انسان در برابر شيطان
اصفهان، مسجد سيد- دهه دوم صفر 1370
الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين وصلّ على محمد و آله الطاهرين.
درباره شيطان سه مسئله بيان شد:
مسئله اول: شياطين چه شياطين ناديدنى و چه شياطين انسى غير از وسوسه و دعوت و امر به فحشا و منكرات، برنامه ديگرى ندارند.
مسئله دوم اينكه: خداى متعال در چهار آيه قرآن در سوره مباركه حجر، اسراء و ابراهيم مىفرمايد:(444) هيچ شيطانى بر شما تسلط ندارد، براى او حكومت و قدرتى نيست كه شما را با حكومت و قدرت و سلطهاش بتواند در چاه گناه بيندازد.
مسئله سوم: هر انسانى آنقدر نيرو و توان باطنى و ظاهرى به او عنايت شده است كه يك نفره مىتواند با تكيه به آن نيروهاى بيرونى و الهى در برابر تمام شياطين بايستد و همه را مغلوب كند و خودش پيروز بشود.
اشكالاتى كه در زمينه وجود شيطان است تقريباً تمامش جواب داده شد و فكر نمىكنم ايرادى در ذهن كسى باقى مانده باشد. اگر به عمق آياتى كه قرائت شد توجه كرده باشيد براى شياطين كه غير از وسوسه و دعوت و امر به فحشا و منكرات وجود ندارد و سلطه و قدرتى هم نيست، ما مىتوانيم به وسوسههاى آنها گر چه سينه ما را و دل ما را در اوج وسوسهها قرار بدهند گوش نكنيم، اگر به وسوسهها جامه عمل نپوشانيم خود وسوسه پاى ما حساب نخواهد شد،(445) اين هم عنايت و لطفى است كه وجود مقدس حق به بندگانش كرده، گرچه يك عمرى شما در معرض امواج تاريك وسوسه هاى شيطانى باشيد.
رسول خدا مىفرمايد:
هر كدامتان كه از دنيا مىرويد چند هزار شيطان كار خودشان را نسبت به شما تمام شده مىدانند و شما كه مؤمن از دنيا خارج مىشويد و اين چند هزار شيطان وسوسه هايشان در شما كارگر نيفتاده، به خاطر اينكه شما اهل خدا شديد، به آنها سخت مىگذرد و رنجيده مىشوند.(446)
ثواب و عقاب خداوند
همين عزا را شياطين ديگر هم دارند، امواج وسوسه اگر به عمل نيايد گرفتارى براى شما ندارد و خداوند متعال پاى شما حساب نخواهد كرد و اگر يك وسوسهاش كارگر بشود و شما جامه عمل بر او بپوشانيد همان يك گناه را در پرونده شما ثبت مىكنند، در حالى كه اگر عمل مثبتى نشان بدهيد آن را ده برابر ثبت مىكند، شما دو ركعت نماز مىخوانيد بيست ركعت مىنويسد، شما يك روزه مىگيريد ده تا روزه مىنويسد، شما صد تومان به مستحق مىدهيد هزار تومان مىنويسد.
البته قرآن مجيد فقط روى عدد ده نايستاده، گاهى مىگويد: عمل خير شما را هجده برابر مىنويسند و گاهى هم مىگويد: عملى كه شما انجام داديد هيچ حسابگرى نمىتواند حساب كند، مثل نماز جماعت، نماز جمعه، هدايت كردن يك گمراه، شما اگر يك گمراهى را هدايت كنيد و رابطهاش را با شيطان و گناه ببريد. قرآن مىفرمايد: مثل اين است كه خدا هرچه انسان خلق كرده، بيرون كشيده باشد و ما نمىدانيم كه چقدر انسان آفريده شده است؟(447)
از زمان آفريدهشدن انسان تا روز قيامت، تاريخ ما هم تاريخ محدودى نيست، جمجمههايى كه جديداً پيدا كردند آزمايشگاه بردند، دقيق هم نظر دادند كه: اينها پانزده مليون سال پيش مردند.
