منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد سوم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
[اللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلَى التَّابِعِينَ مِنْ يَوْمِنَا هَذَا إِلَى يَوْمِ الدِّينِ وَعَلَى أَزْوَاجِهِمْ وَعَلَى ذُرِّيَّاتِهِمْ وَعَلَى مَنْ أَطَاعَك مِنْهُمْ «14» صَلَاةً تَعْصِمُهُمْ بِهَا مِنْ مَعْصِيَتِك وَتَفْسَحُ لَهُمْ فِي رِيَاضِ جَنَّتِك وَتَمْنَعُهُمْ بِهَا مِنْ كَيْدِ الشَّيْطَانِ وَتُعِينُهُمْ بِهَا عَلَى مَا اسْتَعَانُوك عَلَيْهِ مِنْ بِرٍّ وَتَقِيهِمْ طَوَارِقَ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِلَّا طَارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ «15» وَتَبْعَثُهُمْ بِهَا عَلَى اعْتِقَادِ حُسْنِ الرَّجَاءِ لَك وَالطَّمَعِ فِيمَا عِنْدَك وَتَرْكِ التُّهْمَةِ فِيمَا تَحْوِيهِ أَيْدِي الْعِبَادِ]
خدايا! از امروز تا روز قيامت، بر تابعين و همسران و فرزندانشان و بر هر كه از آنان كه تو را اطاعت كرده، درود فرست؛ درودى كه به سبب آن از معصيت بازشان دارى، و به آنان در باغ بهشت، وسعت و گشايش دهى و از نيرنگ شيطان مانعشان گردى، و به هر كار نيكى كه نسبت به آن از تو مدد جويند، ياريشان دهى، و از حوادث شب و روز حفظشان كنى، مگر حادثهاى كه به خير مىآيد، و آنان را به سبب آن درود، بر اساس اعتقاد به اميد نيك و نسبت به عنايات و لطفت، و طمع به آنچه نزد توست و ترك بدگمانى درباره آنچه بندگان مالك و صاحب آنند، برانگيزى.
آرى، وقتى قلب محل ايمان به حق و قيامت و مركز انوار و فيوضات الهيّه شد و نفس متخلّق به اخلاق حسنه گشت و براى روح فضاى پروازى جز فضاى ملكوت نماند و اعضاى رئيسه جسم كه چشم و گوش و زبان و دست و شكم و شهوت و قدم است آراسته به اعمال صالحه شد، رحمت خاصّ حضرت رحيم، آدمى را احاطه مىكند و وى را در حصن حصين لطف محبوب جاى مىدهد، در اين موقعيّت از سرپيچى از دستورهاى حضرت معبود محفوظ مىماند، مستحقّ بهشت عنبر سرشت مىگردد، از حيله و مكر شيطان درونى و برونى در امان مىماند، در تمام امور خير و برّ منصور به نصرت حق و مؤيَّد به تأييدات الهى مىگردد، از پيشامدهاى خطرناك كه در شب و روز بر دشمنان مىبارد محفوظ مىشود، به عنايت و لطف دوست اميد نيك پيدا كرده، به رضوان و رحمتش رغبت شديد نشان مىدهد و از اين كه حضرت حق را در قسمت كردن روزى به عبادش متَّهم به تقسيم بر خلاف عدل كند پرهيز مىنمايد.
