كلمه شيطان كه نزديك به نود و هشت بار در قرآن مجيد ذكر شده است، و داراى مصاديق مختلفى به معناى موجود شرور و متكبر و متمرد و اغواگر است و يك رشته خيانت و اغواى او، قرار گرفتن در راه انسان است، براى خاطراينكه از رسيدن انسان به مقام قرب حضرت حق و وصال پروردگار مانع شود.
هر موجودى كه چنين اخلاقيات و صفات و برنامههايى دارد، قرآن مجيد او را به عنوان شيطان شناخته است. چنين موجودى هم در طايفه جن و هم در بين مردم مىباشد. البته اسم شناسنامهاى هيچكدام از شر داران جنى و انسى شيطان نيست، به خاطر وضع و برخورد و اخلاق و هدف پليد و آلودهاى كه دارند، پروردگار بزرگ عالم از آنها به عنوان شيطان ياد كردهاست. در بين ما شيطان زياد است ولى نه با اين نام. ممكن است اسامى مقدسى هم داشته باشند، اسم آنها رحمان، على، حسن، باشد. آن كسى كه در محراب عبادت وجود مقدس اميرالمؤمنين عليه السلام را به قتل مىرساند، اسم شناسنامهاى او عبدالرحمن است. ولى به خاطر اخلاق و رفتار و كردار و اوصاف او، مصداق لغت شيطان دارد. يا آن كسى كه در شام حكومت مىكرد، اسمش معاويه است اما از نظر قرآن كريم شيطان است.
در جن هم همينطور است، آنها نام اصلىشان چيز ديگرى است، محض خاطر كارشان و اخلاقشان و رفتارشان و غارتگرىشان نسبت به واقعيات الهيه، معنون به عنوان شيطاناند.
ما نمىتوانيم بگوييم خداوند متعال چرا اينها را شيطان آفريد. بلكه ايشان خودشان راه شيطان را انتخاب كردند و قرآن مجيد آنها را شيطان ناميد.
در شياطين جنّى هم همينطور است. هيچكدام از آنها شيطان به دنيا نيامدهاند. و خداوند متعال در سوره آل عمران مىفرمايد: از دست قدرت من، اراده من، رحمت من، علم من، حكمت من، غير از خير چيزى صادر نشده و نمىشود و نخواهد شد.
و هر كس هم كه شيطان شده است، يعنى شرير و خبيث و پليد و آلوده و راهزن راه انسانيت شده است، مقصر خودش است و به خدا هيچ ربطى ندارد.
» مَّآ أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَآ أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ «
تمام شرها گردن خودتان است. تو مىتوانستى يك منبع خير باشى، مىتوانستى يك منبع كرامت باشى، مىتوانستى يك شخص حكيم باشى، مىتوانستى عارف باشى، مىتوانستى يك فيلسوف باشى، مىتوانستى يك مخترع باشى، چرا شيطان شدى؟