رسول خدا به اميرالمؤمنين مىفرمايد: اگر رابطه يكى را از شيطان ببرى و با پروردگار آشتى بدهى، در نامه عمل تو بهتر است از آنچه كه آفتاب بر آن مىتابد، ما چه مىدانيم كه آفتاب بر چقدر عنصر مىتابد؟(448)
آفتاب بر آب مىتابد، دانشمندان مىگويند: يك قطره آب مساوى است با پنج بعلاوه بيست و چند صفر اتم، خاك هم همين طور است، فضا هم همين طور است منظومه شمسى هم همين طوراست، كى مىتواند حساب كند كه يك نفر زحمت بكشد و رابطه يك برادر خودش را با شيطان ببرد و با خدا پيوندش بدهد، اين حسابش فقط وقف حريم مقدس كبرياست، او مىداند.
اما گناه هم هر چند بزرگ باشد فرموده: همان يك گناه را حساب مىكنم و قابل شستشو هم هست، اين هم يك تودهنى سختى است كه خدا به شيطان زده اما اين را هم بايد مواظب باشند كه مغرور به رحمت خدا نشوند.
اميرالمؤمنين مىفرمايد: يكى از شگردهاى سنگين شيطان اين است كه: با قواعد قرآن و دين سرتان كلاه مىگذارد، اينجا را مواظب باشيد كه شستشويش خيلى مشكل است، مىآيد مىگويد: اين عرق را بخور، اين ورق را بازى بكن، اين زنا را بكن، اين رابطه را با نامحرم برقرار بكن، خدا كريم است بعد برو توبه كن.(449)
پروردگار مىفرمايد: اگر اينجورى سرت كلاه برود يا زود مرگت را مىرسانم كه به توبه نخواهى رسيد يا اگر گناه در وجودت ريشهدار شد از وجودت كنده نخواهد شد.
گول نخوريد، مبادا شيطان از راه دين شما را به سوى گناه بكشد. چون ممكن است نتواند تو را وادار به معصيت كند، مىآيد خدا را براى پياده شدن گناه خرج مىكند، روايت و آيه قرآن را مىآورد و مىگويد: تو در قرآن نخواندى كه پروردگار مىگويد: رحمت من وصل به كل شيىء است، تو هم يك دانه از آن كل شيىءها هستى، اندازه كوهها كه اشتباه داشته باشى تو را پاك مىكند و در رحمت خود درمىآورد.
به يك گناه مالى دچار شد، پشيمان شدنش به خروج مال حرام و برگرداندن به صاحبانش است.
اينكه هر روز گناه كنى به اميد رحمت الهى، اخلاق مسيحيان منحرف است، اين كار تو ضد قرآن من است، اين ضد فرهنگ من است ،اين ضد منطق است، اين ضد دين است.(450)
گاهى شيطان انسان را علنى دعوت به گناه مىكند قرآن مىگويد: هر وقت دعوتت كرد دعوتش را اجابت نكنيد، كارت عروسى برايت آمده كه سى جور گناه در اين عروسى است كارت را ريزريز كن، و نگراه حرف زن و بچه نباش.
» يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ «(451)
مواظب باشيد زن و بچه، شما را ازمن جدا نكند كارت را پاره كن، بريز دور، و بدون دعوا و فحاشى به آنها بگو: كارت عروسى را پاره كردم چون خدا كه من را خلق كرده، كليد بهشت در اختيار اوست و راضى نيست، از اينرو هم راضى نيستم شماها به اين عروسى برويد.
قبول كردن دعوت شيطان
اميرالمؤمنين مىفرمايد: تلخى قبول دعوت شيطان، آتش جهنم است كه:
» وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ وَ الْحَرِيبَ مَنْ حُرِبَ دِينُهُ أَلَا وَ إِنَّهُ لَا فَقْرَ بَعْدَ الْجَنَّةِ أَلَا وَ إِنَّهُ لَا غِنَى بَعْدَ النَّارِ لَا يُفَكُّ أَسِيرُهَا وَ لَا يَبْرَأُ ضَرِيرُهَا «(452)
شيعيان من مواظب باشيد كه اسير عذاب نشويد، كه هر كس اسير عذاب بشود نجات ندارد و هر كس مريض جهنم بشود شفا ندارد، خيلى موقر مىتوانيد با شياطين انسى برخورد كنى، وسوسهشان را عمل نكنى.