عبد در چنين منزلى كه منزل ايمان و رضا و تسليم و توكّل و عشق و محبّت است، چشم دلش باز مىشود و تمام جهان را چون نقشهاى منظّم و بنائى محكم و گلستانى پر از گل و لاله مىبيند و به نظر قلب مىآورد كه همه چيز در جاى خود درست و صحيح است و هيچ گونه جاى اتّهامى به پروردگار بصير و خبير و عليم و كريم و ودود و غفور و مُعطى و رحيم و لطيف و عزيز نيست.
|
ما جهانجوى و جهانبان دليم |
رسته از مملكت آب و گليم |
|
|
هستى خويش به غم داده و باز |
از عنايات غم دل خجليم |
|
|
بنده مالك و مسجود ملك |
آدم منتظم معتدليم |
|
|
همره ماست دوصد قافله دل |
همگى بر همگى مشتمليم |
|
|
همه مستغرق توحيد صفا |
فانى و باقى و لا ينفصليم |
|
(صفا اصفهانى)
مرتبه عين اليقين يا بلوغ عيان
«سالك چون با قدم صدق به كمك قرآن و قواعد شرعيّه در سايه نبوّت نبىّ و ولايت ولى صراط مستقيم را بپيمايد، به رحمت خاص رسد و به توسط آن رحمت، مشكلات درونى و بيرونيش حل شود و آنچه به نظر وى اشكال مىآمد مرتفع گردد، كه اين مرتبه را عين اليقين گويند و بلوغ عيان.
انواع بلوغ نزد عرفا
عرفا مىگويند: بدان كه بلوغ چهار نوع است:
يكى بلوغ اسلام است كه مقام تقليد و انقياد است، و در اين مقام است كه سالك خداى را به زبان يكى مىگويد.
و يكى بلوغ ايمان است كه مقام استدلال و علم است، و در اين مقام است كه سالك خداى را به دل يكى مىداند.
و يكى بلوغ ايقان است كه مقام اطمينان و آرام است، و در اين مقام است كه سالك خداى تعالى را گوئيا يكى مىبيند.
و يكى بلوغ عيان است كه مقام كشف غِطا و شقّ شقاق است، و در اين مقام است كه سالك خداى تعالى را يكى مىبيند.
مدّت فراق گذشت و وقت وصال آمد، شب هجران نماند و روز ديدار ظاهر شد.
لَقَدْ كُنْتَ فِى غَفْلَةٍ مِنْ هذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» «1»
[به او مىگويند:] تو از اين روز بزرگ در بىخبرى و غفلت بودى، پس ما پرده بىخبرى را از ديده [بصيرت] ات كنار زديم در نتيجه ديدهات امروز بسيار تيزبين است.
كمال انواع بلوغ
بدان كه هر بلوغ كمالى دارد، كمال بلوغ اسلام:
الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسانِهِ ويَدِه. «2»
مسلمان كسى است كه مسلمانان از زبان و دست او آسوده باشند.
و كمال بلوغ ايمان:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّا رَزَقْنهُمْ يُنفِقُونَ* أُوْلئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً» «3»
مؤمنان، فقط كسانى هستند كه چون ياد خدا شود، دلهايشان ترسان مىشود، وهنگامى كه آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان مىافزايد، و بر پروردگارشان توكل مىكنند.* هم آنان كه نماز را برپا مىدارند و ازآنچه به آنان روزى دادهايم، انفاق مىكنند.* مؤمنان واقعى و حقيقى فقط آنانند.
و كمال بلوغ ايقان:
لَوْ كُشِفَ الْغِطاءُ مَا ازْدَدْتُ يقيناً. «4»
اگر پردهها برداشته شود بر يقينم افزوده نگردد.
و كمال بلوغ عيان: مُعْتِقُ الْعِبادِ وَمُقَطِّعُ التَّعَلُّقاتِ، يعنى كمال بلوغ عيان حرّيت است و حرّيت، آزادى و قطع پيوند است، پس كمال آدمى بلوغ و حرّيت است.» «5»
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- ق (50): 22.
(2)- الكافى: 2/ 234، حديث 12؛ من لايحضره الفقيه: 4/ 362، حديث 5762؛ وسائل الشيعة: 12/ 278، باب 152، حديث 16300.
(3)- انفال (8): 2- 4.
(4)- بحار الأنوار: 66/ 209؛ غرر الحكم: 119، حديث 2086.
(5)- كشف الحقايق: 125.