منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد چهارم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
اهل فن، عجايب عظمت حضرت محبوب را به دوگونه معنا كردهاند:
اوّل: كمال ذات، بلندى شأن، بزرگى قدرت، كمال شرف، شدّت بىنيازى از خلق، نهايت احتياج مخلوقات به او، دوام سلطنت و جريان ابدى حكومت بر ماسوا، كه او مبدأ مقام هر صاحب مقام، و منتهاى سلطنت هر صاحب سلطنت «1»، و قدرت هر صاحب قدرت است. شأنى ارفع از شأن او و سلطنتى اعظم از سلطنت او و مقامى مافوق او ازلًا و ابداً وجود ندارد.
دوّم: كيفيّت و كميّت آفرينش موجودات و مخلوقات شگفت آور، كه هر يك از آنها كمال عظمت خالق خود را مىنمايانند.
عظمت حق از زبان قرآن مجيد
به ذكر تمام آيات كتاب حق و تفسير و توضيح هر يك در زمينه عظمت حق كه تصورش براى هيچ قدرتى ممكن نيست احتياجى نمىبينم. به چند آيه به عنوان نمونه اكتفا مىنمايم، باشد كه نور اين آيات دور نمايى از عظمت حضرت ربّ العزّه را به ما بنماياند.
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْمَاً» «2»
خداست كه هفت آسمان و نيز مثل آنها هفت زمين را آفريد. همواره فرمان او در ميان آنها نازل مىشود تا بدانيد كه خدا بر هر كارى تواناست و اين كه يقيناً علم خدا به همه چيز احاطه دارد.
خلقت هفت آسمان و زمين
مفسّران متخصّص براساس ششمين آيه سوره مباركه صافّات كه مىفرمايد:
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ» «3»
همانا ما آسمان دنيا را به زيور ستارگان آراستيم.
مىگويند:
آنچه ما مىبينيم و دانش بشر تاكنون به آن رسيده تماماً در رابطه با آسمان اوّل است، و ماوراى اين همه ثوابت و سيارات كه هنوز عددش بر كسى معلوم نيست، شش جهان ديگر وجود دارد كه از دسترس دانش ما بيرون است. درباره هفت زمين هم نظر بسيارى از محقّقان همان نظر آنان در مسأله هفت آسمان است.
علم محدود بشر
مسأله خلقت و آفرينش، مسأله بهت آورى است. دست دانش گر چه به اوج كمال برسد از احاطه به اوضاع هستى، كوتاه خواهد بود. در اين زمينه به دو آيه از قرآن مجيد توجه نماييد:
وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا» «4»
و از تو درباره روح مىپرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است، و از دانش و علم جز اندكى به شما ندادهاند.
در روايتى از حضرت صادق عليه السلام نقل شده:
دانش بيست و هفت حرف است و مجموع آنچه پيامبران آوردهاند دو حرف است و مردم تا آن روز بيش از آن دو حرف را نمىدانند و چون قائم قيام كند بيست و پنج حرف بقيه را برون آورده و در ميان مردم منتشر مىسازد و بدين سان مجموع بيست و هفت جزء دانش را نشر مىدهد! «5» تازه بقيّه علمى كه امام عصر آشكار مىكند، همه علم نيست، كه همه علم نزد خداوند است و بس:
وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيرٌ حَكِيمٌ» «6»
اگر [براى نوشتن و ثبت كردن كلمات خدا كه در حقيقت مخلوقات او هستند] آنچه درخت در زمين است قلم باشد و دريا [مركب] و هفت درياى ديگر آن را پس از پايان يافتنش مدد رسانند، كلمات خدا پايان نپذيرد؛ يقيناً خدا تواناى شكستناپذير و حكيم است.
كرات مشابه كره زمين
دانشمندان فلكى مىگويند:
كراتى كه مشابه كره زمين بر گرد خورشيدها در اين جهان بزرگ گردش مىكند حداقل سيصد ميليون كره است. ونيز تأكيد مىكنند كه در كهكشانى كه منظومه شمسى جزء آن است، ميليونها ميليون كره وجود دارد كه در شرايطى مشابه كره زمين قرار گرفته. و اين همه گوشهاى از قدرت و احاطه و علم حضرت اوست!
اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد:
لَهذِهِ النُّجُومُ الَّتى فِى السَّماءِ مَدائِنُ مِثْلُ الْمَدائِنِ الَّتى فِى الأرْضِ. «7»
اين ستارگانى كه در آسمان است شهرهايى همچون شهرهاى روى زمين هستند.
وَلِلّهِ مَا فِي السَّماوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً» «8»
و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى خداست؛ و خدا همواره بر هر چيزى احاطه دارد.
وَلِلّهِ مُلْكُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» «9»
و مالكيّت و فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو قرار دارد، فقط در سيطره خداست، هر چه را بخواهد مىآفريند، و خدا بر هر كارى تواناست.
وَهُوَ اللّهُ فِي السَّماوَاتِ وَفِي الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهْرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ» «10»
و او در آسمانها و در زمين، خداست كه نهان و آشكار شما را مىداند، و نيز به آنچه [از خير و شر] به دست مىآوريد، آگاه است.
به قول عارف شوريده، شمس مغربى:
|
اى جمال تو در جهان مشهور |
ليكن از چشم انس و جان مستور |
|
|
نور رويت به ديدهها نزديك |
ليكن از ديدنش نظرها دور |
|
|
غير گرمى كجا كند ادراك |
زآفتاب منير تابان كور |
|
|
گر چه باشد عيان چه شايد ديد |
قرص خورشيد را به ديده مور |
|
|
هم به تو مىتوان تو را ديدن |
بل تويى ناظر و تويى منظور |
|
(شمس مغربى)
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- رياض السالكين: 2/ 142.
(2)- طلاق (65): 12.
(3)- صافّات (37): 6.
(4)- اسراء (17): 85.
(5)- بحار الأنوار: 52/ 336، باب 27، حديث 73؛ الخرائج و الجرائح: 2/ 841.
(6)- لقمان (31): 27.
(7)- تفسير القمى: 2/ 218، ذيل آيه 182 سوره صافّات.
(8)- نساء (4): 126.
(9)- مائده (5): 17.
(10)- انعام (6): 3.