اين شياطين جنى و انسى، اولياى خدا، عرفا، علما و همه مردم را وسوسه مىكرده، عرفا هم وسوسه مىكرده تنها طايفهاى كه وسوسه نمىشدند فقط انبيا و ائمه بودند، در بين زنان فقط حضرت مريم و حضرت زهرا و زينب كبرى بودند. در ميان غير معصومين فقط على اكبر و قمر بنى هاشم بوده است، اينها مصون از وسوسه كل شياطين بودند.
ولى ما مصونيت نداريم همين شك در ركعات نماز از وسوسههاى شيطان است، خداى متعال مىدانسته كه ما در برابر وسوسهها مصونيت نداريم، از اينرو احكام شكيات را درست كرده است.
خدا مىفرمايد: من برايت وصله درست كردم به نام شكيات، يك عملياتى است عمل مىكنى نمازت را وصله مىكنى، من نمازت را قبول مىكنم، بهشت هم به تو خواهم داد.
قرآن مجيد مىگويد: گوش ندادن به امر شياطين به فحشا و منكرات، به ذائقه ما تلخ است.(453)
امام باقر عليه السلام مىفرمايد:
» الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكَارِهِ «(454)
اين تلخى صبر در برابر گناه، تلخى شركت نكردن در جلسه گناه، تلخى نيفتادن در فحشا و منكرات كه خيلى خوشمزه و لذيذ است و مثل تلخى وسط گل مىماند كه تمام زنبورهاى عسل رويش مىنشينند اين ماده را مىخورند، تحمل مىكنند، سه ماه بعد كه اين تلخىها را خوردند اين عسل را از آن تلخى بيرون مىدهند.
» وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ «(455)
بندگان من! اين ماده تلخ گل چه عسلى داده است، از صبر تلخ شما، بهشت را مىچشانم. مقدارى تلخى را تحمل كنيد.
ثمره صبر در برابر گناه
من به يك كسى مراجعه كردم براى مطلب مهمى كه صد و بيست جلد هم كتاب نوشته و مرده است، اول نماز مغرب و عشا بود، يك نفر از او پرسيد چه شد به اينجا رسيدى؟ گفت: من از يك تلخى به اينهمه شيرينى رسيدم.
شهر ما يكى از سردترين شهرهاى ايران است، ايشان از دهاتهاى اطراف مىآمد جنس مىخريد، يك خانم جوانى مىآمد جنس مىخريد. چهار بعد از ظهر برف سنگينى گرفت، دو ساعته جادههاى ده بسته شد، هشتاد نود سال پيش اين زن جوان متحيرمانده بود، من آمدم رد بشوم، به من گفت: من مال فلان ده هستم گفت: جاده بند است، گرگهاى گرسنه مىريزند تو جاده، من آمدهام خريد كنم زود برگردم، الان نمىتوانم برگردم يك جا به ما بده.
آن شب هم خانه ما هيچ كس نبود من هم در حدود بيست و چهار سالم بود، در اوج غريزه شهوت، زنم نداشتم.
گفتم: بفرماييد خانه ما كرسى داغ است، آمد خانه ما، يك شام هم پختم، يك عباى پاره داشتم، آن عباى پاره را آوردم حياط، زير يك طاقى كوچك تا صبح در اين برف و بوران و يخبندان بيچاره شدم، يعنى ده دفعه تا اذان صبح من ملك الموت را جلوى چشمم ديدم.
