.

[لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ‏] «9».

آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى خداست، و اگر آنچه [از نيّت‏هاى فاسد و افكار باطل‏] در دل داريد آشكار كنيد يا پنهان سازيد، خدا شما را به آن محاسبه مى‏كند.

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- لسان الغيب، عطار نيشابورى (مناجات).

(2)- آل عمران (3): 5.

(3)- ابراهيم (14): 38.

(4)- مؤمن (40): 16.

(5)- اعلى (87): 7.

(6)- فصلت (41): 40.

(7)- ممتحنه (60): 1.

(8)- آل عمران (3): 29.

 (9)- بقره (2): 284.

 

منبع
  • پایگاه عرفان