آفتاب كه بيرون زد چايى برايش بردم گفتم: بازم مىمانى، گفت: نه، من مىروم اميدوارم خدا دنيا و آخرت تو را روشن كند، اين زن رفت، قلب ما مثل چشمه اول بهار شروع به جوشيدن كرد، دريا دريا معرفت از اين دريا جوشيد، ما هم ديديم دل شده مثل چشمه، رفتيم مدرسه كه طلبه بشوم، گفتم من مىخواهم طلبه بشوم، گفتند: بيا، درسهاى سه ساله را شش ماهه مىخواندم، تا به اينجا رسيدم. الآن هم شيرينى هشتاد سال عمرم را از تلخى آن شب مىبينم.
شيطان هيچ قدرتى ندارد قدرت مال شما مردم مؤمن است، قدرت مال شما رفيقهاى خوب خداست.
» إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون «(456)
بندگان واقعى پروردگار وقتى شيطان به آنها حمله مىكند، ياد قيامت و برزخ مىافتند.
» إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ «(457)
آثار خواندن سوره زلزال
اگر شيطانى به شما حمله كرد سوره زلزال را حفظ كنيد و بخوانيد، هر شيطان جنّى و انسى را از پا در مىآورد. اين ذكر همه عاشقان خداست، اين ذكر عارفان است، اين ذكر مناجاتىها است.(458)
» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ × إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا × وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا × وَ قَالَ الْإِنسَنُ مَا لَهَا × يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا «(459)
به زمين مىگويم روز زنا، ساعت زنا، شب زنا، آدرس زنا را به همه اهل محشر با فرياد بلند بگويد.
اگر شيطان به من حمله كند و من قيامت را ببينم. فرياد زمين را ببينم، خجالتم را پيش خدا ببينم، خجالتم را پيش اميرالمؤمنين و امام حسين ببينم، ببينم امام حسين فقط يك كلمه برگردد به من بگويد: تو هم شيطانى شدى، حالا هم توقع دارى دستت را بگيرم. پروردگار به من اجازه مىدهد؟
» يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا × بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا «
اى مردها، اى زنها، اى جوانها خداى متعال همه اعمال و كردار شما را مىبيند.(460)
» يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا × بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا × يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْاْ أَعْمَلَهُمْ × فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ × وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ «(461)
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
پی نوشت ها:
444) اشاره به سوره حجر (42 : (15؛ اسراء (65 : (17؛ ابراهيم (22 : (14؛ نحل (99 : (16
445) مستدرك الوسائل: 431/5، باب 29، حديث 6274؛ »قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله لِكُلِّ قَلْبٍ وَسْوَسَةٌ فَإِذَا فَتَقَ الْوَسْوَاسُ حِجَابَ الْقَلْبِ وَ نَطَقَ بِهِ اللِّسَانُ أُخِذَ بِهِ الْعَبْدُ وَ إِذَا لَمْ يَفْتُقِ الْحِجَابَ وَ لَمْ يَنْطِقْ بِهِ اللِّسَانُ فَلَا حَرَجَ.«
الكافى: 72/8، كَلَامُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عليه السلام، حديث 29؛ »عن سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ قَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام يَعِظُ النَّاسَ.. وَ لَا تَأْمَنُوا مَكْرَ اللَّهِ وَ تَحْذِيرَهُ وَ تَهْدِيدَهُ عِنْدَ مَا يَدْعُوكُمُ الشَّيْطَانُ اللَّعِينُ إِلَيْهِ مِنْ عَاجِلِ الشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّاتِ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا فَإِنَّ اللَّهَ U يَقُولُ إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ.«
446) وسائل الشيعة: 406/9، باب 18، حديث 12345؛ »قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: لَيْسَ شَيْءٌ أَثْقَلعَلَى الشَّيْطَانِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ هِيَ تَقَعُ فِي يَدِ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ الْعَبْدِ.«
447) اشاره به سوره مائده (32 : (5؛ »به اين سبب بر بنىاسرائيل لازم و مقرّر كرديم كه هر كس انسانى را جز براى حق ، ] قصاص [ يا بدون آنكه فسادى در زمين كرده باشد ، بكشد ، چنان است كه همه انسانها را كشته ، و هر كس انسانى را از مرگ برهاند و زنده بدارد ، گويى همه انسانها را زنده داشته است . و يقيناً پيامبران دلايل روشنى براى بنىاسرائيل آوردند ، سپس بسيارى از آنان بعد از آن در روى زمين به ] تجاوز از حدود حقّ و فساد و [ زيادهروى برخاستند .«
الكافى: 165/1، بَابُ الْهِدَايَةِ أَنَّهَا مِنَ اللَّهِ U، حديث 1؛ »عن ثَابِتِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ قَالَ أبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَا ثَابِتُ مَا لَكُمْ وَ لِلنَّاسِ كُفُّوا عَنِ النَّاسِ وَ لَا تَدْعُوا أَحَداً إِلَى أَمْرِكُمْ فَوَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلَ الْأَرَضِينَ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَهْدُوا عَبْداً يُرِيدُ اللَّهُ ضَلَالَتَهُ مَا اسْتَطَاعُوا عَلَى أَنْ يَهْدُوهُ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلَ الْأَرَضِينَ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يُضِلُّوا عَبْداً يُرِيدُ اللَّهُ هِدَايَتَهُ مَا اسْتَطَاعُوا أَنْ يُضِلُّوهُ كُفُّوا عَنِ النَّاسِ وَ لَا يَقُولُ أَحَدٌ عَمِّي وَ أَخِي وَ ابْنُ عَمِّي وَ جَارِي فَإِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً طَيَّبَ رُوحَهُ فَلَا يَسْمَعُ مَعْرُوفاً إِلَّا عَرَفَهُ وَ لَا مُنْكَراً إِلَّا أَنْكَرَهُ ثُمَّ يَقْذِفُ اللَّهُ فِي قَلْبِهِ كَلِمَةً يَجْمَعُ بِهَا أَمْرَهُ.«
448) الكافى: 28/5، باب وصية رسول الله صلى الله عليه وآله، حديث 4؛ »قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ بَعَثَنِي رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله إِلَى الْيَمَنِ وَ قَالَ لِي يَا عَلِيُّ لَا تُقَاتِلَنَّ أَحَداً حَتَّى تَدْعُوَهُ وَ ايْمُ اللَّهِ لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْكَ رَجُلًا خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَ غَرَبَتْ وَ لَكَ وَلَاؤُهُ يَا عَلِيُّ.«
449) نهج البلاغه: خطبه 63؛ »فَتَزَوَّدُوا فِي الدُّنْيَا مِنَ الدُّنْيَا مَا تَحْرُزُونَ بِهِ أَنْفُسَكُمْ غَداً فَاتَّقَى عَبْدٌ رَبَّهُ نَصَحَ نَفْسَهُ وَ قَدَّمَ تَوْبَتَهُ وَ غَلَبَ شَهْوَتَهُ فَإِنَّ أَجَلَهُ مَسْتُورٌ عَنْهُ وَ أَمَلَهُ خَادِعٌ لَهُ وَ الشَّيْطَانُ مُوَكَّلٌ بِهِ يُزَيِّنُ لَهُ الْمَعْصِيَةَ لِيَرْكَبَهَا وَ يُمَنِّيهِ التَّوْبَةَ لِيُسَوِّفَهَا إِذَا هَجَمَتْ مَنِيَّتُهُ عَلَيْهِ أَغْفَلَ مَا يَكُونُ عَنْهَا فَيَا لَهَا حَسْرَةً عَلَى كُلِّ ذِي غَفْلَةٍ أَنْ يَكُونَ عُمُرُهُ عَلَيْهِ حُجَّةً وَ أَنْ تُؤَدِّيَهُ أَيَّامُهُ إِلَى الشِّقْوَةِ نَسْأَلُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَنْ يَجْعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِمَّنْ لَا تُبْطِرُهُ نِعْمَةٌ وَ لَا تُقَصِّرُ بِهِ عَنْ طَاعَةِ رَبِّهِ غَايَةٌ وَ لَا تَحُلُّ بِهِ بَعْدَ الْمَوْتِ نَدَامَةٌ وَ لَا كَآبَةٌ.«
نهج البلاغه: حكمت 323؛ »قَالَ عليه السلام وَ قَدْ مَرَّ بِقَتْلَى الْخَوَارِجِ يَوْمَ النَّهْرَوَانِ بُؤْساً لَكُمْ لَقَدْ ضَرَّكُمْ مَنْ غَرَّكُمْ فَقِيلَ لَهُ مَنْ غَرَّهُمْ يَاأَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ الشَّيْطَانُ الْمُضِلُّ وَ الْأَنْفُسُ الْأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ غَرَّتْهُمْ بِالْأَمَانِيِّ وَ فَسَحَتْ لَهُمْ بِالْمَعَاصِي وَ وَعَدَتْهُمُ الْإِظْهَارَ فَاقْتَحَمَتْ بِهِمُ النَّارَ.«
450) الكافى: 68/2، باب الخوف و الرجاء، حديث 5؛ »عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قُلْتُ لَهُ قَوْمٌ يَعْمَلُونَ بِالْمَعَاصِي وَ يَقُولُونَ نَرْجُو فَلَا يَزَالُونَ كَذَلِكَ حَتَّى يَأْتِيَهُمُ الْمَوْتُ فَقَالَ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ يَتَرَجَّحُونَ فِي الْأَمَانِيِّ كَذَبُوا لَيْسُوا بِرَاجِينَ إِنَّ مَنْ رَجَا شَيْئاً طَلَبَهُ وَ مَنْ خَافَ مِنْ شَيْءٍ هَرَبَ مِنْهُ.«
451) منافقون (9 : (63؛ »اى مؤمنان ! مبادا اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل كنند ، و آنان كه ] به خاطر مال و فرزند از ياد خدا [ غافل مىشوند ، زيانكارند .«
452) الكافى: 216/2، باب سلامة الدين، حديث 2؛ بحار الأنوار: 212/65، باب 23، حديث 2.
453) اشاره است به آيات:
بقره (268 : (2؛ »شيطان ، شما را ] به هنگام انفاق مال با ارزش [ از تهيدستى و فقر مىترساند ، و شما را به كار زشت ] چون بخل وخوددارى از زكات و صدقات [امر مىكند ، و خدا شما را از سوىخود وعده آمرزش و فزونى رزق مىدهد ؛ و خدا بسيار عطا كننده و داناست .«
نور (21 : (24؛ »اى مؤمنان ! از گامهاى شيطان پيروى نكنيد ؛ و هر كه از گامهاى شيطان پيروى كند ] هلاك مىشود [ زيرا شيطان به كار بسيار زشت و عمل ناپسند فرمان مىدهد ؛ و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود ، هرگز احدى از شما ] از عقايد باطل و اعمال و اخلاق ناپسند [پاك نمىشد ، ولى خدا هر كه را بخواهد پاك مىكند ؛ و خدا شنوا و داناست .«
454) الكافى: 89/2، باب الصبر، حديث 7؛ بحار الأنوار: 72/68، باب 62، حديث 4.
455) نحل (68 : (16؛ »و پروردگارت به زنبور عسل الهام كرد كه از كوهها و درختان و آنچه ] از دار بستهايى [ كه ] مردم [ بر مىافرازند ، براى خود خانههايى برگير .«
456) نحل (99 : (16؛ »يقيناً او بر كسانى كه ايمان آوردهاند وهمواره بر پروردگارشان توكل مىكنند ، تسلّطى ندارد .«
457) اعراف (201 : (7؛ »مسلماً كسانى كه ] نسبت به گناهان ، معاصى و آلودگىهاى ظاهرى وباطنى [تقوا ورزيدهاند ، هرگاه وسوسههايى از سوى شيطان به آنان رسد ] خدا و قيامت را [ياد كنند ، پس بىدرنگ بينا شوند ] و از دام وسوسههايش نجات يابند . [«
458) بحار الأنوار: 333/89، باب 112، حديث 1؛ »قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله مَنْ قَرَأَ إِذَا زُلْزِلَتْ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ كَانَ كَمَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ كُلَّهُ.«
بحار الأنوار: 333/89، باب 112، حديث 2؛ »أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ لَا تَمَلُّوا ]مِنْ [قِرَاءَةِ إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ فَإِنَّ مَنْ كَانَتْ قِرَاءَتُهُ ] بِهَا [ فِي نَوَافِلِهِ لَمْ يُصِبْهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِزَلْزَلَةٍ أَبَداً وَ لَمْ يَمُتْ بِهَا وَ لَا بِصَاعِقَةٍ وَ لَا بِآفَةٍ مِنْ آفَاتِ الدُّنْيَا فَإِذَا مَاتَ أُمِرَ بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ فَيَقُولُ اللَّهُ U عَبْدِي أَبَحْتُكَ جَنَّتِي فَاسْكُنْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتَ وَ هَوِيتَ لَا مَمْنُوعاً وَ لَا مَدْفُوعاً.«
459) زلزال (4 - 1 : (99؛ »به نام خدا كه رحمتش بىاندازه است و مهربانىاش هميشگى × هنگامى كه زمين را با ] شديدترين [ لرزشش بلرزانند ، × و زمين بارهاى گرانش را بيرون اندازد ، × و انسان بگويد : زمين را چه شده است ؟ × آن روز است كه زمين اخبار خود را مىگويد.«
460) تفسيرالقمي: 433/2 بحار الأنوار: 169/27، باب 7، حديث 8؛ »أبي جعفر عليه السلام فِي قَوْلِهِ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ يَقُولُ إِنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ وَ كَانَ قَدْ عَمِلَ فِي الدُّنْيَا مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَسْرَةً إِنْ كَانَ عَمَلُهُ لِغَيْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ يَقُولُ إِذَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ رَأَى ذَلِكَ الشَّرَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ غُفِرَ لَهُ.«
بحار الأنوار: 60/7، باب 4، حديث 10؛ »عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فِي بَابِ مَوَاعِظِهِ عليه السلام حَيْثُ قَالَ: اعْلَمْ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَّ مِنْ وَرَاءِ هَذَا أَعْظَمَ وَ أَفْظَعَ وَ أَوْجَعَ لِلْقُلُوبِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ يَجْمَعُ اللَّهُ فِيهِ الْأَوَّلِينَ وَ الآْخِرِينَ ذَلِكَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَ تُبَعْثَرُ فِيهِ الْقُبُورُ وَ ذَلِكَ يَوْمَ الآْزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ كاظِمِينَ وَ ذَلِكَ يَوْمٌ لَا تُقَالُ فِيهِ عَثْرَةٌ وَ لَا تُؤْخَذُ مِنْ أَحَدٍ فِدْيَةٌ وَ لَا تُقْبَلُ مِنْ أَحَدٍ مَعْذِرَةٌ وَ لَا لِأَحَدٍ فِيهِ مُسْتَقْبَلُ تَوْبَةٍ لَيْسَ إِلَّا الْجَزَاءُ بِالْحَسَنَاتِ وَ الْجَزَاءُ بِالسَّيِّئَاتِ فَمَنْ كَانَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ عَمِلَ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا مِثْقَالَ ذَرَّةٍ مِنْ خَيْرٍ وَجَدَهُ وَ مَنْ كَانَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ عَمِلَ فِي هذِهِ الدُّنْيَا مِثْقَالَ ذَرَّةٍ مِنْ شَرٍّ وَجَدَهُ، الْخَبَرَ.«
461) زلزال (8 - 4 : (99؛ »آن روز است كه زمين اخبار خود را مىگويد ؛ × زيرا كه پروردگارت به او وحى كرده است . × آن روز مردم ] پس از پايان حساب [به صورت گروههاى پراكنده ] به سوى منزلهاى ابدى خود بهشت يا دوزخ [ باز مىگردند ، تا اعمالشان را ] به صورت تجسم يافته [ به آنان نشان دهند . × پس هركس هموزن ذرهاى نيكى كند ، آن نيكى را ببيند . × و هركس هموزن ذرهاى بدى كند ، آن بدى را ببيند .«